نشریه فلسفه علم بر اساس مجوز شماره 3/11/50662 به تاریخ 1390/3/25 کمیسیون نشریات وزارت علوم حائز رتبه علمی-پژوهشی گردید. فلسفه علم در ایران رشته تقریبا نوپایی است. این رشته نزدیک به دو دهه پیش تاسیس شد و در حال حاضر دورههای کارشناسی ارشد و دکتری آن در کشور برگزار میشود. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با انتشار اولین مجله علمیـپژوهشی این رشته، سعی بر آن دارد تا ضمن انتشار آخرین یافتههای پژوهشگران، اعضای هیات علمی و دانشجویان در این حیطه، زمینه تشکیل «جامعه تخصصی فلسفه علم» و گسترش مطالعات این رشته در کشور را فراهم آورد.
در این زمینه از مقالات در محورهای ذیل استقبال مینماییم:
فلسفه علم عام: مباحث معرفتشناسی و هستیشناسی علم، روششناسی علم، تاریخ فلسفه علم، مکاتب فلسفه علم، علم و جامعه، نسبت تاریخ و فلسفه علم
چکیده هستیشناسی شیءگرا با گذر از محوریت سوژه انسانی، بر استقلال هستیشناختی اشیا و پسنشینی همیشگی واقعیت آنها از تمامی روابط تأکید میکند. گراهام هارمن، مدافع اصلی این رویکرد، هرچند از نظریه کنشگرشبکه برونو لاتور تاثیر گرفته است، آن را در چندین اثر خود مورد نقد قرار میدهد. هارمن برونو لاتور را به فروکاستن اشیا به شبکهای از روابط متهم میکند؛ مدعی است که لاتور به اشتباه همه روابط را متقابل میانگارد، به اشتباه هستیشناسی را در سطح رویدادها نیز مسطح میکند، و نظریه کنشگرشبکه، و همه فلسفههای «شدن»، را از فهم مسئله اینهمانی، و ثبات در عین تغییر، ناتوان میبیند. مقاله حاضر ضمن تحلیل هستیشناسی شیءگرا، نقدهای هارمن بر نظریه کنشگرشبکه را ارزیابی میکند. استدلال خواهم کرد که خوانش هارمن از نظریه کنشگرشبکه در نقدهای فوق دقیق نیست، و در چندین جا وی دچار خلط مفهومی شده است. مقاله نتیجه میگیرد که اختلاف اصلی دو رویکرد نه بر سر وجود و روابط اشیا، بلکه بیشتر روششناختی است.
چکیده کریستین لیست با الهام از موضع قصدی دنت، چارچوبی عملگرایانه ارائه میدهد که بر اساس آن، هر سامانهای (چه انسانی و چه مصنوعی) که در سطح کلان واجد سه شرط عاملیت قصدی، امکانهای بدیل و کنترل علّی باشد، میتواند صاحب ارادۀ آزاد تلقی شود؛ حتی اگر فاقد آگاهی پدیداری باشد. این مقاله با بهرهگیری از روش تحلیل مفهومی و استناد به نقدهای موجود در ادبیات فلسفی (از جمله نقدهای کین بر مسئلۀ منشأ، نقدهای مورفی و براون بر علیت نزولی و نوخاستگی، و شواهد تجربی نهمیاس دربارهی نقش احساسات استراسونی در انتساب ارادۀ آزاد)، نشان میدهد که چارچوب لیست در تمایز میان «خودآیینی کارکردی» و «ارادۀ آزادِ مسئولیتزا» دچار ابهامی ساختاری است. فروکاست ارادۀ آزاد به صرفِ «کفایت تبیینی» نهتنها به تورم مفهومی میانجامد، بلکه بستر را برای «مسئولیتگریزی الگوریتمی» فراهم میکند؛ وضعیتی که در آن توسعهدهندگان و نهادها میتوانند با استناد به عاملیت سامانه، خود را از پاسخگویی معاف سازند. در پاسخ به این چالش، چارچوب سهسطحی پیشنهادی این مقاله با تفکیک خودآیینی کارکردی (سطح ۱)، ارادۀ آزاد قوی (سطح ۲) و مسئولیت اخلاقی (سطح ۳)، شرطی گذار را به عنوان معیار ارادۀ آزاد قوی معرفی میکند: «توانایی بازنگری در اهداف نهایی بر پایۀ ارزشها». این شرط، مستلزم آگاهی پدیداری و احساسات استراسونی است و روشن میسازد که چرا هیچ سامانۀ مصنوعی امروزی—حتی پیشرفتهترین مدلهای زبانی—فاقد ارادۀ آزاد قوی است. تمایز مذکور ضمن رفع ابهام نظری لیست، پیامدهای هنجاری مهمی برای اخلاق هوش مصنوعی، مسئولیتپذیری حقوقی و سیاستگذاری فناوری دارد.
چکیده بررسی قطعیت و صلابت قضایای ریاضی یکی از موضوعات مهم در فلسفه ریاضی است. مکاتب مختلفی همچون منطقگرایی، شهودگرایی، افلاطون گرایی و طبیعت گرایی کوشیده اند تا نظریه هایی در این باره ارائه کنند. این مکاتب معمولاً به دنبال مبنایی یقینی برای ریاضیات هستند تا به این روش قطعیت قضایای ریاضی و منطق را توجیه کنند که این کار همواره با ناکامیهای متعددی همراه بوده است. در این مقاله می کوشیم تا این موضوع را در پرتو آرای ویتگنشتاین متاخر بررسی کنیم. یعنی به جای اینکه بپرسیم «مبنای منطق و ریاضیات چیست؟» سوال کنیم «چرا ریاضیات به مبنا نیاز دارد؟» از این رو پس از بررسی مبناگرایی نشان می دهیم که بر اساس آرای ویتگنشتاین، ریاضیات به مثابه یک بازی-زبان چه معنایی دارد. در این جهت هندسه و منطق را به منزله دو بازی-زبان در ریاضیات بررسی می کنیم و نشان می دهیم که یقین ما به قواعد و احکام ریاضی، نه از بنیانهای استوار، بلکه از نقش گرامری قواعد در روال عملی استنتاج و محاسبه ناشی میشود که نشانه اعتماد عملی و مهارت ما برای شرکت در این روال است.
چکیده موضوعی اجتماعی، همانند دانشگاه، با طیفِ وسیعی از مسائل درگیر است، و پژوهشهای اجتماعی با موضوعِ دانشگاه، انجام میشوند تا این مسائل حل شوند. در این پژوهشها از روشهای متکثری استفاده میشود که هر کدام از آنها، تنها قادرند دانشگاه را از جنبهای خاص، و با تأکید بر مفاهیمی خاص، مورد بررسی قرار دهند. حامیان دولتی و سرمایهگذاران صنعتی نیز که تنها برخی از کارکردهای دانشگاه برایشان جذاب است صرفا از پژوهشهای مورد علاقه خود حمایت کرده و لذا به «ارزشمندتر» شدن، برجستهتر شدن و و تقویت بیشتر مفاهیمی منجر میشوند که در فضای بیرون از دانشگاه، برای آن سرمایهگذاران و حامیان، دارای اهمیت است. نتیجه چنین فرایندی، ممکن است به از بین رفتن هنجارهای درونی دانشگاه و درنتیجه به سوءرفتارها، تخلفها و بیاخلاقیهای علمی و مالی منجر شود. این درحالی است که از چندین دهه پیش، برخی محققانِ اجتماعی، به طور مشخص محققان نظریه انتقادی، این موضوع، یعنی اهمیتِ توجه به تمامیت یک موضوع اجتماعی، و نه صرفاً پرداختن به یک جنبۀ خاص از آن، را موردِ توجه قرار داده بودند. محققان نظریۀ انتقادی، شرح میدهند که چطور آنچه آنها «نقدِ درونذات» مینامند میتواند به بازاندیشی در «مفاهیمی توهمی» منجر شود که ممکن است در هنگام استفاده از روشهای تحصلگرایانه و در حین بکار بردن پرسشنامههای رایج در تحقیقات میدانی، غالب شوند. مقالۀ حاضر، با شرح روششناسیِ نظریۀ انتقادی، و با ارایۀ بحثی در موضوع پژوهشهای مرتبط با دانشگاه در ایران، ادعا میکند که پژوهشهای رایج سنتی در ایران با برجسته کردن برخی علایق گروههای خاص، و حذف موضوعات عمومی، مثل انگارههای مرتبط با اخلاق علم، ممکن است به تضعیف عملکرد، یا حتی فروپاشی، نهاد علم و دانشگاه منجر شود.
چکیده در مطالعات علم و فناوری، عاملیت فناوری عمدتاً به نقش آن در بازآرایی روابط اجتماعی و شبکههای انسانی ـ غیرانسانی محدود شده و تأثیر آن بر انتخاب و تحول چارچوبهای نظری کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این مقاله، از طریق موردکاوی مطالعات بلاکچین به عنوان یک فناوری نوظهور و با طرح مفهوم «دیالکتیک نظریه ـ فناوری» نشان میدهد که فناوری میتواند در شکلگیری، تعدیل و جابهجایی نظریههای مورد استفاده پژوهشگران نقش ایفا کند. مباحث این مقاله نشان میدهند که هیچ چارچوب نظری واحدی قادر به تبیین همه ابعاد فناوریهای نوظهوری چون بلاکچین نیست و پژوهشگران ناگزیر از بهرهگیری همزمان از نظریههای متنوع هستند. این وضعیت بیانگر نوعی «انعطافپذیری نظری» در مواجهه با فناوریهای پیچیده است. مقاله در نهایت «مونتاژ نظری» را بهعنوان راهبردی روششناختی برای مطالعه فناوریهای نوظهور پیشنهاد و به دلالتهای روششناختی آن برای حوزه مطالعات فناوری اشاره میکند.
چکیده پُل جوزف سالومون بناسراف، استاد فلسفهی ریاضیات دانشگاه پرینستون، در سال 2025 و در سن 93 سالگی درگذست.او با طرح مسئلههایی بنیادین، فلسفهیریاضیات را از بحثی صرفاً منطقی به مسئلهای عمیق در معرفتشناسی و متافیزیک تبدیل کرد. مقالات او ازجمله مهمترین آثار فلسفهی ریاضیات در قرن بیستم بهشمار میروند و نقش مهمی در شکلگیری و گسترش دیدگاه «ساختارگرایی» در ریاضی دارند. دو مقاله که باعث شهرت جهانی او شد مورد بررسی قرار خواهند گرفت و واکنش دیگر فلاسفه به آنها، بهصورت مختصر، مرور خواهند شد. بناسراف نتیجه گرفت که اعداد، هویت ذاتی مستقل ندارند؛ آنچه مهم است «نقش» آنها در ساختار عددی است. او همچنین مسئلهای را مطرح کرد که بعدها به «مسئلهی بناسراف» مشهور شد: این پرسش که چگونه انسان میتواند دربارهی اشیای انتزاعیِ ریاضی شناخت داشته باشد.
چکیده این پژوهش به تحلیل انتقادی علمباوری (Scientism) بهمثابه یک موضع معرفتشناختی میپردازد که در آن علم از ابزار شناخت طبیعت به معیار نهایی همهی حقیقت ارتقا مییابد. آنچه این مقاله در درجه نخست عهدهدار بیان آنست، اینکه خود ایده علمباوری مراتب و ارکان مختلفی دارد که توجه به آنها میتواند در فهم دقیقتر آن و دوری از آسیبهای گوناگونش راهنما باشد. یافتة مقاله این است که علمباوری در سه مرتبه تحقق مییابد: (۱) طبیعتگرایی علمی که واقعیت را به طبیعت قابل مشاهده محدود میکند؛ (۲) انحصار روششناختی که تنها روش علوم طبیعی را برای کسب معرفت معتبر میداند؛ (۳) سلطهجویی علمی که علوم طبیعی و در این میان هم علوم بنیادیتر را تنها مرجع پاسخگویی به همهی پرسشهای بشری میانگارد. نشان داده میشود که این مراتب بر سه رکن استوار است: تقلیلگرایی (فروکاستن پدیدههای پیچیده به اجزای فیزیکی)، داروینیسم (تبیین زیستشناختی همهی رفتارها و باورها)، و طبیعیسازی هنجارمندی (تقلیل اخلاق و ارزشها به فرآیندهای تکاملی). پژوهش نشان میدهد که پیامدهای علمباوری زنجیرهوار است: از انکار متافیزیک و الهیات آغاز میشود، به تخریب مبانی اخلاق هنجاری میانجامد، و سرانجام به نفی تمایز انسان از طبیعت و فروپاشی علوم انسانی میرسد. در نهایت، نتیجهگیری کلیدی مقاله این است که علمباوری نه تنها یک خطای معرفتشناختی، بلکه مسیری از انکار خدا تا نفی انسان است که بنیانهای فلسفی، اخلاقی و انسانشناختی تمدن را تهدید میکند.