موضوعات = فلسفه علوم اجتماعی
فلسفه علوم اجتماعی

نقدی بر مطالعاتِ دانشگاه در ایران از منظرِ نظریۀ انتقادی

دوره 15، شماره 2، بهمن 1404

https://doi.org/10.30465/ps.2026.54547.1830

کیوان الستی

چکیده موضوعی اجتماعی، همانند دانشگاه، با طیفِ وسیعی از مسائل درگیر است، و پژوهش‌های اجتماعی با موضوعِ دانشگاه، انجام می‌شوند تا این مسائل حل شوند. در این پژوهش‌ها از روش‌های متکثری استفاده می‌شود که هر کدام از آن‌ها، تنها قادرند دانشگاه را از جنبه‌ای خاص، و با تأکید بر مفاهیمی خاص، مورد بررسی قرار دهند. حامیان دولتی و سرمایه‌گذاران صنعتی نیز که تنها برخی از کارکردهای دانشگاه برایشان جذاب است صرفا از پژوهش‌های مورد علاقه خود حمایت کرده و لذا به «ارزشمندتر» شدن، برجسته‌تر شدن و و تقویت بیشتر مفاهیمی منجر می‌شوند که در فضای بیرون از دانشگاه، برای آن سرمایه‌گذاران و حامیان، دارای اهمیت است. نتیجه چنین فرایندی، ممکن است به از بین رفتن هنجارهای درونی دانشگاه و درنتیجه به سوءرفتارها، تخلف‌ها و بی‌اخلاقی‌های علمی و مالی منجر شود. این درحالی است که از چندین دهه پیش، برخی محققانِ اجتماعی، به طور مشخص محققان نظریه انتقادی، این موضوع، یعنی اهمیتِ توجه به تمامیت یک موضوع اجتماعی، و نه صرفاً پرداختن به یک جنبۀ خاص از آن، را موردِ توجه قرار داده بودند. محققان نظریۀ انتقادی، شرح می‌دهند که چطور آنچه آنها «نقدِ درون‌ذات» می‌نامند می‌تواند به بازاندیشی در «مفاهیمی توهمی» منجر شود که ممکن است در هنگام استفاده از روش‌های تحصل‌گرایانه و در حین بکار بردن پرسشنامه‌های رایج در تحقیقات میدانی، غالب شوند. مقالۀ حاضر، با شرح روش‌شناسیِ نظریۀ انتقادی، و با ارایۀ بحثی در موضوع پژوهش‌های مرتبط با دانشگاه در ایران، ادعا می‌کند که پژوهش‌های رایج سنتی در ایران با برجسته کردن برخی علایق گروه‌های خاص، و حذف موضوعات عمومی، مثل انگاره‌های مرتبط با اخلاق علم، ممکن است به تضعیف عملکرد، یا حتی فروپاشی، نهاد علم و دانشگاه منجر شود.

فلسفه علوم اجتماعی

واقعیت انواع اجتماعی: رویکرد واقع گرایانه تشکیکی

دوره 15، شماره 1، شهریور 1404

https://doi.org/10.30465/ps.2025.53257.1804

محمد حسین زارعی، سید علی طاهری خرم آبادی

چکیده پرسش از واقعیت انواع اجتماعی (مانند پول، ملیت یا جنسیت) یکی از مسائل بنیادین هستی‌شناسی اجتماعی است. این مقاله از رویکردی دفاع می‌کند که آن را واقع‌گرایی تشکیکی می‌نامیم: در این دیدگاه، واقعیت انواع اجتماعی امری مطلق و دوگانه نیست، بلکه وابسته به درجه ی تحقق چهار معیار عملیاتی است. این معیارها عبارت‌اند از: ۱.نقش تبیینی–پیش‌بینی: اینکه حذف نوع اجتماعی توان توضیح یا پیش‌بینی پدیده‌ها را کاهش دهد؛ ۲. ثبات بین‌الاذهانی و نهادی: یعنی کنشگران و نهادها آن را به‌صورت پایدار بازتولید کنند؛ ۳. کفایت ساختاری: قواعد نهادی و اسناد عینی به تثبیت آن کمک کنند؛ و ۴. سنجش‌پذیری تجربی: امکان ارزیابی و بررسی نظام‌مند دربارة آن وجود داشته باشد. سه مطالعة موردی پول، گروه نوع ۲ و دولت نشان می‌دهد که انواع اجتماعی درجات متفاوتی از واقعیت دارند: پول و دولت واجد واقعیت قوی‌اند، درحالی‌که گروه‌های نوع ۲ واقعیت میانه و مشروط دارند. این چارچوب گذار از داوری‌های مطلق‌گرایانه به ارزیابی‌های تشکیکی و ساختار محور را در تحلیل پدیده‌های اجتماعی ممکن می‌سازد.

فلسفه علوم اجتماعی

نقش حساسیت اخلاقی در تحلیل رابطه میان نظریه اجتماعی و عمل در نگاه آدورنو: نقد بازسازی فرینهگن از آدورنو

دوره 15، شماره 1، شهریور 1404

https://doi.org/10.30465/ps.2025.51740.1782

بهراد موسوی رمضان زاده

چکیده این مقاله به تبیین نقش مفهوم حساسیت اخلاقی (Moral Sensibility) در رابطه میان ذهن و واقعیت در چارچوب ایده رهایی (Liberation) که توسط تئودور آدورنو (Theodor W. Adorno) بیان شده است، می‌پردازد. این تبیین در پیوند با این پرسش قرار می‌گیرد که چگونه می‌توان نظریه‌ای فلسفی در باب اخلاق داشت که بتواند خود را بدل به نیروی مادی در جامعه کند، بدین معنا که این نیرو صرفا هدایت‌کننده کنش عامل‌ها در سطح معرفتی نباشد و بلکه به لحاظ مادی نیز محرک آن‌ها در سطح اراده باشد؟ این مقاله امر مطلق (Categorical Imperative) کانت را که بر جهان‌شمولی و غیرمشروط بودن تعهدات اخلاقی تأکید می‌کند، با دیدگاه‌های فلسفی جایگزینی که مدعی ماهیت مشروط اخلاق هستند و بر ریشه داشتن اخلاق در خواسته‌ها و احساسات انسانی تأکید دارند، مقایسه می‌کند. از طریق این مقایسه، بر اهمیت صورت‌بندی پرسش از لوازم اخلاقی از جمله حساسیت اخلاقی در قالب «مساله هنجارمندی» (Problem of Normativity) تاکید می‌کند و رهایی را به عنوان یک عنصر اساسی زندگی اخلاقی در جامعه مدرن قرار می‌دهد. این مقاله، با استفاده از تز «ارسطویی‌گرایی منفی» (Negative Aristotelianism) فابیان فرینهیگن (Fabian Freyenhagen)، بر ضرورت تشخیص «بد» به عنوان نقطه شروع نقد اخلاقی تأکید کرده و در عین حال کوشش می‌گردد با نقد خوانش فرینهگن از آدورنو محدودیت‌های چارچوب‌های بیش از حد ساده‌ای را که صرفاً بر نیازهای اساسی انسانی متمرکز هستند، به چالش کشیده شود. با دخیل کردن برخی بصیرت‌ها در مورد ناخودآگاه و زمینه اجتماعی-تاریخی، نشان داده می‌شود که چگونه حساسیت اخلاقی نه تنها توسط تأمل عقلانی، بلکه توسط نیروهای عمیق‌تر روانی و اجتماعی شکل می‌گیرد. در نهایت، این استدلال از فهمی از عاملیت اخلاقی که ظرایف بیشتری دارد، حمایت می‌کند که بر ارتباط متقابل بین تجربیات فردی و ساختارهای اجتماعی تأکید می‌کند در نتیجه توصیفی از حساسیت اخلاقی ارائه می‌شود که نه تنها شرایط امکان سوبژکتیو اخلاق را به رسمیت می‌شناسد، بلکه شرایط امکان واقعی اخلاق را نیز در نظر می‌گیرد.

فلسفه علوم اجتماعی

روش شناسی رئالیستی انتقادی و پرسش از امکان؛ چیستی روش شناسی رئالیستی انتقادی و کاربست آن برای جامعه ایران

دوره 15، شماره 1، شهریور 1404

https://doi.org/10.30465/ps.2026.54227.1821

فرهاد بیانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه یک روش‌شناسی تطبیق‌یافته مبتنی بر رئالیسم انتقادی برای مطالعه پدیده‌های اجتماعی در ایران انجام شده است. بر اساس رویکرد رئالیسم انتقادی، واقعیت اجتماعی چندلایه، شامل سطح پدیداری، ساختارها و مکانیسم‌های علّی زیربنایی است و فهم آن بدون عبور از سطح تجربی به لایه‌های عمیق‌تر امکان‌پذیر نیست. این مقاله با بررسی و مقایسه مدل‌های موجود روش‌شناسی رئالیستی، ضرورت بومی‌سازی و بازطراحی روش‌ها برای شرایط جامعه ایران را نشان می‌دهد و مدل پیشنهادی شامل هشت مرحله توصیف، تجزیه‌تحلیلی، بازپیش‌بینی، پس‌کاوی، مقایسه و پیرایش، عینی‌سازی و زمینه‌مندی، تثلیث و تصحیح است. هر مرحله به گونه‌ای طراحی شده است که پژوهشگر بتواند ضمن شناسایی عناصر و سازوکارهای مولد واقعیت، تبیین‌های چندلایه و معتبر ارائه دهد و در عین حال با زمینه تاریخی، فرهنگی و نهادی ایران همساز شود. این روش‌شناسی با تأکید بر بازاندیشی، نقد مداوم و انعطاف‌پذیری، امکان کشف مکانیسم‌های علّی نادیدنی و ارائه تبیین‌های واقع‌گرایانه و زمینه‌مند از پدیده‌های اجتماعی پیچیده ایران را فراهم می‌آورد. نتایج این مطالعه، راهنمایی عملی و نظری برای پژوهشگران علوم اجتماعی در ایران ارائه می‌کند تا بتوانند با بهره‌گیری از چارچوب رئالیسم انتقادی، تحلیل‌هایی عمیق، معتبر و بومی ارائه دهند.