آمار و ارقام نشریه

تعداد دوره‌ها   16

تعداد شماره‌ها   31

تعداد مقالات   267

تعداد نویسندگان   330

تعداد دریافت فایل اصل مقاله   232,380

نسبت مشاهده بر مقاله   1396.9

نسبت دریافت فایل بر مقاله   870.34

تعداد مقالات ارسال شده   830

تعداد مقالات رد شده   412

درصد پذیرش   17

تعداد پایگاه های نمایه شده   4

تعداد داوران   197


 

نشریه فلسفه علم بر اساس مجوز شماره 3/11/50662 به تاریخ 1390/3/25 کمیسیون نشریات وزارت علوم حائز رتبه علمی-پژوهشی گردید. فلسفه علم در ایران رشته تقریبا نوپایی است. این رشته نزدیک به دو دهه پیش تاسیس شد و در حال حاضر دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری آن در کشور برگزار می‌شود. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با انتشار اولین مجله علمی‌ـ‌پژوهشی این رشته، سعی بر آن دارد تا ضمن انتشار آخرین یافته‌های پژوهشگران، اعضای هیات علمی و دانشجویان در این حیطه، زمینه‌ تشکیل «جامعه تخصصی فلسفه علم» و گسترش مطالعات این رشته در کشور را فراهم آورد.

در این زمینه از مقالات در محورهای ذیل استقبال می‌نماییم:

  • فلسفه علم عام: مباحث معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی علم، روش‌شناسی علم، تاریخ فلسفه علم، مکاتب فلسفه علم، علم و جامعه، نسبت تاریخ و فلسفه علم
  • فلسفه علوم:  فلسفه فیزیک، فلسفه ریاضی و منطق، فلسفه شیمی، فلسفه زیست‌شناسی، فلسفه پزشکی
  • مطالعات جامعه‌شناختی ، روانشناختی و انسان‌شناختی علم
  • فلسفه علم قاره‌ای
  • فلسفه تکنولوژی
  • فلسفه علوم انسانی و اجتماعی

 محقق گرامی لطفا پیش از ارسال مقاله موارد زیر را ملاحظه و فایلهای پیوست را مطالعه نمایید.


  •  راهنمای ثبت مقاله در سامانه (دریافت فایل)
  • قوانین اخلاقی و اجرایی نشریه (مشاهده صفحه)
  • رویکرد نشریه در انتشار مقالات (مشاهده صفحه)
  • دریافت و تکمیل فرم تعارض منافع (مشاهده صفحه)
  • دریافت و تکمیل فرم تعهدنامه (دریافت فایل)
  • هزینه رسیدگی به مقاله (مشاهده صفحه)
  • فلودیاگرام داوری (مشاهده صفحه)
  • نحوه دسترسی به سامانه مشابه یاب (مشاهده صفحه)
  • حتما با آدرس الکترونیکی غیر از yahoo ثبت نام فرمایید.
  •  شماره تماس نشریه: 24862000 پاسخگویی همه روزه ساعت 11-9 شماره موبایل در صورت ضرورت: 09128067910
  •  خواهشمندیم جهت پی گیری وضعیت مقاله خود، صرفا از طریق ایمیل نشریه به شرح زیر اقدام فرمایید نشانی الکترونیک: philosophy.s@ihcs.ac.ir 

 

 

 

 

پژوهشی فلسفه علم

نقدی بر هستی‌شناسی شیءگرا: ارزیابی خوانش گراهام هارمن از نظریه کنشگرشبکه

https://doi.org/10.30465/ps.2026.55235.1842

رحمان شریف زاده

چکیده هستی‌شناسی شیءگرا با گذر از محوریت سوژه انسانی، بر استقلال هستی‌شناختی اشیا و پس‌نشینی همیشگی واقعیت آنها از تمامی روابط تأکید می‌کند. گراهام هارمن، مدافع اصلی این رویکرد، هرچند از نظریه کنشگرشبکه برونو لاتور تاثیر گرفته است، آن را در چندین اثر خود مورد نقد قرار می‌دهد. هارمن برونو لاتور را به فروکاستن اشیا به شبکه‌ای از روابط متهم می‌کند؛ مدعی است که لاتور به اشتباه همه روابط را متقابل می‌انگارد، به اشتباه هستی‌شناسی را در سطح رویدادها نیز مسطح می‌کند، و نظریه کنشگرشبکه، و همه فلسفه‌های «شدن»، را از فهم مسئله این‌همانی، و ثبات در عین تغییر، ناتوان می‌بیند. مقاله حاضر ضمن تحلیل هستی‌شناسی شیءگرا، نقدهای هارمن بر نظریه کنشگرشبکه را ارزیابی می‌کند. استدلال خواهم کرد که خوانش هارمن از نظریه کنشگرشبکه در نقدهای فوق دقیق نیست، و در چندین جا وی دچار خلط مفهومی شده است. مقاله نتیجه می‌گیرد که اختلاف اصلی دو رویکرد نه بر سر وجود و روابط اشیا، بلکه بیشتر روش‌شناختی است.

فلسفه علم

نقد رویکرد عمل‌گرایانه در انتساب اراده‌ی آزاد به هوش مصنوعی: بررسی انتقادی دیدگاه کریستین لیست

دوره 15، شماره 2، بهمن 1404

https://doi.org/10.30465/ps.2026.54415.1825

طیبه غلامی، سید حسن حسینی سروری

چکیده کریستین لیست با الهام از موضع قصدی دنت، چارچوبی عمل‌گرایانه ارائه می‌دهد که بر اساس آن، هر سامانه‌ای (چه انسانی و چه مصنوعی) که در سطح کلان واجد سه شرط عاملیت قصدی، امکان‌های بدیل و کنترل علّی باشد، می‌تواند صاحب ارادۀ آزاد تلقی شود؛ حتی اگر فاقد آگاهی پدیداری باشد. این مقاله با بهره‌گیری از روش تحلیل مفهومی و استناد به نقدهای موجود در ادبیات فلسفی (از جمله نقدهای کین بر مسئلۀ منشأ، نقدهای مورفی و براون بر علیت نزولی و نوخاستگی، و شواهد تجربی نهمیاس درباره‌ی نقش احساسات استراسونی در انتساب ارادۀ آزاد)، نشان می‌دهد که چارچوب لیست در تمایز میان «خودآیینی کارکردی» و «ارادۀ آزادِ مسئولیت‌زا» دچار ابهامی ساختاری است. فروکاست ارادۀ آزاد به صرفِ «کفایت تبیینی» نه‌تنها به تورم مفهومی می‌انجامد، بلکه بستر را برای «مسئولیت‌گریزی الگوریتمی» فراهم می‌کند؛ وضعیتی که در آن توسعه‌دهندگان و نهادها می‌توانند با استناد به عاملیت سامانه، خود را از پاسخگویی معاف سازند. در پاسخ به این چالش، چارچوب سه‌سطحی پیشنهادی این مقاله با تفکیک خودآیینی کارکردی (سطح ۱)، ارادۀ آزاد قوی (سطح ۲) و مسئولیت اخلاقی (سطح ۳)، شرطی گذار را به عنوان معیار ارادۀ آزاد قوی معرفی می‌کند: «توانایی بازنگری در اهداف نهایی بر پایۀ ارزش‌ها». این شرط، مستلزم آگاهی پدیداری و احساسات استراسونی است و روشن می‌سازد که چرا هیچ سامانۀ مصنوعی امروزیحتی پیشرفته‌ترین مدل‌های زبانیفاقد ارادۀ آزاد قوی است. تمایز مذکور ضمن رفع ابهام نظری لیست، پیامدهای هنجاری مهمی برای اخلاق هوش مصنوعی، مسئولیت‌پذیری حقوقی و سیاست‌گذاری فناوری دارد.

فلسفه ریاضی

یقین ریاضی: روال عملی استنتاج و محاسبه

دوره 15، شماره 2، بهمن 1404، صفحه 51-73

https://doi.org/10.30465/ps.2026.53585.1809

غلامحسین مقدم حیدری

چکیده بررسی قطعیت و صلابت قضایای ریاضی یکی از موضوعات مهم در فلسفه ریاضی است. مکاتب مختلفی همچون منطق‌گرایی، شهودگرایی، افلاطون گرایی و طبیعت گرایی کوشیده اند تا نظریه هایی در این باره ارائه کنند. این مکاتب معمولاً به دنبال مبنایی یقینی برای ریاضیات هستند تا به این روش قطعیت قضایای ریاضی و منطق را توجیه کنند که این کار همواره با ناکامی‌های متعددی همراه بوده است. در این مقاله می کوشیم تا این موضوع را در پرتو آرای ویتگنشتاین متاخر بررسی کنیم. یعنی به جای اینکه بپرسیم «مبنای منطق و ریاضیات چیست؟» سوال کنیم «چرا ریاضیات به مبنا نیاز دارد؟» از این رو پس از بررسی مبناگرایی نشان می دهیم که بر اساس آرای ویتگنشتاین، ریاضیات به مثابه یک بازی-زبان چه معنایی دارد. در این جهت هندسه و منطق را به منزله دو بازی-زبان در ریاضیات بررسی می کنیم و نشان می دهیم که یقین ما به قواعد و احکام ریاضی، نه از بنیان‌های استوار، بلکه از نقش گرامری قواعد در روال عملی استنتاج و محاسبه ناشی می‌شود که نشانه اعتماد عملی و مهارت ما برای شرکت در این روال است.

فلسفه تکنولوژِّی

شکاف مسئولیت در هوش مصنوعی: دفاعی از پاسخ‌های مبتنی بر بازآرایی نقش‌های اجتماعی

دوره 15، شماره 2، بهمن 1404

https://doi.org/10.30465/ps.2026.54442.1827

زهرا زرگر، سعیده بابایی

چکیده مسئله «شکاف مسئولیت» نخستین بار حدود دو دهه پیش توسط ماتیاس و برای اشاره به چالشی اخلاقی در ارتباط با فناوریهای هوش مصنوعی معرفی شد. قابلیت یادگیری این فناوریها به آنها اجازه میدهد خارج از کنترل و پیشبینی طراحان و کاربران عمل کنند. ماتیاس معتقد است در چنین شرایطی، شروط لازم و کافی مسئولیتپذیری نه برای کاربران و نه طراحان برآورده نمیشود، و بر این اساس نمیتوان هیچ انسانی را مسئول دانست. در نتیجه، ما با شکاف مسئولیت مواجهیم. مسئلهشکاف مسئولیت توجه محققان بسیاری را در حوزه اخلاق فناوری به خود جلب کرده و آثار متعددی در ارتباط با آن منتشر شده است. مجموع راهکارهای ارائهشده درباره شکاف مسئولیت، رویکردهای واگرا و متفاوتی دارند و زمینههای این تفاوت عمدتاً به مفروضات نظری و اساسی آنها بازمیگردد. در مقاله حاضر سه رویکرد اصلی نسبت به مسئله شکاف مسئولیت شامل انحلال مسئله، انتساب مسئولیت به هوش مصنوعی، و انتساب مسئولیت به عامل انسانی، مورد بررسی قرار میگیرد. با تحلیل ابعاد اجتماعی و کارکردی مفهوم «مسئولیت» از تعبیری ترکیبی، زمینهمند و درجهمند از این مفهوم دفاع شده و بر این اساس، دو رویکرد نخست از آن جهت که بر تعبیر درستی از مسئله استوار نیستند، نقد می شوند. علاوهبراین، ادعا می شود چنان که در موارد مشابه پیدایش شکاف مسئولیت، «بازآرایی نقشهای اجتماعی» راهبرد کلی و انسان-محور برای حل مسئله است، در مورد شکاف مسئولیت ناشی از فناوریهای هوش مصنوعی نیز راه حل اساسی از این جنس است. در نهایت برخی چالشهای موجود در رویکرد سوم مورد بحث قرار میگیرد.

فلسفه علوم اجتماعی

نقدی بر مطالعاتِ دانشگاه در ایران از منظرِ نظریۀ انتقادی

دوره 15، شماره 2، بهمن 1404

https://doi.org/10.30465/ps.2026.54547.1830

کیوان الستی

چکیده موضوعی اجتماعی، همانند دانشگاه، با طیفِ وسیعی از مسائل درگیر است، و پژوهش‌های اجتماعی با موضوعِ دانشگاه، انجام می‌شوند تا این مسائل حل شوند. در این پژوهش‌ها از روش‌های متکثری استفاده می‌شود که هر کدام از آن‌ها، تنها قادرند دانشگاه را از جنبه‌ای خاص، و با تأکید بر مفاهیمی خاص، مورد بررسی قرار دهند. حامیان دولتی و سرمایه‌گذاران صنعتی نیز که تنها برخی از کارکردهای دانشگاه برایشان جذاب است صرفا از پژوهش‌های مورد علاقه خود حمایت کرده و لذا به «ارزشمندتر» شدن، برجسته‌تر شدن و و تقویت بیشتر مفاهیمی منجر می‌شوند که در فضای بیرون از دانشگاه، برای آن سرمایه‌گذاران و حامیان، دارای اهمیت است. نتیجه چنین فرایندی، ممکن است به از بین رفتن هنجارهای درونی دانشگاه و درنتیجه به سوءرفتارها، تخلف‌ها و بی‌اخلاقی‌های علمی و مالی منجر شود. این درحالی است که از چندین دهه پیش، برخی محققانِ اجتماعی، به طور مشخص محققان نظریه انتقادی، این موضوع، یعنی اهمیتِ توجه به تمامیت یک موضوع اجتماعی، و نه صرفاً پرداختن به یک جنبۀ خاص از آن، را موردِ توجه قرار داده بودند. محققان نظریۀ انتقادی، شرح می‌دهند که چطور آنچه آنها «نقدِ درون‌ذات» می‌نامند می‌تواند به بازاندیشی در «مفاهیمی توهمی» منجر شود که ممکن است در هنگام استفاده از روش‌های تحصل‌گرایانه و در حین بکار بردن پرسشنامه‌های رایج در تحقیقات میدانی، غالب شوند. مقالۀ حاضر، با شرح روش‌شناسیِ نظریۀ انتقادی، و با ارایۀ بحثی در موضوع پژوهش‌های مرتبط با دانشگاه در ایران، ادعا می‌کند که پژوهش‌های رایج سنتی در ایران با برجسته کردن برخی علایق گروه‌های خاص، و حذف موضوعات عمومی، مثل انگاره‌های مرتبط با اخلاق علم، ممکن است به تضعیف عملکرد، یا حتی فروپاشی، نهاد علم و دانشگاه منجر شود.

فلسفه تکنولوژِّی

از دیالکتیک نظریه-فناوری به مونتاژ نظری؛ موردکاوی مطالعات بلاکچین

دوره 15، شماره 2، بهمن 1404

https://doi.org/10.30465/ps.2026.54604.1833

یوسف کاکاوندی، رحمان شریف زاده، مهدی محمدی، محمد ابویی اردکان، جلیل حیدری دهویی

چکیده در مطالعات علم و فناوری، عاملیت فناوری عمدتاً به نقش آن در بازآرایی روابط اجتماعی و شبکه‌های انسانی ـ غیرانسانی محدود شده و تأثیر آن بر انتخاب و تحول چارچوب‌های نظری کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این مقاله، از طریق موردکاوی مطالعات بلاکچین به عنوان یک فناوری نوظهور و با طرح مفهوم «دیالکتیک نظریه ـ فناوری» نشان می‌دهد که فناوری می‌تواند در شکل‌گیری، تعدیل و جابه‌جایی نظریه‌های مورد استفاده پژوهشگران نقش ایفا کند. مباحث این مقاله نشان می‌دهند که هیچ چارچوب نظری واحدی قادر به تبیین همه ابعاد فناوری‌های نوظهوری چون بلاکچین نیست و پژوهشگران ناگزیر از بهره‌گیری هم‌زمان از نظریه‌های متنوع هستند. این وضعیت بیانگر نوعی «انعطاف‌پذیری نظری» در مواجهه با فناوری‌های پیچیده است. مقاله در نهایت «مونتاژ نظری» را به‌عنوان راهبردی روش‌شناختی برای مطالعه فناوری‌های نوظهور پیشنهاد و به دلالت‌های‌ روش‌شناختی آن برای حوزه مطالعات فناوری اشاره می‌کند.

فلسفه ریاضی

پُل بناسراف: هویت اعداد و ساختارگرایی

دوره 15، شماره 2، بهمن 1404، صفحه 31-49

https://doi.org/10.30465/ps.2026.54903.1839

رامین کاظمی

چکیده پُل جوزف سالومون بناسراف، استاد فلسفه­ی ریاضیات دانشگاه پرینستون، در سال 2025 و در سن 93 سالگی درگذست. او با طرح مسئله‌هایی بنیادین، فلسفه­ی ریاضیات را از بحثی صرفاً منطقی به مسئله‌ای عمیق در معرفت‌شناسی و متافیزیک تبدیل کرد. مقالات او ازجمله مهم‌ترین آثار فلسفه­ی ریاضیات در قرن بیستم به­شمار می‌روند و نقش مهمی در شکل‌گیری و گسترش دیدگاه «ساختارگرایی» در ریاضی دارند. دو مقاله­ که باعث شهرت جهانی او شد مورد بررسی قرار خواهند گرفت و واکنش دیگر فلاسفه به آنها، به­صورت مختصر، مرور خواهند شد. بناسراف نتیجه گرفت که اعداد، هویت ذاتی مستقل ندارند؛ آنچه مهم است «نقش» آنها‌ در ساختار عددی است. او همچنین مسئله‌ای را مطرح کرد که بعدها به «مسئله­ی بناسراف» مشهور شد: این پرسش که چگونه انسان می‌تواند درباره­ی اشیای انتزاعیِ ریاضی شناخت داشته باشد.

فلسفه علم

مراتب و چالش‌های علم‌باوری

دوره 15، شماره 2، بهمن 1404

https://doi.org/10.30465/ps.2026.54577.1832

نیما نریمانی

چکیده این پژوهش به تحلیل انتقادی علم‌باوری (Scientism) به‌مثابه یک موضع معرفت‌شناختی می‌پردازد که در آن علم از ابزار شناخت طبیعت به معیار نهایی همه‌ی حقیقت ارتقا می‌یابد. آنچه این مقاله در درجه نخست عهده‌دار بیان آنست، این‌که خود ایده‌ علم‌باوری مراتب و ارکان مختلفی دارد که توجه به آنها می‌تواند در فهم دقیق‌تر آن و دوری از آسیب‌های گوناگونش راهنما باشد. یافتة مقاله این است که علم‌باوری در سه مرتبه تحقق می‌یابد: (۱) طبیعت‌گرایی علمی که واقعیت را به طبیعت قابل مشاهده محدود می‌کند؛ (۲) انحصار روش‌شناختی که تنها روش علوم طبیعی را برای کسب معرفت معتبر می‌داند؛ (۳) سلطه‌جویی علمی که علوم طبیعی و در این میان هم علوم بنیادی‌تر را تنها مرجع پاسخ‌گویی به همه‌ی پرسش‌های بشری می‌انگارد. نشان‌ داده‌ می‌شود که این مراتب بر سه رکن استوار است: تقلیل‌گرایی (فروکاستن پدیده‌های پیچیده به اجزای فیزیکی)، داروینیسم (تبیین زیست‌شناختی همه‌ی رفتارها و باورها)، و طبیعی‌سازی هنجارمندی (تقلیل اخلاق و ارزش‌ها به فرآیندهای تکاملی). پژوهش نشان می‌دهد که پیامدهای علم‌باوری زنجیره‌وار است: از انکار متافیزیک و الهیات آغاز می‌شود، به تخریب مبانی اخلاق هنجاری می‌انجامد، و سرانجام به نفی تمایز انسان از طبیعت و فروپاشی علوم انسانی می‌رسد. در نهایت، نتیجه‌گیری کلیدی مقاله این است که علم‌باوری نه تنها یک خطای معرفت‌شناختی، بلکه مسیری از انکار خدا تا نفی انسان است که بنیان‌های فلسفی، اخلاقی و انسان‌شناختی تمدن را تهدید می‌کند.

ابر واژگان