دوره و شماره: دوره 15، شماره 2، بهمن 1404 
پژوهشی فلسفه ریاضی

یقین ریاضی: روال عملی استنتاج و محاسبه

https://doi.org/10.30465/ps.2026.53585.1809

غلامحسین مقدم حیدری

چکیده بررسی قطعیت و صلابت قضایای ریاضی یکی از موضوعات مهم در فلسفه ریاضی است. مکاتب مختلفی همچون منطق‌گرایی، شهودگرایی، افلاطون گرایی و طبیعت گرایی کوشیده اند تا نظریه هایی در این باره ارائه کنند. این مکاتب معمولاً به دنبال مبنایی یقینی برای ریاضیات هستند تا به این روش قطعیت قضایای ریاضی و منطق را توجیه کنند که این کار همواره با ناکامی‌های متعددی همراه بوده است. در این مقاله می کوشیم تا این موضوع را در پرتو آرای ویتگنشتاین متاخر بررسی کنیم. یعنی به جای اینکه بپرسیم «مبنای منطق و ریاضیات چیست؟» سوال کنیم «چرا ریاضیات به مبنا نیاز دارد؟» از این رو پس از بررسی مبناگرایی نشان می دهیم که بر اساس آرای ویتگنشتاین، ریاضیات به مثابه یک بازی-زبان چه معنایی دارد. در این جهت هندسه و منطق را به منزله دو بازی-زبان در ریاضیات بررسی می کنیم و نشان می دهیم که یقین ما به قواعد و احکام ریاضی، نه از بنیان‌های استوار، بلکه از نقش گرامری قواعد در روال عملی استنتاج و محاسبه ناشی می‌شود که نشانه اعتماد عملی و مهارت ما برای شرکت در این روال است.

پژوهشی فلسفه علم

نقد رویکرد عمل‌گرایانه در انتساب اراده‌ی آزاد به هوش مصنوعی: بررسی انتقادی دیدگاه کریستین لیست

https://doi.org/10.30465/ps.2026.54415.1825

طیبه غلامی، سید حسن حسینی سروری

چکیده کریستین لیست با الهام از موضع قصدی دنت، چارچوبی عمل‌گرایانه ارائه می‌دهد که بر اساس آن، هر سامانه‌ای (چه انسانی و چه مصنوعی) که در سطح کلان واجد سه شرط عاملیت قصدی، امکان‌های بدیل و کنترل علّی باشد، می‌تواند صاحب ارادۀ آزاد تلقی شود؛ حتی اگر فاقد آگاهی پدیداری باشد. این مقاله با بهره‌گیری از روش تحلیل مفهومی و استناد به نقدهای موجود در ادبیات فلسفی (از جمله نقدهای کین بر مسئلۀ منشأ، نقدهای مورفی و براون بر علیت نزولی و نوخاستگی، و شواهد تجربی نهمیاس درباره‌ی نقش احساسات استراسونی در انتساب ارادۀ آزاد)، نشان می‌دهد که چارچوب لیست در تمایز میان «خودآیینی کارکردی» و «ارادۀ آزادِ مسئولیت‌زا» دچار ابهامی ساختاری است. فروکاست ارادۀ آزاد به صرفِ «کفایت تبیینی» نه‌تنها به تورم مفهومی می‌انجامد، بلکه بستر را برای «مسئولیت‌گریزی الگوریتمی» فراهم می‌کند؛ وضعیتی که در آن توسعه‌دهندگان و نهادها می‌توانند با استناد به عاملیت سامانه، خود را از پاسخگویی معاف سازند. در پاسخ به این چالش، چارچوب سه‌سطحی پیشنهادی این مقاله با تفکیک خودآیینی کارکردی (سطح ۱)، ارادۀ آزاد قوی (سطح ۲) و مسئولیت اخلاقی (سطح ۳)، شرطی گذار را به عنوان معیار ارادۀ آزاد قوی معرفی می‌کند: «توانایی بازنگری در اهداف نهایی بر پایۀ ارزش‌ها». این شرط، مستلزم آگاهی پدیداری و احساسات استراسونی است و روشن می‌سازد که چرا هیچ سامانۀ مصنوعی امروزیحتی پیشرفته‌ترین مدل‌های زبانیفاقد ارادۀ آزاد قوی است. تمایز مذکور ضمن رفع ابهام نظری لیست، پیامدهای هنجاری مهمی برای اخلاق هوش مصنوعی، مسئولیت‌پذیری حقوقی و سیاست‌گذاری فناوری دارد.

پژوهشی فلسفه تکنولوژِّی

شکاف مسئولیت در هوش مصنوعی: دفاعی از پاسخ‌های مبتنی بر بازآرایی نقش‌های اجتماعی

https://doi.org/10.30465/ps.2026.54442.1827

زهرا زرگر، سعیده بابایی

چکیده مسئله «شکاف مسئولیت» نخستین بار حدود دو دهه پیش توسط ماتیاس و برای اشاره به چالشی اخلاقی در ارتباط با فناوریهای هوش مصنوعی معرفی شد. قابلیت یادگیری این فناوریها به آنها اجازه میدهد خارج از کنترل و پیشبینی طراحان و کاربران عمل کنند. ماتیاس معتقد است در چنین شرایطی، شروط لازم و کافی مسئولیتپذیری نه برای کاربران و نه طراحان برآورده نمیشود، و بر این اساس نمیتوان هیچ انسانی را مسئول دانست. در نتیجه، ما با شکاف مسئولیت مواجهیم. مسئلهشکاف مسئولیت توجه محققان بسیاری را در حوزه اخلاق فناوری به خود جلب کرده و آثار متعددی در ارتباط با آن منتشر شده است. مجموع راهکارهای ارائهشده درباره شکاف مسئولیت، رویکردهای واگرا و متفاوتی دارند و زمینههای این تفاوت عمدتاً به مفروضات نظری و اساسی آنها بازمیگردد. در مقاله حاضر سه رویکرد اصلی نسبت به مسئله شکاف مسئولیت شامل انحلال مسئله، انتساب مسئولیت به هوش مصنوعی، و انتساب مسئولیت به عامل انسانی، مورد بررسی قرار میگیرد. با تحلیل ابعاد اجتماعی و کارکردی مفهوم «مسئولیت» از تعبیری ترکیبی، زمینهمند و درجهمند از این مفهوم دفاع شده و بر این اساس، دو رویکرد نخست از آن جهت که بر تعبیر درستی از مسئله استوار نیستند، نقد می شوند. علاوهبراین، ادعا می شود چنان که در موارد مشابه پیدایش شکاف مسئولیت، «بازآرایی نقشهای اجتماعی» راهبرد کلی و انسان-محور برای حل مسئله است، در مورد شکاف مسئولیت ناشی از فناوریهای هوش مصنوعی نیز راه حل اساسی از این جنس است. در نهایت برخی چالشهای موجود در رویکرد سوم مورد بحث قرار میگیرد.

پژوهشی فلسفه علوم اجتماعی

نقدی بر مطالعاتِ دانشگاه در ایران از منظرِ نظریۀ انتقادی

https://doi.org/10.30465/ps.2026.54547.1830

کیوان الستی

چکیده موضوعی اجتماعی، همانند دانشگاه، با طیفِ وسیعی از مسائل درگیر است، و پژوهش‌های اجتماعی با موضوعِ دانشگاه، انجام می‌شوند تا این مسائل حل شوند. در این پژوهش‌ها از روش‌های متکثری استفاده می‌شود که هر کدام از آن‌ها، تنها قادرند دانشگاه را از جنبه‌ای خاص، و با تأکید بر مفاهیمی خاص، مورد بررسی قرار دهند. حامیان دولتی و سرمایه‌گذاران صنعتی نیز که تنها برخی از کارکردهای دانشگاه برایشان جذاب است صرفا از پژوهش‌های مورد علاقه خود حمایت کرده و لذا به «ارزشمندتر» شدن، برجسته‌تر شدن و و تقویت بیشتر مفاهیمی منجر می‌شوند که در فضای بیرون از دانشگاه، برای آن سرمایه‌گذاران و حامیان، دارای اهمیت است. نتیجه چنین فرایندی، ممکن است به از بین رفتن هنجارهای درونی دانشگاه و درنتیجه به سوءرفتارها، تخلف‌ها و بی‌اخلاقی‌های علمی و مالی منجر شود. این درحالی است که از چندین دهه پیش، برخی محققانِ اجتماعی، به طور مشخص محققان نظریه انتقادی، این موضوع، یعنی اهمیتِ توجه به تمامیت یک موضوع اجتماعی، و نه صرفاً پرداختن به یک جنبۀ خاص از آن، را موردِ توجه قرار داده بودند. محققان نظریۀ انتقادی، شرح می‌دهند که چطور آنچه آنها «نقدِ درون‌ذات» می‌نامند می‌تواند به بازاندیشی در «مفاهیمی توهمی» منجر شود که ممکن است در هنگام استفاده از روش‌های تحصل‌گرایانه و در حین بکار بردن پرسشنامه‌های رایج در تحقیقات میدانی، غالب شوند. مقالۀ حاضر، با شرح روش‌شناسیِ نظریۀ انتقادی، و با ارایۀ بحثی در موضوع پژوهش‌های مرتبط با دانشگاه در ایران، ادعا می‌کند که پژوهش‌های رایج سنتی در ایران با برجسته کردن برخی علایق گروه‌های خاص، و حذف موضوعات عمومی، مثل انگاره‌های مرتبط با اخلاق علم، ممکن است به تضعیف عملکرد، یا حتی فروپاشی، نهاد علم و دانشگاه منجر شود.