موازین ”درستی“ و ”عقلانیت“ در علوم اجتماعی

نوع مقاله : پژوهشی

نویسنده

دانشیار گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران

چکیده
در یادداشتی گفته بودم که در عرصة فوق‌العاده پیچیده و بیقرار سیاست نه عالمان سیاسی، نه فیلسوفان سیاسی، و نه فعالان و رجال عرصة سیاست هیچگاه نتوانسته‌اند و هیچگاه نخواهند توانست حتّی موقتاَ موازین ”درستی“ و ”عقلانیت“ را مورد اجماعی فراتاریخی و فرااجتماعی قرار دهند. در این مقاله می‌خواهم فراتررفته تبیین کنم چرا آنها و همچنین عالمان جامعه‌شناس و اقتصاددان هیچگاه نتوانسته و هیچگاه نخواهند توانست حتّی موقّتاً به اجماعی فراتاریخی و فرااجتماعی دربارة موازین ”درستی“ و ”عقلانیت“ برسند.
برای این امر، سوالات ذیل را مورد مداقه و تحلیل قرار میدهم.
ـ چه عواملی دانشمندان علوم اجتماعی و فیلسوفان سیاسی را از نیل به اجماعی فراتاریخی و فرااجتماعی، ولو موقت، دربارة موازین ”درستی“ و ”عقلانیت“ قویا ممانعت می‌کند؟
ـ آیا رجال و فعالان عرصة اجتماعی‌ـ‌سیاسی و عالمان اجتماعی نوعاً با چیستی موازین معرفت‌شناختی درستی و عقلانیت مواجه می‌شوند؟
ـ چرا عالمان و متفکران علوم اجتماعی نوعاً فهم یا تلقّی مفهوم‌سازی‌شدة روشن و تفصیل‌یافته‌ای از موازین درستی و عقلانیت ندارند؟

کلیدواژه‌ها


زیباکلام، سعید، (28 شهریور 1400)، در باب مفهوم سیاسی زاویه‌داشتن، برگرفته از لینک:
Fogelin, R. (1976) Wittgenstein(London, Routledge)
Kuhn, T. S. (1970). The Structure of Scientific Revolutions, 2nd edition. Chicago, University of Chicago press.
Polanyi, M. (1958). Personal Knowledge. London, Routledge.
Wittgenstein, L. (1953) Philosophical Investigations. Oxford, Basil Blackwell.