کلیدواژه‌ها = آگاهی پدیداری
فلسفه علم

نقد رویکرد عمل‌گرایانه در انتساب اراده‌ی آزاد به هوش مصنوعی: بررسی انتقادی دیدگاه کریستین لیست

دوره 15، شماره 2، بهمن 1404

https://doi.org/10.30465/ps.2026.54415.1825

طیبه غلامی، سید حسن حسینی سروری

چکیده کریستین لیست با الهام از موضع قصدی دنت، چارچوبی عمل‌گرایانه ارائه می‌دهد که بر اساس آن، هر سامانه‌ای (چه انسانی و چه مصنوعی) که در سطح کلان واجد سه شرط عاملیت قصدی، امکان‌های بدیل و کنترل علّی باشد، می‌تواند صاحب ارادۀ آزاد تلقی شود؛ حتی اگر فاقد آگاهی پدیداری باشد. این مقاله با بهره‌گیری از روش تحلیل مفهومی و استناد به نقدهای موجود در ادبیات فلسفی (از جمله نقدهای کین بر مسئلۀ منشأ، نقدهای مورفی و براون بر علیت نزولی و نوخاستگی، و شواهد تجربی نهمیاس درباره‌ی نقش احساسات استراسونی در انتساب ارادۀ آزاد)، نشان می‌دهد که چارچوب لیست در تمایز میان «خودآیینی کارکردی» و «ارادۀ آزادِ مسئولیت‌زا» دچار ابهامی ساختاری است. فروکاست ارادۀ آزاد به صرفِ «کفایت تبیینی» نه‌تنها به تورم مفهومی می‌انجامد، بلکه بستر را برای «مسئولیت‌گریزی الگوریتمی» فراهم می‌کند؛ وضعیتی که در آن توسعه‌دهندگان و نهادها می‌توانند با استناد به عاملیت سامانه، خود را از پاسخگویی معاف سازند. در پاسخ به این چالش، چارچوب سه‌سطحی پیشنهادی این مقاله با تفکیک خودآیینی کارکردی (سطح ۱)، ارادۀ آزاد قوی (سطح ۲) و مسئولیت اخلاقی (سطح ۳)، شرطی گذار را به عنوان معیار ارادۀ آزاد قوی معرفی می‌کند: «توانایی بازنگری در اهداف نهایی بر پایۀ ارزش‌ها». این شرط، مستلزم آگاهی پدیداری و احساسات استراسونی است و روشن می‌سازد که چرا هیچ سامانۀ مصنوعی امروزیحتی پیشرفته‌ترین مدل‌های زبانیفاقد ارادۀ آزاد قوی است. تمایز مذکور ضمن رفع ابهام نظری لیست، پیامدهای هنجاری مهمی برای اخلاق هوش مصنوعی، مسئولیت‌پذیری حقوقی و سیاست‌گذاری فناوری دارد.

تبیین نقش معناشناختی دو بعدی در استدلال تصورپذیری زامبی

دوره 9، شماره 18، بهمن 1398، صفحه 49-68

https://doi.org/10.30465/ps.2020.4626

یاسر دلفانی، احمدرضا همتی مقدم

چکیده فیزیکالیزم دیدگاهی است که معتقد است هر چیزی فیزیکی است لذا آگاهی پدیداری را یک پدیده فیزیکی می داند. استدلال تصورپذیری زامبی که توسط دیوید چالمرز مطرح شده است نشان می دهد که آگاهی پدیداری نمی تواند فیزیکی باشد لذا مدعای فیزیکالیزم کاذب است. یکی از مؤلفه های سازنده این استدلالْ معناشناختی دو بعدی است. این مؤلفه در ساخت مقدمه اول و دوم این استدلال نقش بسیار مهمی را ایفاء می کند به طوری که بدون آنْ استدلال مذکور شکل نخواهد گرفت. آن در مقدمه اولْ تصورپذیری اولیه را تأسیس می کند و در مقدمه دوم با تأسیس امکان پذیری اولیه و ثانویه، استنتاج امکان پذیری ثانویه را فراهم می کند. هدف ما در این مقاله این است که معناشناختی دو بعدی را توضیح داده و نقش آن را در این استدلال تبیین نمائیم.