رضا ماحوزی
دوره 4، شماره 8 ، پاییز و زمستان 1393، ، صفحه 93-106
چکیده
کیت کمپبل از زمرة فیلسوفان ساختارگرا و پدیدارگرایی است که ساختار هستیشناختی اعیان خارجی را صرفاً بر مبنای اوصاف تبیین کرده است. از آنجا که اوصاف مورد نظر کمپبل، هستندههایی جزئی، منفرد و غیر قابل مشارکت در اعیان کثیر هستند و از سوی دیگر، به مثابة آجرهای اولیة جهان خارج معرفی شدهاند، دیدگاههای وی از سوی برخی از فیزیکدانان ...
بیشتر
کیت کمپبل از زمرة فیلسوفان ساختارگرا و پدیدارگرایی است که ساختار هستیشناختی اعیان خارجی را صرفاً بر مبنای اوصاف تبیین کرده است. از آنجا که اوصاف مورد نظر کمپبل، هستندههایی جزئی، منفرد و غیر قابل مشارکت در اعیان کثیر هستند و از سوی دیگر، به مثابة آجرهای اولیة جهان خارج معرفی شدهاند، دیدگاههای وی از سوی برخی از فیزیکدانان معاصر حمایت شده است. این نوشتار درصدد است پس از معرفی مفهوم اعراض فردی و نظریة کلاف اعراض فردی، قرابت و تفاوت این اندیشه با دیدگاه فیزیکدانان معاصر در خصوص زیراتمیها و میدانها را ذکر کرده و نادرستی این نظریه در کیفیت خواندن زیراتمیها و میدانها و تبیین ساختار اعیان خارجی بر حسب صرف اوصاف را متذکر شود
محمود مختاری؛ مهدی گلشنی؛ صمد خاکشورنیا
دوره 2، شماره 4 ، پاییز و زمستان 1391، ، صفحه 97-116
چکیده
شتاب مثبت انبساط جهان، که در 1998 کشف شد، منجر به یک محدودیت یا افق مشاهدتی موسوم به افق رویداد کیهانشناختی میشود. به طوری که، مشاهدهپذیرهای کیهانی در حال خروج تدریجی از افق علّی ما هستند. لارنس کراس، کیهانشناس امریکایی، پیشبینی میکند که کیهانشناسان در آیندة دور، بر اساس شواهد آن زمان، معتقد به نظریة جهان استاتیک ...
بیشتر
شتاب مثبت انبساط جهان، که در 1998 کشف شد، منجر به یک محدودیت یا افق مشاهدتی موسوم به افق رویداد کیهانشناختی میشود. به طوری که، مشاهدهپذیرهای کیهانی در حال خروج تدریجی از افق علّی ما هستند. لارنس کراس، کیهانشناس امریکایی، پیشبینی میکند که کیهانشناسان در آیندة دور، بر اساس شواهد آن زمان، معتقد به نظریة جهان استاتیک خواهند شد. در این مقاله با بررسی پیشفرضهای کراس نشان داده میشود که پیشبینی وی عدم قطعیت بالایی دارد، ضمن اینکه مردود یا مقبولبودن یک نظریة علمی در هر زمان، بر اساس شواهد تجربی در دسترس در همان زمان قابل بررسی است و لذا ادعای کراس، قابل مناقشه است. همچنین در این مقاله از این ادعا دفاع میشود که جهانِ تندشونده، در عین اینکه تحولی موجبیتی دارد، در چهارچوب کیهانشناسی مدرن سرنوشتی پیشبینیناپذیر دارد، زیرا انرژی تاریک، که عمدتاً مسئول تندشوندگی جهان درنظر گرفته میشود، ماهیتی نامعلوم دارد و توصیف آن صرفاً بر اساس یک رابطة پدیدارشناختی موقتی صورت میگیرد.
فرزانه قدمیاری؛ حسین کلباسی اشتری
دوره 5، شماره 10 ، پاییز و زمستان 1394، ، صفحه 97-111
چکیده
واکاوی مفهوم ماند بهعنوان قانون اول حرکت در فیزیک کلاسیک که تبیین حرکت بر اساس آن استوارشده و همچنین دو بستر فیزیک ارسطویی و فیزیک کلاسیک بهعنوان دو جریان فکری مهم که صدها سال نظریات غالب بودهاند، اهمیت ویژهای بهعنوان این مقاله میدهد. در این مقاله امکان طرح و بررسی مفهوم ماند در فیزیک ارسطویی مورد پرسش و تحلیل قرار گرفته ...
بیشتر
واکاوی مفهوم ماند بهعنوان قانون اول حرکت در فیزیک کلاسیک که تبیین حرکت بر اساس آن استوارشده و همچنین دو بستر فیزیک ارسطویی و فیزیک کلاسیک بهعنوان دو جریان فکری مهم که صدها سال نظریات غالب بودهاند، اهمیت ویژهای بهعنوان این مقاله میدهد. در این مقاله امکان طرح و بررسی مفهوم ماند در فیزیک ارسطویی مورد پرسش و تحلیل قرار گرفته است. نویسندگان پس از تعریف مفهوم ماند در فیزیک کلاسیک و استخراج کلیدواژههای نزدیک به مفهوم ماند در فیزیک ارسطویی، مؤلفههای این مفهوم در هر دو بستر را تفکیک و بهصورت تطبیقی در کنار یکدیگر تحلیل و بررسی کردهاند. ذکر این نکته لازم است که همواره امکان نسبت دادن و تطبیق مؤلفههای دو بستر به یکدیگر مورد توجه بوده است. یافتههای این تحقیق حاکی از آن است که ارسطو در ذیل مفاهیمی مانند حرکت طبیعی، حرکت قسری و ... بهطور ضمنی به مفهوم ماند توجه داشته است.
لطفاله نبوی؛ نیما احمدی؛ سید محمدعلی حجتی
دوره 3، شماره 5 ، بهار و تابستان 1392، ، صفحه 99-118
چکیده
بیزگرایان بر این باورند که راهحلی برای مسئلة تعیین منطق حاکم بر شواهد در اختیار دارند؛ این مسئله از اهمیت ویژهای در فلسفة علم برخوردار است، چراکه درنهایت آنچه موجب تمایز افسانه و علم از هم میشود این است که ما گواه خوبی برای محتوا و مضمون علم داریم. ایدۀ اصلی مشترک در نسخههای گوناگون نظریة تأیید بیزی، این است که باورها با اندازهای ...
بیشتر
بیزگرایان بر این باورند که راهحلی برای مسئلة تعیین منطق حاکم بر شواهد در اختیار دارند؛ این مسئله از اهمیت ویژهای در فلسفة علم برخوردار است، چراکه درنهایت آنچه موجب تمایز افسانه و علم از هم میشود این است که ما گواه خوبی برای محتوا و مضمون علم داریم. ایدۀ اصلی مشترک در نسخههای گوناگون نظریة تأیید بیزی، این است که باورها با اندازهای از احتمال تأیید میشوند و الحاق شاهد جدید، بهوسیلة شرطیسازی و با استفاده از قاعدة بیز صورت میپذیرد. بیزگرایان همگی بر این باورند که رویکردهای کیفی در مورد نظریة تأیید، ناامیدکنندهاند و یک رویکرد مناسب در روشی که شاهد از فرضیهها و نظریهها پشتیبانی میکند، باید کمّی باشد؛ که رویکرد کمّی، مستلزم استفاده از اصول حساب احتمالات است. هدف از این مقاله، بررسی چالشهای نظریة تأیید بهوسیلة رویکرد استاندارد بیزی است.
علیرضا منجّمی؛ حمیدرضا آیتاللهی؛ مهدی معین زاده
دوره 3، شماره 6 ، پاییز و زمستان 1392، ، صفحه 99-118
چکیده
طبیسازی فرایندی است که در آن پزشکی به قلمروهایی مانند زایمان و تولد، اعتیاد، چاقی، زیبایی، جوانشدن، تنهایی و انزوا، که اساساً پزشکی نیستند، وارد میشود و تدابیری پزشکی برای اصلاح یا درمان آنها ارائه میکند. دو تبیین اصلی برای طبیسازی ارائه شده است که میتوان آنها را به اختصار تبیین مارکسیستی و تبیین کنترل اجتماعی نامید. ...
بیشتر
طبیسازی فرایندی است که در آن پزشکی به قلمروهایی مانند زایمان و تولد، اعتیاد، چاقی، زیبایی، جوانشدن، تنهایی و انزوا، که اساساً پزشکی نیستند، وارد میشود و تدابیری پزشکی برای اصلاح یا درمان آنها ارائه میکند. دو تبیین اصلی برای طبیسازی ارائه شده است که میتوان آنها را به اختصار تبیین مارکسیستی و تبیین کنترل اجتماعی نامید. این مقاله تلاش میکند تا طبیسازی را از منظری جدید مورد مداقه قرار دهد. مدعای این مقاله آن است که طبیسازی به مثابة تکنولوژی تبیین جامعتری از این پدیده ارائه میکند. در این راستا آرای سه فیلسوف مهم تکنولوژی، هایدگر، برگمان، و فینبرگ در تبیین طبیسازی به مثابة تکنولوژی مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.
سجاد مالمیر؛ علیرضا منصوری
دوره 6، شماره 12 ، پاییز و زمستان 1395، ، صفحه 103-123
چکیده
پدیدۀ ناموضعیت کوانتومی به معنای وجود ارتباطات علّی فوق نوری بین ذرات کوانتومی درهمتنیده است. یکی از راههای تبیین چنین پدیدهای ارائۀ مدلی تکیونی است.در اینرویکرد ذرات فوق نوری (تکیونها) واسطۀ ارتباط علّی میان نقاط دارای جدایی فضاگون میشوند. وجود تکیونها ظاهراً با ساختار فضا-زمانی نسبیت خاص سازگار است و شواهد خوبی برای ...
بیشتر
پدیدۀ ناموضعیت کوانتومی به معنای وجود ارتباطات علّی فوق نوری بین ذرات کوانتومی درهمتنیده است. یکی از راههای تبیین چنین پدیدهای ارائۀ مدلی تکیونی است.در اینرویکرد ذرات فوق نوری (تکیونها) واسطۀ ارتباط علّی میان نقاط دارای جدایی فضاگون میشوند. وجود تکیونها ظاهراً با ساختار فضا-زمانی نسبیت خاص سازگار است و شواهد خوبی برای این ادعا وجود دارد.اما مسأله اینجا است که هر مدل تکیونیای نمیتواند پدیدۀ ناموضعیت را تبیین کند. مدل [1]تکیونیای که بخواهد تبیین درستی از ناموضعیت کوانتومی ارائه دهد به دلیل تبصرهای بودن و داشتن تعهدات متافیزیکی خارج از عرف هنوز تبیین خوبی نیست اما وجود یک برنامۀ پژوهشی برای کارهای فیزیکی آیندهاز ویژگیهای مثبت آن است.[1]دانشجوی دکتری فلسفۀ علم پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی sajad.malmir@gmail.com استادیار وعضو هیأت علمی گروه فلسفۀ علم پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی a_mansourius@yahoo.comتاریخ دریافت:11/4/1395 تاریخ پذیرش:8/7/1395
عزیز نجف پور آقابیگلو؛ فاطمه گیتی پسند
دوره 7، شماره 13 ، بهار و تابستان 1396، ، صفحه 105-114
چکیده
فایرابند در راستای دغدغه های فرهنگی و صیانت از سنت های مختلف اجتماعی، برعقلانیت علم جدید م یشورد و ضمن نقد آن بر اصل "همه چیز ممکن است " تاکیدمی کند و آزادی فردی را مقدم بر حقیقت می شمارد. فایرابند با انکار جایگاه مطلقحقیقت، می کوشد راهی برای تکثرگرایی فرهنگی بیابد و علم را از تنها مرجع تعیینصحت و سقم پدیده ها خارج کند. در این مقاله کوشش ...
بیشتر
فایرابند در راستای دغدغه های فرهنگی و صیانت از سنت های مختلف اجتماعی، برعقلانیت علم جدید م یشورد و ضمن نقد آن بر اصل "همه چیز ممکن است " تاکیدمی کند و آزادی فردی را مقدم بر حقیقت می شمارد. فایرابند با انکار جایگاه مطلقحقیقت، می کوشد راهی برای تکثرگرایی فرهنگی بیابد و علم را از تنها مرجع تعیینصحت و سقم پدیده ها خارج کند. در این مقاله کوشش م ی شود نشان داده شود کهفایرابند بعد از نقد عقلانیت علمی، بر خلاف ادعای خود، عملا عقلانیت جدیدی را بنیانمی نهد که هدف آن آزادی بوده و همچنین روش و سنت خاص خود را دارد و البته درعین اینکه در رویکرد خود واجد تعارضات و ابهاماتی است، دلیلی در باب رجحانعقلانیت خود بر سایر عقلانیت های موجود ارایه نم یدهد. نوآوری مقاله در این است کهفایرابند عملا آنارشیست معرف ت شناختی نیست بلکه واجد عقلانیت خاصخودشمی باشد.
سعید معصومی
دوره 8، شماره 16 ، پاییز و زمستان 1397، ، صفحه 107-130
چکیده
مفهوم هم وردایی عام یکی از مفاهیم مهم در نظریه نسبیت عام است که در فهم چیستی آن مشکلات و ابهامات زیادی بروز کرده است. در این مقاله،ضمن توضیح در مورد چیستی مفهوم هم وردایی عام،دیدگاه اندرسون – فریدمن در مورد مفهوم شیء مطلق بیان می شود. شیء مطلق، در این دیدگاه، متمایز کننده نسبیت عام از نظریه های دیگر است. همچنین دو تعریف از مفهوم ...
بیشتر
مفهوم هم وردایی عام یکی از مفاهیم مهم در نظریه نسبیت عام است که در فهم چیستی آن مشکلات و ابهامات زیادی بروز کرده است. در این مقاله،ضمن توضیح در مورد چیستی مفهوم هم وردایی عام،دیدگاه اندرسون – فریدمن در مورد مفهوم شیء مطلق بیان می شود. شیء مطلق، در این دیدگاه، متمایز کننده نسبیت عام از نظریه های دیگر است. همچنین دو تعریف از مفهوم هم وردایی عام را، یعنی، هم وردایی عام صوری را وهم وردایی عام جوهری را که ارمن ارئه داده است بیان می کنیم. ارمن با بیان اینکه نسبیت عام نظریه ای است که هم وردایی عام جوهری را متحقق می سازد، آن را از دیگر نظریه های فضا – زمانی متمایز می کند. ما در این مقاله،دو دیدگاه فوق را بررسی می کنیم و تمایز آنها را مشخص می سازیم.
مهدی معین زاده
دوره 8، شماره 15 ، بهار و تابستان 1397، ، صفحه 109-126
چکیده
ریچارد فولی در زمره نظریهپردازان مشهور در باب معرفتشناسی و معقولیت محسوبست. نظریه مختار او در معرفتشناسی، "مبناگرائی انفسی"( Subjective foundationalism) است. با مطالعه آثار وی البته مشخص میشود که اتخاذ چنین موضعی در معرفتشناسی بدلیل پروردن نظریه معقولیت سازگار با آن بودهاست."مبناگرائی" وجه ممیزه نظریه معرفت فولی, از دیدگاههائی همچون ...
بیشتر
ریچارد فولی در زمره نظریهپردازان مشهور در باب معرفتشناسی و معقولیت محسوبست. نظریه مختار او در معرفتشناسی، "مبناگرائی انفسی"( Subjective foundationalism) است. با مطالعه آثار وی البته مشخص میشود که اتخاذ چنین موضعی در معرفتشناسی بدلیل پروردن نظریه معقولیت سازگار با آن بودهاست."مبناگرائی" وجه ممیزه نظریه معرفت فولی, از دیدگاههائی همچون انسجامگرائی(coherentism) است."انفسی بودن" نیز در تقابل با آفاقی بودن نحلههائی مثل اعتمادگرائی(reliablism) قرار میگیرد. فولی بر اساس این موضع معرفتشناختی، نظریهای بدیع در باب معقولیت ارائه میدهد که معرفتی(اپیستمیک) بودن و مهمتر از آن معطوف به هدف بودن(Goal oriented) از خصائص آنست.وی همچنین عقیده مقبول(Reasonable beliefe) را جایگزین عقیده معقول(Rational beliefe)در نظریه معقولیت میکند. نظریه معقولیت فولی, بدلیل احتواء بر مفاهیمی چون منظر(perspective) ، استدلال مناقشهناپذیر(Uncontraversial argument)، تامل عمیق(Deep reflection)، عمیقترین ملاکهای معرفتی(Deepest epistemic standards) و ... نوعی ذهنیگرائی و نسبیگرائی را متداعی میکند که البته از آن مبرّاست. در این مقاله تلاش می شود ضمن بررسی و بازسازی نظریه معقولیت فولی، معقولیت حاکم بر خود این نظریه نیز از طریق پیگیری استلزامات آن کشف گردد. این تلاش از طریق احاله هر یک از عناصر مقوم نظریه معقولیت فولی به بنیاد وجودی آن صورت می بندد. مدعای مقاله در خصوص معقولیت حاکم بر نظریه معقولیت فولی آن است که این معقولیت نه به اعتبار ملاک های منطقی بلکه مبتنی بر احوال و عناصر اگزیستانسیال آدمی است که تامین می گردد.
غزاله عزیزی؛ هادی صمدی
چکیده
چکیده در دهههای اخیر علوم زیستی در قالب دو جریان به جهان روایتها و ادبیات پای نهادهاند: رویکرد تکاملی به ادبیات و رویکرد شناختی. مقالهی حاضر، با ذکر اشارههایی به رویکرد دوم، عمدتا به رویکرد نخست اختصاص دارد. نظریههای طرح شده در ادبیات تکاملی عمدتاً گرایش انسان به ادبیات را با در نظر گرفتن فرآیند تکامل انسان، سازگاری درنظر ...
بیشتر
چکیده در دهههای اخیر علوم زیستی در قالب دو جریان به جهان روایتها و ادبیات پای نهادهاند: رویکرد تکاملی به ادبیات و رویکرد شناختی. مقالهی حاضر، با ذکر اشارههایی به رویکرد دوم، عمدتا به رویکرد نخست اختصاص دارد. نظریههای طرح شده در ادبیات تکاملی عمدتاً گرایش انسان به ادبیات را با در نظر گرفتن فرآیند تکامل انسان، سازگاری درنظر میگیرند؛ سازگاریهایی در سطوح مختلف فردی، گروهی و فرهنگی که در مقالهی حاضر، ابتدا به نقد و بررسی این نظریهها میپردازیم. نظریهی ذهن گسترشیافته رابطهی میان ذهن، بدن، جهان پیرامون را وثیق میداند. دعوی دیگر مقاله آن است که نظریهی ذهن امتداد یافته قابلیت ویژهای برای تبیین ادبیات دارد. همچنین به عنوان دعوی آخر مقاله سراغ زیستشناسی تکا-تکو میرود و از قابلیتهای تبیینی آن برای تبیین نقش ادبیات در زندگی و تکامل انسان بهره میگیرد.
سعید معصومی
دوره 5، شماره 9 ، بهار و تابستان 1394، ، صفحه 113-143
چکیده
در این مقاله دو دیدگاه عمده که فلاسفة علم از قرن بیستم تاکنون در مورد نظریههای علمی داشتهاند معرفی خواهد شد. این دو دیدگاه یکی «دیدگاه متداول» یا رویکرد نحوی به علم است، و دیگری دیدگاه معناشناختی به نظریههای علمی است. با این حال عمدة تمرکز این مقاله در معرفی دیدگاه معناشناختی به علم خواهد بود. رویکرد اول اکنون چندان طرفداری ...
بیشتر
در این مقاله دو دیدگاه عمده که فلاسفة علم از قرن بیستم تاکنون در مورد نظریههای علمی داشتهاند معرفی خواهد شد. این دو دیدگاه یکی «دیدگاه متداول» یا رویکرد نحوی به علم است، و دیگری دیدگاه معناشناختی به نظریههای علمی است. با این حال عمدة تمرکز این مقاله در معرفی دیدگاه معناشناختی به علم خواهد بود. رویکرد اول اکنون چندان طرفداری در میان فلاسفة علم ندارد و عمدتاً متعلق به پوزیتیویستهای منطقی بوده است. دو اشکال عمدة این دیدگاه، یکی غیرعملی بودن صورتبندی نظریههای علمی در زبان منطق مرتبة اول است و دیگری ارائة تبیینی نامناسب از مفهوم مدل و کاربرد آن در علم است. ملاحظه خواهد شد که با معرفی مفهوم ساختار و نسخهای از دیدگاه معناشناختی که داکوستا و فرنچ ارائه میدهند، که در آن از مفهوم صدق جزئی استفاده میکنند، بسیاری از مشکلات دیدگاه متداول از جمله دو اشکال فوق برطرف خواهد شد.
محمدمهدی هاتف؛ حسین شیخ رضایی
چکیده
گودمن نخستین کسی بود که به معمایش درباره استقرا پاسخ داد، هرچند پاسخی نسبیگرایانه که زمینهای شد برای پروژه برساختگرایی وجودشناختیاش. واقعگرایانی که دغدغه حفظ معرفت استقرایی را داشتند اما کوشیدند با نقد راه حل او و ارائه راه حلهای بدیل اعتبار قاعده استقرا و نتیجتا معرفت استقرایی را بازیابی کنند. در اینجا من سه واکنش جکسون، ...
بیشتر
گودمن نخستین کسی بود که به معمایش درباره استقرا پاسخ داد، هرچند پاسخی نسبیگرایانه که زمینهای شد برای پروژه برساختگرایی وجودشناختیاش. واقعگرایانی که دغدغه حفظ معرفت استقرایی را داشتند اما کوشیدند با نقد راه حل او و ارائه راه حلهای بدیل اعتبار قاعده استقرا و نتیجتا معرفت استقرایی را بازیابی کنند. در اینجا من سه واکنش جکسون، الدر و گادفریاسمیت را به معما و راهحل گودمن بررسی میکنم. این ارزیابی با محوریت ایدۀ انواع طبیعی انجام میشود، ذیل این پرسش که آیا این ایده (با فهمیواقعگرایانه) میتواند راهی برای حل معمای گودمن به روی ما باز کند یا خیر؟ واکنش جکسون را به پشتوانۀ نقدهای الدر و گادفریاسمیت به نقد میکشم. پس از آن به سراغ راهحل الدر میروم و نشان خواهمداد پیشنهاد او حاوی نوعی مصادرهبهمطلوب است. سپس راهحل گادفریاسمیت را بررسی خواهمکرد، که در واقع نوعی بازسازی از راه حل جکسون است، با این تفاوت که بهجای مفهوم پردازی فلسفی، به قواعد روششناسی آماری توسل جستهاست. به عقیدۀ من این پیشنهاد از یک سو پیشنهاد خوبی برای حل معمای گودمن است، و از سوی دیگر قویا نیز بر فرض انواع طبیعی تکیه دارد. اما در عین حال نمیتواند راهحل خود گودمن را از حیّز انتافع ساقط کند؛ راهحلی که از قضا به لحاظ متافیزیکی نیز سبکتر است.
ابوتراب یغمایی؛ حسین شیخرضایی
دوره 2، شماره 3 ، بهار و تابستان 1391، ، صفحه 115-135
چکیده
«بازنمایی علمی» بخش زیادی از ادبیات فلسفة علم را در دهة اخیر به خود اختصاص داده است. در این مقاله، دو رهیافت اصلی به بازنمایی علمی، رهیافتهای غیر شناختی و شناختی، بررسی خواهند شد. در بخش اول، بازنمایی علمی و عناصر دخیل در آن، بدون توجه به دو رهیافت مذکور، معرفی میشوند. بخش دوم به نظریههای غیر شناختی بازنمایی میپردازد؛ ...
بیشتر
«بازنمایی علمی» بخش زیادی از ادبیات فلسفة علم را در دهة اخیر به خود اختصاص داده است. در این مقاله، دو رهیافت اصلی به بازنمایی علمی، رهیافتهای غیر شناختی و شناختی، بررسی خواهند شد. در بخش اول، بازنمایی علمی و عناصر دخیل در آن، بدون توجه به دو رهیافت مذکور، معرفی میشوند. بخش دوم به نظریههای غیر شناختی بازنمایی میپردازد؛ نظریههایی که «شباهت» را مبنای تعریف بازنمایی قرار میدهند. در ادامة این بخش به سه صورتبندی از مفهوم شباهت (اینهمانی جزئی، یکریختی، و یکریختی جزئی)، که بازنمایی بر اساس آنها قابل تعریف است، میپردازیم. بخش سوم به انتقادهای وارد بر رویکرد غیر شناختی اختصاص دارد. بر اساس این انتقادها، شباهت نه شرط لازم بازنمایی است و نه شرط کافی آن. در پایان این بخش تعریفی شناختی از رابطة بازنمایی ارائه میشود. سرانجام در بخش چهارم به نظریة ترکیبی گییری میپردازیم که سعی دارد هم شباهت و هم جنبههای شناختی را در خود جای دهد. استدلال خواهیم کرد که تعریف وی از بازنمایی دوری است.
وحید طائب نیا
چکیده
پسا-پدیدارشناسی را میتوان نسخۀ پراگماتیستی سنت پدیدارشناسی هوسرل و هایدگر دانست. اندیشمندان این جریان سعی خود را در جهت تطبیق روش پدیدارشناسی در قلمرو مطالعات انضمامی علم و تکنولوژی متمرکز ساختهاند تا تصویری از نحوۀ درآمیختگی انسان و جهان با علم و تکنولوژی را به نمایش گذارند. درین مسیر، نقش تکنولوژی به مثابه مصنوعات و ابزارها ...
بیشتر
پسا-پدیدارشناسی را میتوان نسخۀ پراگماتیستی سنت پدیدارشناسی هوسرل و هایدگر دانست. اندیشمندان این جریان سعی خود را در جهت تطبیق روش پدیدارشناسی در قلمرو مطالعات انضمامی علم و تکنولوژی متمرکز ساختهاند تا تصویری از نحوۀ درآمیختگی انسان و جهان با علم و تکنولوژی را به نمایش گذارند. درین مسیر، نقش تکنولوژی به مثابه مصنوعات و ابزارها در شکلگیری چارچوب معرفتی انسان معاصر در قالب علم تجربی، مورد مطالعه قرار گرفته است. همچنین تقوّم علم پسا-گالیلهای به مصنوعات تکنیکی و نیز تأمین واقعگرایی آن از رهگذر حضور ابزار در متن کنش آزمایشگاهی از موضوعات مطرح شده در پساپدیدارشناسی است. از آنجا که پسا-پدیدارشناسی در عین استفاده از فلسفهورزی متقدم و متأخر هایدگر درباب نسبت علم و تکنولوژی، نقد عملگرایانۀ رویکرد متأخر وی را نیز هدف قرار داده، باید پرسید که تا چه میزان این چرخش عملگرایانه ظرفیت حل معضلات نظری و رفع مشکلات عملی علم و تکنولوژی در جهان معاصر را داراست
علیرضا منجمی
دوره 1، شماره 1 ، بهار و تابستان 1390، ، صفحه 123-136
چکیده
یکی از تلاشهایی که در حوزۀ فلسفۀ طب صورت گرفت، تعمیم آموزههای فلسفۀ علم به حوزۀ پزشکی بود. در این زمینه آثار توماس کوهن بیشتر از سایر فلاسفۀ علم مورد عنایت قرار گرفت و تلاش شد براساس مفاهیم پارادیم، بحران پارادایمی، انقلاب پارادایمی، و وضعیت پزشکی در جهان امروز فهم شود. پزشکی امروز (بخوانیم مدرن) یک پارادایم است و این پارادایم اکنون ...
بیشتر
یکی از تلاشهایی که در حوزۀ فلسفۀ طب صورت گرفت، تعمیم آموزههای فلسفۀ علم به حوزۀ پزشکی بود. در این زمینه آثار توماس کوهن بیشتر از سایر فلاسفۀ علم مورد عنایت قرار گرفت و تلاش شد براساس مفاهیم پارادیم، بحران پارادایمی، انقلاب پارادایمی، و وضعیت پزشکی در جهان امروز فهم شود. پزشکی امروز (بخوانیم مدرن) یک پارادایم است و این پارادایم اکنون دچار بحران شده است. دو نشانۀ اصلی ِاین بحران یکم، اقبال بیماران به طب مکمل، و دوم درگرفتن بحثهای فلسفی و اخلاقی در جامعۀ پزشکی هستند. به این ترتیب در این گفتار تلاش شده است با پاسخگفتن به چهار پرسش اساسی وضعیت طب مدرن فهم شود. پرسش اول در مورد ماهیت خود طب است. اینکه در این عالم مدرن، طب دقیقاً چه تعریفی دارد، نقطۀ ورود به بحث است. پرسش دوم آن است که آیا پزشکی اساساً یک پارادایم است یا بهطور بنیادین با معنایی که از پارادایم مراد میشود، ناسازگار است. به این ترتیب نشان داده میشود که طبابت پارادایم نیست و زیست ـ پزشکی به مفهوم پارادایم نزدیکتر است و زیست ـ پزشکی هم به مثابة پارادایم در بحران نیست.
میر سعید موسوی کریمی؛ جهانگیر موذن زاده
دوره 6، شماره 11 ، بهار و تابستان 1395، ، صفحه 127-148
چکیده
ون فراسن به عنوان یک تجربهگرا معتقد است "مشاهده" ادراکِ چیزی بدون استفاده از ابزار است. از سویی، بهعنوان یک تجربهگرای برساختی (constructive empiricist)، این شرط را اضافه میکند که اگر هویتی را مشاهدهپذیر مینامیم به طور خودکار به این معنا نیست که در حال حاضر شرایط برای مشاهده آن هویت مهیا باشد. در این راستا وی اقمار سیاره مشتری را هویاتی ...
بیشتر
ون فراسن به عنوان یک تجربهگرا معتقد است "مشاهده" ادراکِ چیزی بدون استفاده از ابزار است. از سویی، بهعنوان یک تجربهگرای برساختی (constructive empiricist)، این شرط را اضافه میکند که اگر هویتی را مشاهدهپذیر مینامیم به طور خودکار به این معنا نیست که در حال حاضر شرایط برای مشاهده آن هویت مهیا باشد. در این راستا وی اقمار سیاره مشتری را هویاتی مشاهدهپذیر و الکترون را هویتی مشاهدهناپذیر دانسته و معتقد است با میکروسکوپ، هویتی به نام "الکترون" را که نظریه اتمی به ما معرفی کرده، نمیبینیم. منتقدین واقعگرای ون فراسن بدون توجه به شرط اخیر با تکیه بر دلائل متعدد و متنوعی، مثالهای فراوانی از جمله سیارات خارج از منظومه شمسی را ذکر میکنند تا ادعا کنند اگر این مثالها را نمونههایی از هویات مشاهدهپذیر بدانیم که ون فراسن هم میداند، پس باید الکترون را نیز هویتی مشاهدهپذیر دانست. در این مقاله، با تکیه بر معیار وجود یا عدم وجود مرجع قابل مشاهده توسط چشم نامسلح در شرایط مناسب، که در باب تمامی مثالهایی که از سوی منتقدین ارائه شده وجود دارد اما در باب الکترون وجود ندارد، نشان میدهیم همانطور که ون فراسن معتقد است باید الکترون را هویتی مشاهدهناپذیر دانست.
محمد مهدی صدرفراتی؛ شادی محمدی
چکیده
مفهوم «شم خوب» در انتخاب بین نظریات علمی اولین بار توسط پیِر دوئم فیزیکدان و فیلسوف علم مشهور فرانسوی مطرح شد. او معتقد بود در جایی که منطق و شواهد تجربی برای انتخاب دانشمندان کفایت نمی کند، نیاز به معیاری بالاتر یا همان «شم خوب» هست. دوئم درباره چیستی و ابعاد مفهوم شم خوب صراحتی ندارد، در عوض نظرات مختلفی برای آن ارائه شده ...
بیشتر
مفهوم «شم خوب» در انتخاب بین نظریات علمی اولین بار توسط پیِر دوئم فیزیکدان و فیلسوف علم مشهور فرانسوی مطرح شد. او معتقد بود در جایی که منطق و شواهد تجربی برای انتخاب دانشمندان کفایت نمی کند، نیاز به معیاری بالاتر یا همان «شم خوب» هست. دوئم درباره چیستی و ابعاد مفهوم شم خوب صراحتی ندارد، در عوض نظرات مختلفی برای آن ارائه شده است. برای بررسی این مفهوم باید علاوه بر نظر دوئم، سازگاری آن با تاریخ علم را نیز مورد توجه قرار داد. ما در این مقاله پس از شرح و نقد دو نظر مختلف در این باره، ادعا می کنیم که مفهوم «شم خوب» از سنخ مقبولیت اجتماعی است. اشاراتی در نوشته های دوئم مبنی بر اجتماعی بودن شم خوب وجود دارد که ادعای ما را تقویت می کند، ضمن اینکه ما معتقدیم چنین قرائتی در تبیین تاریخ علم نیز موفق تر عمل می کند.
سعید معصومی
دوره 7، شماره 14 ، پاییز و زمستان 1396، ، صفحه 133-156
چکیده
فرا استقرای بدبینانه مهمترین استدلال علیه واقع گرایی علمی است، به همین دلیل از وظایف اصلی واقع گرایان( احتمالا مهمترین وظیفه آنها ) پاسخ دادن به این برهان است. در این مقاله صورت بندی ای از این برهان ارائه می گردد و پاسخ های مختلف واقع گرایان در مورد آن اجمالاً بیان می شود. در میان این پاسخ ها پاسخ واقع گرایان ساختاری به عنوان پاسخ ...
بیشتر
فرا استقرای بدبینانه مهمترین استدلال علیه واقع گرایی علمی است، به همین دلیل از وظایف اصلی واقع گرایان( احتمالا مهمترین وظیفه آنها ) پاسخ دادن به این برهان است. در این مقاله صورت بندی ای از این برهان ارائه می گردد و پاسخ های مختلف واقع گرایان در مورد آن اجمالاً بیان می شود. در میان این پاسخ ها پاسخ واقع گرایان ساختاری به عنوان پاسخ قابل قبول تر پذیرفته می شود. نکته مهم در مورد پاسخ واقع گرایان به استدلال فرا استقرای بدبینانه این است که واقع گرایان ساختاری باید با مطالعه مورد به مورد نظریه های علمی نشان دهند که ادعای آنها مبنی بر حفظ ساختارها محقق شده است.
رحمان شریف زاده؛ پروین بدزی
دوره 4، شماره 7 ، بهار و تابستان 1393، ، صفحه 139-155
چکیده
ادعای کوهن مبنی بر تغییر جهان به هنگام انقلابهای علمی، مسائل و ابهاماتی ایجاد میکند؛ مثلاً آیا تغییر در خود جهان رخ میدهد یا فقط در ذهن ما؟ آیا تغییر جهان با ثبات محرکهای حسی سازگار است و آیا صرف تغییر ذهن (و نه خود جهان) با قیاسناپذیری ادراکی قابل جمع است؟ کوهن با رویکردی کانتی ـ داروینی از شرایط پیشین دیدن جهان و تغییر ...
بیشتر
ادعای کوهن مبنی بر تغییر جهان به هنگام انقلابهای علمی، مسائل و ابهاماتی ایجاد میکند؛ مثلاً آیا تغییر در خود جهان رخ میدهد یا فقط در ذهن ما؟ آیا تغییر جهان با ثبات محرکهای حسی سازگار است و آیا صرف تغییر ذهن (و نه خود جهان) با قیاسناپذیری ادراکی قابل جمع است؟ کوهن با رویکردی کانتی ـ داروینی از شرایط پیشین دیدن جهان و تغییر جهان سخن میگوید. چنانکه بحث خواهیم کرد این شرایط پیشینی همان ساختار مقولهبندی دانشمندان هستند، ما در این نوشته با تحلیل مسئلة تغییر جهان بر اساس تغییر ساختار مقولهبندی، تلاش خواهیم کرد به مدعای کوهن وضوح ببخشیم و به مسائل پیرامون آن پاسخ دهیم، همچنین از این موضع دفاع خواهیم کرد که وی به معنایی متعارف میتواند از تغییر جهان سخن بگوید.
غلامحسین مقدم حیدری؛ حمیدرضا آیت اللهی
دوره 1، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1390، ، صفحه 143-161
چکیده
یکی از نظریههای متداول دربارة عقلانیت علم، عقلانیت بهمثابة مبناگرایی است که بنابر آن، عقلانیت یک نظریة علمی و مبتنیبر دادههای حسی است که آن نظریه بر آن اساس بنا شده است. اما دادههای حسی قطعی و یقینی موضوعی است که مناقشات فراوانی را درپی داشته است. در این مقاله، با تمسک به آرای ویتگنشتاین درباب «یقین»، تلقی نوینی ...
بیشتر
یکی از نظریههای متداول دربارة عقلانیت علم، عقلانیت بهمثابة مبناگرایی است که بنابر آن، عقلانیت یک نظریة علمی و مبتنیبر دادههای حسی است که آن نظریه بر آن اساس بنا شده است. اما دادههای حسی قطعی و یقینی موضوعی است که مناقشات فراوانی را درپی داشته است. در این مقاله، با تمسک به آرای ویتگنشتاین درباب «یقین»، تلقی نوینی از یقینیات یک نظریۀ علمی ارائه میشود که، بنابر آن، هر نظریة علمی دارای دوگونه گزاره است: گزارههای ثابت و گزارههای سیال. پیرو چنین تقسیمبندی از گزارههای یک نظریة علمی، ایدة نوینی برای عقلانیت نظریههای علمی ارائه میشود. براساس این ایده، نظریهای عقلانی است که اولاً سازگار باشد، ثانیاً گزارههای ثابت جامعة علمی را حفظ و گزارههای سیال را با گزارههای مناسب دیگری جایگزین کند. مقاله سعی میکند با ارائة شواهد تاریخی، کارایی، و واقعبینانهبودن این ایده را در برابر معیارهای عقلانیت مبتنیبر بداهت شواهد حسی بیان کند.
حسین نصراللهی؛ مرتضی صداقت آهنگری حسینزاده
دوره 4، شماره 8 ، پاییز و زمستان 1393، ، صفحه 107-121
چکیده
در نظریة ارجاع سول کریپکی حداقل سه مشکل وجود دارد؛ 1. ارجاعدهیِ متفاوت اسامی خاص در جهانهای ممکن مختلف؛ 2. تغییر مرجع؛ و 3. خطاناپذیری ارجاعی ترمهای نظری. در این مقاله ابتدا این سه مشکل را طرح میکنیم سپس بیان میکنیم که چگونه خود کریپکی با توسل به مفهوم «کاربست» مشکل اول را حل کرده است و پس از آن چگونگی حلشدن مشکل دوم ...
بیشتر
در نظریة ارجاع سول کریپکی حداقل سه مشکل وجود دارد؛ 1. ارجاعدهیِ متفاوت اسامی خاص در جهانهای ممکن مختلف؛ 2. تغییر مرجع؛ و 3. خطاناپذیری ارجاعی ترمهای نظری. در این مقاله ابتدا این سه مشکل را طرح میکنیم سپس بیان میکنیم که چگونه خود کریپکی با توسل به مفهوم «کاربست» مشکل اول را حل کرده است و پس از آن چگونگی حلشدن مشکل دوم و سوم را با استفاده از همین روش توضیح میدهیم. علاوه بر این در قسمتی از مقاله به تز مثلثبندی دیویدسون رجوع میکنیم و از طریق آن نشان میدهیم که وجود جامعة زبانی برای تعیّن مرجع لازم است
سیدجواد میری؛ علی علیاصغری صدری
دوره 2، شماره 4 ، پاییز و زمستان 1391، ، صفحه 117-146
چکیده
در این نوشته ضمن معرفی اجمالی پوزیتیویسم، آرای شریعتی پیرامون مؤلفههای فکری پوزیتیویستها را شرح میدهیم؛ در بخش اول اشتراکات فکری شریعتی و پوزیتیویسم بررسی میشود که شامل روش علم، آفاقیت علوم طبیعی، دقت و اعتبار علوم طبیعی و اتکای به آن، بهکاربردن روش علوم طبیعی در علوم انسانی، و تفکیک بین مرحلة شناخت و ارزیابی ...
بیشتر
در این نوشته ضمن معرفی اجمالی پوزیتیویسم، آرای شریعتی پیرامون مؤلفههای فکری پوزیتیویستها را شرح میدهیم؛ در بخش اول اشتراکات فکری شریعتی و پوزیتیویسم بررسی میشود که شامل روش علم، آفاقیت علوم طبیعی، دقت و اعتبار علوم طبیعی و اتکای به آن، بهکاربردن روش علوم طبیعی در علوم انسانی، و تفکیک بین مرحلة شناخت و ارزیابی است. در بخش دوم اختلافات فکری شریعتی و پوزیتیویسم شرح داده میشود که شامل تأثیر فرهنگ در علم، نقد تقوای علمی و «علم برای علم»، تأثیر فرد و جامعه در علم (انفسیگری)، تفاوت علوم طبیعی و علوم انسانی در دقت و اعتبار، نقد ساینتیسم، نیاز به فلسفه و متافیزیک (رد تجربهگرایی)، و نیاز علم به شناخت واقعی انسان است. درنهایت در سنجش ارتباط شریعتی و پوزیتیویسم، روشن خواهد شد که نگاه شریعتی به علم نه کاملاً پوزیتیویستی است و نه فارغ از این اندیشه است.
سعید معصومی
دوره 6، شماره 12 ، پاییز و زمستان 1395، ، صفحه 125-155
چکیده
در این مقاله با بررسی مواضعی که در آنها به نظر می رسد مکانیک کوانتومی با آموزه واقع گرایی در تعارض باشد، نشان خواهیم داد که با اتخاذ موضع واقع گرایانه ای که اکنون بیشتر فلاسفه علم در مورد مفهوم واقع گرایی علمی دارند می توان تلقی واقع گرایانه از مکانیک کوانتومی داشت. با توجه به ادبیات علمی و فلسفی در مورد مکانیک کوانتومی می توان سه نوع ...
بیشتر
در این مقاله با بررسی مواضعی که در آنها به نظر می رسد مکانیک کوانتومی با آموزه واقع گرایی در تعارض باشد، نشان خواهیم داد که با اتخاذ موضع واقع گرایانه ای که اکنون بیشتر فلاسفه علم در مورد مفهوم واقع گرایی علمی دارند می توان تلقی واقع گرایانه از مکانیک کوانتومی داشت. با توجه به ادبیات علمی و فلسفی در مورد مکانیک کوانتومی می توان سه نوع واقع گرایی علمی را از هم باز شناسی کرد و بر اساس این تمایز نشان داده خواهد شد که آنچه به عنوان تعارض میان واقع گرایی و مکانیک کوانتومی شناخته می شود بر اساس تعاریف دوم و سوم واقع گرایی است.
ابوتراب یغمائی
دوره 8، شماره 15 ، بهار و تابستان 1397، ، صفحه 127-141
چکیده
تقسیمبندی علوم به محض و کاربردی سابقهای دویست ساله دارد. در این مدت، فیلسوفان و مورخان علم و فناوری درگیر این مسأله بودهاند که چه معیاری این دو نوع علم را از یکدیگر متمایز میکند. مدل خطی یکی از قدیمیترین و رایجترین مدلهاست که مبتنی بر معیار حاصل از آن، هدف علم محض رسیدن به معرفت است، در حالیکه هدف علم کاربردی بهکار گرفتن ...
بیشتر
تقسیمبندی علوم به محض و کاربردی سابقهای دویست ساله دارد. در این مدت، فیلسوفان و مورخان علم و فناوری درگیر این مسأله بودهاند که چه معیاری این دو نوع علم را از یکدیگر متمایز میکند. مدل خطی یکی از قدیمیترین و رایجترین مدلهاست که مبتنی بر معیار حاصل از آن، هدف علم محض رسیدن به معرفت است، در حالیکه هدف علم کاربردی بهکار گرفتن معرفت علمی برای حل مشکلات عملی است. در این مقاله استدلال خواهد شد که مدل خطی برای تمایز علم محض– علم کاربردی در حوزهی نانو کارآمد نیست. بنابراین، اگر پیش فرض تمایز علم محض از علم کاربردی درست باشد، رسم تمایز در حوزهی مذکور نیازمند مدلی دیگر است.
فاطمه فلاحی؛ سعید میرریاحی؛ حسین سلطانزاده؛ محمد مهدی رئیس سمیعی
چکیده
کاربرد قواعد محاسباتی سهم عمدهای در هماهنگی نسبتها و عناصر معماری دارد. علم هندسه و کاربرد آن یکی از اصلیترین ویژگیهای معماری ایران است و توسعۀ آن در معماری ایران از سدههای هشتم و نهم آغاز شد و تا قرن دهم ادامه یافت. آنچه که از حیث مطالعات مثلثاتی عناصر معماری ایران در عصر تیموری مد نظر میباشد بهرهگیری از دیدگاه ریاضیدان ...
بیشتر
کاربرد قواعد محاسباتی سهم عمدهای در هماهنگی نسبتها و عناصر معماری دارد. علم هندسه و کاربرد آن یکی از اصلیترین ویژگیهای معماری ایران است و توسعۀ آن در معماری ایران از سدههای هشتم و نهم آغاز شد و تا قرن دهم ادامه یافت. آنچه که از حیث مطالعات مثلثاتی عناصر معماری ایران در عصر تیموری مد نظر میباشد بهرهگیری از دیدگاه ریاضیدان و اندیشمند قرن نهم، غیاثالدین جمشید کاشانی1، در اندازهگیری، محاسبات و قاعدهمند کردن این عناصر است. یکی از دستاوردهای غیاثالدین تثلیث زاویه و دایره است که تکمیل کنندۀ مثلثات و مقاطع مخروطی خیام میباشد. هدف این پژوهش پاسخ به این پرسش است که: آیا محاسبات و ایدههای ریاضیدان ناموری چون کاشانی قابلیت به کار گرفته شدن در صنعت معماری را دارد؟ مبانی نظری پژوهش حاضر به دنبال پاسخ این سوال است که: آیا بین مباحث نظری و عملی هندسه و معماری ارتباط وجود دارد؟ در این پژوهش، بر اساس نسخ بهجا مانده از ریاضیدانان ایرانی، ریشۀ قواعد محاسباتی و ترسیمی برخی از عناصر معماری که از نظر پژوهشگر با قضیۀ منلائوس مرتبط است، توسط زبان برنامهنویسی پایتون در نرمافزار راینو ارزیابی میشود. نتایج نشان میدهد که محاسبات و ترسیمات کاشانی فقط تمرین عملی نظری نبوده و از قوانین مثلثاتی در ایستایی و پایداری عناصر معماری که تا قبل از آن برخی از آنها تخریب میشدند استفاده شده است.