محمدعلی روزبهانی؛ مهدی معین زاده
چکیده
اندیشه ی مارتین هایدگر یک کل به هم پیوسته و یکپارچه است و کلیت آن را می توان به مثابه یک «فلسفه ی تکنولوژی» در نظر گرفت. مفهوم مرکزی فلسفه ی هایدگر، «وجود» و «پوشیدگی» و «ناپوشیدگی» آن است. سیر اندیشه ی او با نقد متافیزیک از افلاطون تا نیچه آغاز می شود و با تلاش برای پدیدآوردن نحوی دیگر از فلسفه ادامه می یابد و سپس، ...
بیشتر
اندیشه ی مارتین هایدگر یک کل به هم پیوسته و یکپارچه است و کلیت آن را می توان به مثابه یک «فلسفه ی تکنولوژی» در نظر گرفت. مفهوم مرکزی فلسفه ی هایدگر، «وجود» و «پوشیدگی» و «ناپوشیدگی» آن است. سیر اندیشه ی او با نقد متافیزیک از افلاطون تا نیچه آغاز می شود و با تلاش برای پدیدآوردن نحوی دیگر از فلسفه ادامه می یابد و سپس، با عبور از متافیزیک، به «گشتل» می رسد. «گشتل» مطلق سازی یک افق ناپوشیدگی از وجود، ذات تکنولوژی مدرن است که در معنای کمال و پایان متافیزیک، با آن ترادف معنایی دارد. جستار حاضر اندیشه ی هایدگر را پیرامون مفهوم «گشتل» بازسازی خواهد کرد و نشان خواهد داد چگونه می jوان کلیت اندیشه ی او را به سان یک فلسفه ی تکنولوژی منسجم و یکپارچه در نظر آورد و هرگونه تفسیر ناحیه ای از نظرات خاص او درباره ی تکنولوژی، مستلزم در نظرآوردن کلیت اندیشه ی او خواهد بود.
محمود مختاری
دوره 6، شماره 11 ، بهار و تابستان 1395، ، صفحه 81-98
چکیده
تحلیل معرفتشناختی خطا اصولاً میتواند بر اساس تحلیل خطای ناشی از نقص خودِ باور، خطای حاصل از کذب باور یا خطای در توجیه صورت گیرد. اما به نظر میرسد خطای قابل انتساب به فاعل شناسا، داشتن باور معیوب، یا عدم دستیابی وی به صدق نیست بلکه خطای وی در توجیه است. این مقاله، در چارچوب نظریههای توجیه اعتمادگرا به تحلیل خطای علمی میپردازد. ...
بیشتر
تحلیل معرفتشناختی خطا اصولاً میتواند بر اساس تحلیل خطای ناشی از نقص خودِ باور، خطای حاصل از کذب باور یا خطای در توجیه صورت گیرد. اما به نظر میرسد خطای قابل انتساب به فاعل شناسا، داشتن باور معیوب، یا عدم دستیابی وی به صدق نیست بلکه خطای وی در توجیه است. این مقاله، در چارچوب نظریههای توجیه اعتمادگرا به تحلیل خطای علمی میپردازد. در این راستا با برررسی دیدگاههای اعتمادگرایانه آلوین گلدمن (اعتمادگرایی مبتنی بر فرایند) و رابرت نوزیک (ردیابی صدق) محدودیتهای آنها نشان داده میشود و سپس دیدگاه منظرگرایی فضیلتی سوسا ارائه میشود. ادعای مقاله این است که اصل ایمنی باور که توسط سوسا بهعنوان شرط لازم معرفت ارائه شده است، میتواند نقطه اتکای قابل دفاعی برای تحلیل خطای معرفتی باشد.
علی کاوسی رحیم؛ رضا کوهکن
دوره 7، شماره 14 ، پاییز و زمستان 1396، ، صفحه 85-104
چکیده
تاریخ علم نگرش حالمحور به فلسفة علم، آن را صرفا ناظر بر علوم جدید مانند فیزیک و زیستشناسی میپندارد و بخش بزرگی از معرفت بشری مانند کیمیا را که در علم کنونی جایی ندارند، نادیده میگیرد. این مقاله تلاش دارد با پرهیز از چنین نگرشی، به بررسی هستیشناسانه ماهیت علم کیمیا نزد حسن بن زاهد کرمانی، کیمیاگر ایرانی سدة هشتم هجری بپردازد. ...
بیشتر
تاریخ علم نگرش حالمحور به فلسفة علم، آن را صرفا ناظر بر علوم جدید مانند فیزیک و زیستشناسی میپندارد و بخش بزرگی از معرفت بشری مانند کیمیا را که در علم کنونی جایی ندارند، نادیده میگیرد. این مقاله تلاش دارد با پرهیز از چنین نگرشی، به بررسی هستیشناسانه ماهیت علم کیمیا نزد حسن بن زاهد کرمانی، کیمیاگر ایرانی سدة هشتم هجری بپردازد. آثار حسن بن زاهد، حاوی ساختاری قوی و اندیشهای منسجم در باب کیمیاست. تعریف کیمیا به عنوان عالم اوسط در اندیشة او نقش محوری دارد و مهمتر آنکه کاربست این مفهوم که کیمیا عالم اوسط است شالودة نظام کیمیایی وی قرار گرفته است. ما در این نوشتار، ابتدا با بهره جستن از شواهدی از حکمت اسلامی، خارج از اندیشة حسن بن زاهد، در چند و چون عالم اوسط بودن کیمیا تأمل نمودهایم و آنگاه با رویکرد هرمنوتیکی به متن آثار حسن بن زاهد، چهار دلیلی را که وی خود بر عالم اوسط بودن کیمیا اقامه کرده است، تشریح کردهایم. همچنین در این مقاله نشان دادهایم که وجه وساطت کیمیا به عنوان عالم اوسط، تشابه و تناظر بین عوالم سهگانه است و این تشابه و تناظر بر محمل عناصر چهارگانه و خواص آنها استوار شده است.
خدیجه بیگ زاده؛ سیدحسن حسینی
دوره 4، شماره 7 ، بهار و تابستان 1393، ، صفحه 87-107
چکیده
سمن ادعا میکند که تبیین یک امر عینی، چیزی بیش از یک معرفت توصیفی است که در مورد دنیا کسب میشود. شاخصی که سمن برای تبیین علّی بهعنوان تبیین علمی به دست میدهد بر دو اصل بنیادین استوار است: 1. نسبت آماری؛ 2. روابط علّی. چیزی که خود سمن مدعی است اگر بهخوبی تکمیل شود کلید فهم ما از دنیا خواهد بود. در این نوشته نخست استدلال میکنیم که ...
بیشتر
سمن ادعا میکند که تبیین یک امر عینی، چیزی بیش از یک معرفت توصیفی است که در مورد دنیا کسب میشود. شاخصی که سمن برای تبیین علّی بهعنوان تبیین علمی به دست میدهد بر دو اصل بنیادین استوار است: 1. نسبت آماری؛ 2. روابط علّی. چیزی که خود سمن مدعی است اگر بهخوبی تکمیل شود کلید فهم ما از دنیا خواهد بود. در این نوشته نخست استدلال میکنیم که تبیین از نظر ذهنی و عینی امری ذومراتب است و دانشمندان در فعالیتهای خود از «استنتاج به بهترین تبیین» استفاده میکنند. دوم بیان خواهیم کرد که علیت امری عقلانی و فلسفی است که ضرورت رابطة علّی از نتایج آن محسوب میشود، لذا رویکرد احتمالاتی از علیت شأن وجودی ندارد.
روزبه زارع؛ سیدحسن حسینی
دوره 1، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1390، ، صفحه 97-116
چکیده
ویلیام لین کریگ (William Lane Craig)، فیلسوف و متأله شهیر امریکایی، بهعنوان احیاکنندة نوع خاصی از براهین کیهانشناختی شهرت یافته؛ او این برهان را «برهان کیهانشناسی کلامی» (kalam cosmological argument) نامیده است. رکن اساسی این برهان، آغازمندی یا حدوث زمانی جهان است. کریگ بهمنظور اثبات این مقدمة اساسیِ برهان خود، به چهار دلیل متوسل ...
بیشتر
ویلیام لین کریگ (William Lane Craig)، فیلسوف و متأله شهیر امریکایی، بهعنوان احیاکنندة نوع خاصی از براهین کیهانشناختی شهرت یافته؛ او این برهان را «برهان کیهانشناسی کلامی» (kalam cosmological argument) نامیده است. رکن اساسی این برهان، آغازمندی یا حدوث زمانی جهان است. کریگ بهمنظور اثبات این مقدمة اساسیِ برهان خود، به چهار دلیل متوسل شده که دوتای آنها پیشینی (فلسفی) و دوتای دیگر پسینی (علمی) هستند. در این مقاله، پس از طرح تصویر مورد نظر کریگ از آغاز جهان، یکی از استدلالهای پیشینی و یکی از تأییدات تجربی او بهنفع آغازمندی طبیعت طرح شده و مورد ارزیابی قرار گرفته است. درنهایت چنین نتیجهگیری شده است که، بهرغم آنکه تصویر کریگ از آغاز عالم تصویری منسجم و سازگار است، دلایل او توانایی اثبات تحقق خارجیِ آن را ندارد.
غلامحسین مقدم حیدری
دوره 3، شماره 5 ، بهار و تابستان 1392، ، صفحه 73-97
چکیده
آموزة منطقگرایی عبارت است از فروکاستن مفاهیم و قضایای ریاضی به مفاهیم و قضایای منطقی. این آموزه که یکی از مکاتب مهم فلسفة ریاضی است، را نخستین بار برنارد بولتزانو صورتبندی کرد و سپس گوتلپ فرگه سعی کرد با ارائة نسخة جدیدی از منطق آن را ادامه دهد. درنهایت این آموزه را به صورت پروژهای، برتراند راسل و آلفرد نورث وایتهد عملی کردند. ...
بیشتر
آموزة منطقگرایی عبارت است از فروکاستن مفاهیم و قضایای ریاضی به مفاهیم و قضایای منطقی. این آموزه که یکی از مکاتب مهم فلسفة ریاضی است، را نخستین بار برنارد بولتزانو صورتبندی کرد و سپس گوتلپ فرگه سعی کرد با ارائة نسخة جدیدی از منطق آن را ادامه دهد. درنهایت این آموزه را به صورت پروژهای، برتراند راسل و آلفرد نورث وایتهد عملی کردند. در این مقاله نخست تلاش خواهم کرد چگونگی تحول و تکوین این پروژه را از بولتزانو تا راسل بررسی کنم. سپس با بررسی ضعفها و قوتهای آن، سعی خواهم کرد به این پرسش پاسخ دهم که آیا برنامة منطقگرایی رضایتبخش بود؟
سعید معصومی؛ مهدی گلشنی؛ محمدمهدی شیخ جباری
دوره 3، شماره 6 ، پاییز و زمستان 1392، ، صفحه 73-98
چکیده
چندجهانی و استناد به اصل یا استدلال آنتروپیک اخیراً در برخی زمینههای فیزیک مطرح شده است. در این مقاله بحث میکنیم که سه نوع چندجهانی در صورتبندی لاگرانژی سیستمهای فیزیکی قابل تمیز است و استدلال میکنیم که چندجهانی میتواند ناشی از اثری کلاسیک باشد؛ چنانکه در مناظر نظریة ریسمان بروز مییابد یا اثری کوانتومی مانند آنچه در ...
بیشتر
چندجهانی و استناد به اصل یا استدلال آنتروپیک اخیراً در برخی زمینههای فیزیک مطرح شده است. در این مقاله بحث میکنیم که سه نوع چندجهانی در صورتبندی لاگرانژی سیستمهای فیزیکی قابل تمیز است و استدلال میکنیم که چندجهانی میتواند ناشی از اثری کلاسیک باشد؛ چنانکه در مناظر نظریة ریسمان بروز مییابد یا اثری کوانتومی مانند آنچه در مدل تورم آشوبناک دیده میشود. سپس با ارائة دو استدلال له چندجهانی، مروری انتقادی بر نظراتی خواهیم داشت که در آنها حکم به ترک معیار آزمونپذیری تجربی شده است. نظر ما این است که چنین کاری نوعی نقض غرض است، زیرا فرق فارق علوم تجربی و دیگر معارف بشری، تجربیبودن آن است. بنابراین نظریة چندجهانی باید مکانیزمی آزمونپذیر ارائه دهد تا جزو قلمرو علم تجربی تلقی گردد. در این مقاله ما معیاری نیز برای آزمونپذیری ارائه میدهیم.
مرتضی صداقت آهنگری حسینزاده؛ مریم سادات جوادیون اصفهانی
دوره 2، شماره 4 ، پاییز و زمستان 1391، ، صفحه 75-96
چکیده
کتاب ساختار انقلابهای علمی کوهن را معمولاً نقطة عطفی در فلسفة علم بهشمار میآورند. با این حال، به جز کوهن، فلاسفة دیگری نیز در روشنترشدن نقاط ضعف فلسفههای تجربهگرایانه مؤثر بودهاند و درصدد ارائة راهکارهایی بدیل نیز برآمدهاند. مایکل پولانی از همین فلاسفهای است که اندکی پیش از انتشار کتاب ساختار در مکتوبات ...
بیشتر
کتاب ساختار انقلابهای علمی کوهن را معمولاً نقطة عطفی در فلسفة علم بهشمار میآورند. با این حال، به جز کوهن، فلاسفة دیگری نیز در روشنترشدن نقاط ضعف فلسفههای تجربهگرایانه مؤثر بودهاند و درصدد ارائة راهکارهایی بدیل نیز برآمدهاند. مایکل پولانی از همین فلاسفهای است که اندکی پیش از انتشار کتاب ساختار در مکتوبات فلسفیاش، بهویژه در کتاب معرفت شخصی، ایدههایی بسیار شبیه به ایدههای کوهن در ساختار را مطرح کرد. این شباهت چنان زیاد است که بعضی کوهن را متهم به سرقت از آرای پولانی کردهاند. بنابراین میتوان، با بررسی شواهد تاریخی حاکی از این تأثیر، بررسی متن اصلی کتابهای آن دو، و نیز توصیفاتی که دیگران دربارة نسبت بین آنها بیان کردهاند، به روشنترشدن این موضوع کمک فراوانی کرد. افزون بر این، میتوان با بعضی از اندیشههای پولانی که جهانبینی بسیار متفاوتی با کوهن دارد نیز آشنا شد.
احسان کردی
دوره 4، شماره 8 ، پاییز و زمستان 1393، ، صفحه 75-91
چکیده
در علمشناسی سینوی، طب به عنوان یکی از شاخههای فرعی حکمت طبیعی مطرح بوده است. طب سینوی عمیقاً متأثر از فلسفة ابنسیناست. وی به عنوان طبیبی فیلسوف، در سراسر کتب طبیاش از یافتههای فلسفی خود استفاده کرده است. همچنین در مواضع متعددی از کتاب قانون، طبیب را از ورود به مباحث و مسائل فلسفی برحذر داشته و جایگاه اثبات آنها را در فلسفه ...
بیشتر
در علمشناسی سینوی، طب به عنوان یکی از شاخههای فرعی حکمت طبیعی مطرح بوده است. طب سینوی عمیقاً متأثر از فلسفة ابنسیناست. وی به عنوان طبیبی فیلسوف، در سراسر کتب طبیاش از یافتههای فلسفی خود استفاده کرده است. همچنین در مواضع متعددی از کتاب قانون، طبیب را از ورود به مباحث و مسائل فلسفی برحذر داشته و جایگاه اثبات آنها را در فلسفه میداند. این نشاندهندة آن است که او ضمن توجه به جدایی مسائل فلسفی و طبی، طب را هرگز از مبانی فلسفی بینیاز نمیدانسته است و آن را به مثابة علم جزئی تحت سیطرۀ علم کلی به نام فلسفه قلمداد کرده است. در این مقاله سعی شده است ضمن بررسی جایگاه علم طب در علمشناسی ابنسینا و تبیین نیازمندی طب به فلسفه، به تعدادی از قواعد فلسفی که در طب سینوی استفاده شدهاند اشاره شود.
مریم قاسمی نراقی
دوره 5، شماره 10 ، پاییز و زمستان 1394، ، صفحه 81-96
چکیده
رایجترین نظریهای که آغازگر بحث تبیین در قرن بیستم است، نظریة قانون فراگیر تبیین، شامل دو الگوی قیاسی ـ قانونی و استقرایی ـ آماری است. کارل همپل بیان دقیقی از ایدة تبیین علمی را، که توسط هیوم و میل صورتبندی مبهمی داشت، به تصویر میکشد. نقدهای جدی که در نیمة دوم قرن بیستم در خصوص این نظریه مطرح شد راه را برای نظریههای دیگر ...
بیشتر
رایجترین نظریهای که آغازگر بحث تبیین در قرن بیستم است، نظریة قانون فراگیر تبیین، شامل دو الگوی قیاسی ـ قانونی و استقرایی ـ آماری است. کارل همپل بیان دقیقی از ایدة تبیین علمی را، که توسط هیوم و میل صورتبندی مبهمی داشت، به تصویر میکشد. نقدهای جدی که در نیمة دوم قرن بیستم در خصوص این نظریه مطرح شد راه را برای نظریههای دیگر گشود. الگوی وحدتبخشی تبیین که طرح اولیة آن از سوی مایکل فریدمن مطرح شد و به دست فیلیپ کیچر بسط یافت، از مهمترین این الگوهاست. بنا بر رویکرد کیچر، علم فهم ما نسبت به جهان را به کمک وحدت بخشیدن پدیدههای گوناگون افزایش میدهد. وحدتبخشی در چهارچوب معرفت علمی، با به حداقل رساندن شمار الگوهای استنتاج و به حداکثر رساندن شمار نتایج تولیدشده بهدست میآید. در این جستار با شرح و بازسازی الگوی وحدتبخشی تبیین، نشان خواهیم داد این الگو برخی از مشکلات سنتی مدل قانون فراگیر را حل میکند.
سیداسماعیل مسعودی؛ سیدسعید زاهد زاهدانی
دوره 8، شماره 15 ، بهار و تابستان 1397، ، صفحه 81-108
چکیده
ابژکتیویته به عنوان ایدئال علوم - بهخصوص علوم انسانی - مورد نقد گادامر است چون تجربهای ازخودبیگانه در انسان شکل داده و سبب انسداد وجودشناسانه می شود. این ایدئال ناشی از تفوق نقد عقل محض کانت بر علم جدید و همچنین غفلت سنت فلسفۀ غربی از زبان است. هر چند دیلتای تلاش کرد با استفاده از سنت زبانی و هرمنوتیکی جایگاهی مختص علوم انسانی ...
بیشتر
ابژکتیویته به عنوان ایدئال علوم - بهخصوص علوم انسانی - مورد نقد گادامر است چون تجربهای ازخودبیگانه در انسان شکل داده و سبب انسداد وجودشناسانه می شود. این ایدئال ناشی از تفوق نقد عقل محض کانت بر علم جدید و همچنین غفلت سنت فلسفۀ غربی از زبان است. هر چند دیلتای تلاش کرد با استفاده از سنت زبانی و هرمنوتیکی جایگاهی مختص علوم انسانی فراهم آورد، اما، به دلیل بنیان دکارتیاش و نیز تلقی ابزارگرایانهاش از زبان و آگاهی تاریخی، دچار سوبژکتیویسم شده و علوم انسانی را همچون حکمِ زیباشناسانۀ کانتی، عاری از حقیقتِ موضوع کرد. گادامر با بازخوانی تجربۀ هنری و تجربۀ تاریخی در کانت و دیلتای و همچنین استفاده از فلسفۀ هایدگر و هگل،به همراه توجۀ انتولوژیک به زبان، تجربۀ هرمنوتیکی را سامان داد تا ایدئال آن، نه فرایند ابژکتیوسازی، بلکه ظهور خودِ موضوع در زبان باشد و این همان زاخلیخکایت(Sachlichkeit)بوده که آشکارگی موضوعیّتِ موضوع یا شیئیّتِ شیء است.
مهدی عاشوری؛ سید محمود طاهری
دوره 6، شماره 12 ، پاییز و زمستان 1395، ، صفحه 83-101
چکیده
بسیاری از پژوهشهای علمی به معرفی و کاربست مدلها به ویژه مدلهای آماری اختصاص یافته است. بنابر رویکرد دلالتشناسانه، مدلها چیزی را در مورد واقعیت «بازنمایی» میکنند. در اصطلاح، «مدل» یا «منبع بازنمایی» بازنماییکننده امری است که «هدف بازنمایی» نامیده میشود. بنابر رویکرد «استنباطی»، در رابطه ...
بیشتر
بسیاری از پژوهشهای علمی به معرفی و کاربست مدلها به ویژه مدلهای آماری اختصاص یافته است. بنابر رویکرد دلالتشناسانه، مدلها چیزی را در مورد واقعیت «بازنمایی» میکنند. در اصطلاح، «مدل» یا «منبع بازنمایی» بازنماییکننده امری است که «هدف بازنمایی» نامیده میشود. بنابر رویکرد «استنباطی»، در رابطه بازنمایی علاوه بر «مدل» و «هدف» طرف سومی نیز مقوم رابطه است که وابسته به «عامل شناسا» میباشد. در این مقاله با بررسی «پارادایمهای استنباط آماری» دو مؤلفه «تعبیر» و «قصد» شناسایی میشود که توسط «آماردان» در مدلسازی لحاظ میگردد. نشان داده میشود که مدل آماری و سیستم هدف آن، به «تعبیر»ی که «کاربر» روشهای استنباط آماری از «متغیر تصادفی» دارد و «قصد» او از انجام استنباط آماری حساس است. ولی آیا میتوان «تعبیر» یا «قصد» را عنصر مقوم رابطه بازنمایی در مدلهای آماری دانست و مدلهای آماری را شاهدی به نفع رویکرد «استنباطی» در نظر گرفت، یا آنکه این تمایزهای پارادایمی در مدل گنجانده شده و مؤلفه جداگانهای نیستند و رابطه بازنمایی فقط میان منبع و هدف برقرار است. در این مقاله، دو فرض بر اساس شقوق ممکن بررسی میگردد.
غلامحسین مقدم حیدری؛ فائزه اسکندری
چکیده
چکیده:حرکت، مبدا اساسیِ طبیعیات ابنباجه(1098-1138) است که بر تمامی دیدگاههای طبیعی وی خصوصا ترکیب موجودات از ماده و صورت و علل چهارگانه تاثیر گذاشته است. این امر سبب شده تا شناسایی عوامل موثر در حرکت اجسام طبیعی در مکانیک ابنباجهای نقش برجستهای ایفا کند. مهمترین عامل حرکت از نظر او متمرکز بر «صورت» و تغییر آن در هنگام ...
بیشتر
چکیده:حرکت، مبدا اساسیِ طبیعیات ابنباجه(1098-1138) است که بر تمامی دیدگاههای طبیعی وی خصوصا ترکیب موجودات از ماده و صورت و علل چهارگانه تاثیر گذاشته است. این امر سبب شده تا شناسایی عوامل موثر در حرکت اجسام طبیعی در مکانیک ابنباجهای نقش برجستهای ایفا کند. مهمترین عامل حرکت از نظر او متمرکز بر «صورت» و تغییر آن در هنگام جابجایی است. در مقالهی حاضر مفهوم صورت نزد ابنباجه و تاثیر آن بر حرکت طبیعی اجسام بررسی خواهد شد. استدلالهای ابنباجه در مبحث «صورت» و مفاهیم مرتبط با آن علاوه بر تاثیر از آرای ارسطو، به واسطهی عقلگرا بودن وی همواره از اندیشههای افلاطون و فارابی نیز بهره گرفته است. وی به تاثیر از فارابی، نقش صورتی معقول و مجرد از ماده(عقل فعال) را در عالم مافوق قمر و حرکت اجرام سماوی و به تبع آن در حرکت اجسام زمینی موثر دانسته است. این دیدگاه در استدلال او پیرامون تمایز محرک از متحرک در حرکت خودبه خودیِ اجسام طبیعی نیز تاثیرگذار بوده است.
رضا مثمر
دوره 8، شماره 16 ، پاییز و زمستان 1397، ، صفحه 85-106
چکیده
پل هریچ (Paul Horwich) در کتابها و مقالاتی مختلف به نقد برهان ویتگنشتاینِ کریپکی (1982) پرداخته است. در این مقاله به یکی از پاسخهای وی به یکی از برهانهای ویتگنشتاینِ کریپکی پرداخته، استدلال میکنم که دلایل او برای رد برهان ویتگنشتاینِ کریپکی کفایت نمیکنند. در بخش 2 به توضیح آرای ویتگنشتاینِ کریپکی و شکاکیت معنایی (Meaning Scepticism) خواهم ...
بیشتر
پل هریچ (Paul Horwich) در کتابها و مقالاتی مختلف به نقد برهان ویتگنشتاینِ کریپکی (1982) پرداخته است. در این مقاله به یکی از پاسخهای وی به یکی از برهانهای ویتگنشتاینِ کریپکی پرداخته، استدلال میکنم که دلایل او برای رد برهان ویتگنشتاینِ کریپکی کفایت نمیکنند. در بخش 2 به توضیح آرای ویتگنشتاینِ کریپکی و شکاکیت معنایی (Meaning Scepticism) خواهم پرداخت. در بخش 3 به توضیح صورتبندی هریچ از استدلال هنجارمندی ویتگنشتاینِ کریپکی، که خود آن را «استدلال راهنمایی عقلانی» (The Rational Guidance Argument) نام میدهد، خواهم پرداخت. در بخش 4 نقد هریچ بر این استدلال را بررسی خواهم کرد. چنان که خواهد آمد هریچ با پیشنهاد نسخهای از نظریۀ آمایشی (Dispositional)که بر معرفی «آمایش برای تصحیح خویش» (Self-correction disposition) مبتنی است میکوشد به استدلال راهنمایی عقلانی ویتگنشتاینِ کریپکی پاسخ دهد. با بخش 5و استدلال علیه کارآمد بودن این پیشنهاد در پاسخ به ایراد هنجارمندی، مقاله را به پایان خواهم برد.
غلامحسین مقدم حیدری
دوره 7، شماره 13 ، بهار و تابستان 1396، ، صفحه 87-104
چکیده
یکی از مباحث مهم و مناقشه برانگیز در فلسفه علم عمل «مشاهده» است. فیلسوفان تحلیلی علم از منظرهای گوناگون این موضوع را مورد بررسی قرار داده اند. آنان نشان داده اند آنچه که در امور طبیعی مشاهده می شود متاثر از اهداف و تجربه های پیشین مشاهده گر می باشد از این رو مشاهده متاثر از عوامل معرفت شناختی، معناشناختی، روانشناختی یا جامعه شناختی ...
بیشتر
یکی از مباحث مهم و مناقشه برانگیز در فلسفه علم عمل «مشاهده» است. فیلسوفان تحلیلی علم از منظرهای گوناگون این موضوع را مورد بررسی قرار داده اند. آنان نشان داده اند آنچه که در امور طبیعی مشاهده می شود متاثر از اهداف و تجربه های پیشین مشاهده گر می باشد از این رو مشاهده متاثر از عوامل معرفت شناختی، معناشناختی، روانشناختی یا جامعه شناختی است. اما مشاهده تنها مورد توجه فیلسوفات تحلیلی نبوده است بلکه فیلسوفان قاره ای نیز بدان پرداخته اند. یکی از این فیلسوفان میشل فوکو می باشد که در کتاب تولد کلینیک به چگونگی اُبژه مشاهده شدن بدن انسان در پزشکی می پردازد. او نشان می دهد که علاوه بر عوامل تاثیر گذار بر مشاهده که توسط فیلسوفان تحلیلی بیان شده اند باید به این نکته توجه کرد که مشاهده اساسا فعلی سیاسی است. هدف این مقاله نشان دادن این وجه سیاسی برای مشاهده است. بدین منظور از آرای فوکو در این باره استفاده می کنیم. گرچه فوکو در آثار گوناگون خود به این موضوع اشاره کرده است اما می توان گفت که مشاهده موضوع محوری در کتاب تولد کلینیک است. از این رو با بررسی این مورد می کوشیم تا نشان دهیم که منظور از سیاسی بودن عمل مشاهده چیست. بدین گونه سعی می کنیم تا نشان دهیم که فیلسوفان علم در بررسی های خود درباره مشاهده باید وجه سیاسی آن را نیز در نظر بگیرند.
سعید زیباکلام
چکیده
در این مقاله میخواهم سازگاری میان اقوال و اعمال روششناختی نیوتن را مورد کاوش قرار دهم. اهمیت موضوع بدین علت است که ما علمشناسان هنوز نمیتوانیم حدودا هم ادعا کنیم که روش علمی بزرگترین دانشمند همة اعصار را میشناسیم. این وضعیت ناگوار، برغم اینست که توجه به روش علمی هیچ دانشمندی باندازة عُشر توجهی که روششناسان علم به روش علمی ...
بیشتر
در این مقاله میخواهم سازگاری میان اقوال و اعمال روششناختی نیوتن را مورد کاوش قرار دهم. اهمیت موضوع بدین علت است که ما علمشناسان هنوز نمیتوانیم حدودا هم ادعا کنیم که روش علمی بزرگترین دانشمند همة اعصار را میشناسیم. این وضعیت ناگوار، برغم اینست که توجه به روش علمی هیچ دانشمندی باندازة عُشر توجهی که روششناسان علم به روش علمی نیوتن بذل کردهاند نمیشود. بدلائل روشنی، هم نیوتن و هم اندیشه و بویژه روش علمیاش یکی از کانونهای بزرگ توجه ویژه علمشناسان در قرن بیستم بوده است. میخواهیم به این سوال پاسخ دهیم که آیا امکان دارد مهمترین مانع شناخت مجمع علیهِ روش علمی نیوتن اینست که میان قواعد روششناختی اعلامشدة نیوتن با قواعد اعمالشدة وی چندان سازگاری وجود ندارد که بیشتر. در برخی مواضع این دو تعارض دارند. برای این امر، دو اثر ماندگار نیوتن در حوزة فلسفة طبیعی و برخی نامههای معروف وی را مورد کاوش قرار میدهیم.
فاطمه فرهانیان؛ محمدعلی عبداللهی
دوره 2، شماره 3 ، بهار و تابستان 1391، ، صفحه 93-114
چکیده
معضل استقرا از مهمترین و دشوارترین مسائل فلسفی است که با حل آن بسیاری از معضلات فلسفی حل میشوند و استنتاجهای علمی توجیهپذیر میشوند. برتراند راسل، یکی از فیلسوفان بزرگ تحلیلی قرن بیستم، تلاش کرده است معضل استقرا را حل کند.
از نظر راسل معضل استقرا پرسش از چگونگی توجیه احکام کلی، قوانین علّی، و معرفت غیر مستقیم است. او ...
بیشتر
معضل استقرا از مهمترین و دشوارترین مسائل فلسفی است که با حل آن بسیاری از معضلات فلسفی حل میشوند و استنتاجهای علمی توجیهپذیر میشوند. برتراند راسل، یکی از فیلسوفان بزرگ تحلیلی قرن بیستم، تلاش کرده است معضل استقرا را حل کند.
از نظر راسل معضل استقرا پرسش از چگونگی توجیه احکام کلی، قوانین علّی، و معرفت غیر مستقیم است. او توسل به اصل یکنواختی طبیعت را برای حل این معضل کافی نمیداند؛ از نظر او چارۀ کار پذیرش اصل استقراست. بنابر اصل استقرا، هرچه تعداد موارد اقتران الف با ب بیشتر باشد احتمال اقتران همیشگی الف با ب بیشتر خواهد بود و هرگاه تعداد موارد اقتران به اندازۀ کافی باشد احتمال اقتران همیشگی الف با ب قریب به یقین میشود.
به اعتقاد راسل، اصل استقرا نه قابل اثبات تجربی است و نه قابل اثبات عقلی، بلکه این اصل را باید به استناد بداهت ذاتیاش و درنهایت بهدلیل نتایج آن پذیرفت. بنابه نظر راسل اصول فرامنطقی یا اصول موضوعۀ پنجگانه باعث میشوند احتمالِ تعمیم به یقین نزدیک شود. سرانجام راسل خاطرنشان میکند هرچند استقرا به ما یقین نظری (منطقی و ریاضی) نمیدهد، اما احتمال قریب به یقین ناشی از آن بیشتر از یقین ناشی از جزم مابعدالطبیعی است.
مرتضی شریفی
چکیده
اخیراً در مطبوعاتِ فلسفهی علم موضوعی تحت عنوان «فلسفهی شیمی» به چشم میخورد. یکی از مسائلی که تحت این مقوله دربارهی آن صحبت میشود موضوع برآیش و اهمیت علم شیمی و جایگاه آن در روشنسازی این موضوع است. علاوه بر موضوع برآیش ، مسئلهی تقلیل هم در شیمی محل بحث است. اهمیت این دو مسئله در شاخههای مختلف علوم ، ازجمله شیمی، ازآنجاست ...
بیشتر
اخیراً در مطبوعاتِ فلسفهی علم موضوعی تحت عنوان «فلسفهی شیمی» به چشم میخورد. یکی از مسائلی که تحت این مقوله دربارهی آن صحبت میشود موضوع برآیش و اهمیت علم شیمی و جایگاه آن در روشنسازی این موضوع است. علاوه بر موضوع برآیش ، مسئلهی تقلیل هم در شیمی محل بحث است. اهمیت این دو مسئله در شاخههای مختلف علوم ، ازجمله شیمی، ازآنجاست که استقلال (نسبی) این علوم، با این دو مفهوم گرهخورده است. در این مقاله بعد ارائهی یک چهارچوبِ مفهومی، بهنقد و بررسی آرای آلکس مانافو در مورد اهمیت علمِ شیمی در مطالعه موضوعِ تقلیل و برآیش در شیمی میپردازیم. مانافو با استدلالی قصد دارد نقش ویژهای به علم شیمی در رابطه بامطالعهی موضوع برآیش و تقلیل ببخشد. در ضمنِ نقد محتوی این استدلال، تمایزی بینِ مفهوم «پیچیده گی وجودشناسانه» و «پیچیده گی هستی شناسانه» ارائه می دهیم. سپس نشان می دهیم خلط بین این دو مفهوم، موجباتِ شکل گیری مغالطهای شده که دامنگیرِ مانافو در روند استدلالش شده است
مسعود مطهری نسب؛ محمد بید هندی؛ علیرضا آقا حسینی
دوره 6، شماره 11 ، بهار و تابستان 1395، ، صفحه 99-122
چکیده
بازخوانی گفتمان علمی و روش شناسی حاکم بر تمدن اسلامی در دوره های گذشته،به ویژه دوره نوزایی،در ارتباط با شناخت تمدن اسلامی دارای اهمیت راهبردی است.به طور کلی دوره نوزایی تمدن اسلامی به دلیل مواجهه با اندیشه یونانی و کتب ترجمه شده از سایر تمدن ها از لحاظ فکری و علمی دارای ساختاری مجموعه ای است.بر همین اساس در این پژوهش سعی گردیده با مقایسه ...
بیشتر
بازخوانی گفتمان علمی و روش شناسی حاکم بر تمدن اسلامی در دوره های گذشته،به ویژه دوره نوزایی،در ارتباط با شناخت تمدن اسلامی دارای اهمیت راهبردی است.به طور کلی دوره نوزایی تمدن اسلامی به دلیل مواجهه با اندیشه یونانی و کتب ترجمه شده از سایر تمدن ها از لحاظ فکری و علمی دارای ساختاری مجموعه ای است.بر همین اساس در این پژوهش سعی گردیده با مقایسه روش شناسی زکریای رازی و ابونصرفارابی به عنوان دو نمونه بارز دوران نوزایی،مختصات گفتمان علمی دوره نوزایی تمدن اسلامی(قرون سوم و چهارم) مورد بازشناسی قرار گیرد.یافته های این پژوهش حاکی از آنست که زکریای رازی دارای معرفت شناسی واقع گرا و روش شناسی تجربه گرایانه ی محض به سبک اثبات گرایان فعلی است و فارابی دارای معرفت شناسی آرمان گرایانه با تاکید بر عقلانیت استعلایی و دارای روش شناسی ترکیبی و عقلانیت همراه با تجربه است.در نهایت بر اساس یافته های این پژوهش می توان این طور نتیجه گیری نمود که روش شناسی متکثری بر گفتمان علمی دوره نوزایی تمدن اسلامی- ایرانی حاکم بوده است.
رشید قانعی؛ سید حسن حسینی
دوره 5، شماره 9 ، بهار و تابستان 1394، ، صفحه 101-112
چکیده
این مقاله ضمن واکاوی ابعاد گوناگون چالشهای نظام معرفتی علم مدرن و تأثیر آن بر حیات فعلی بشر، به بررسی دقیقتر این مسئله از نگاه سید حسین نصر میپردازد. در نگاه نصر، علم مدرن برخلاف نظر بسیاری از دانشمندان علوم تجربی، فارغ از ارزش و بیطرف نیست، بلکه دارای نظام ارزشی خاص خود است که جلوات این نظام ارزشی را در تکنولوژی مدرن میتوان ...
بیشتر
این مقاله ضمن واکاوی ابعاد گوناگون چالشهای نظام معرفتی علم مدرن و تأثیر آن بر حیات فعلی بشر، به بررسی دقیقتر این مسئله از نگاه سید حسین نصر میپردازد. در نگاه نصر، علم مدرن برخلاف نظر بسیاری از دانشمندان علوم تجربی، فارغ از ارزش و بیطرف نیست، بلکه دارای نظام ارزشی خاص خود است که جلوات این نظام ارزشی را در تکنولوژی مدرن میتوان دید که آثار آن از بین رفتن روح تقدس در بشر و ملالآور شدن زندگی روزمره است.
وی معتقد است برخلاف علم مدرن، در علم سنتی دوران تمدن اسلامی، بسیاری از این مشکلات وجود نداشت.
او پیشنهاد میکند، در مواجهه با علم و تکنولوژی مدرن ابتدا بایستی به صورت عمیق فلسفه و مبانی علم مدرن را درک کرد و سپس با استفاده از مبانی اسلامی خویش، به تولید دستگاهی جدید برای علمورزی و ساخت تکنولوژی روی آورد
غلامحسین مقدم حیدری
دوره 1، شماره 1 ، بهار و تابستان 1390، ، صفحه 105-122
چکیده
معمولاً دکارت را یکی از بنیانگذاران علم جدید میدانند. او با ابداع هندسة تحلیلی ماده را ممتد گرفت و با طرد تبیین غایتگرایانة ارسطویی تبیین مکانیکی را جایگزین آن کرد. دکارت با الهام از ریاضیات روشی را بنا کرد که بر طبق آن هر مسئلة علمی برحسب اعداد و اشکال هندسی صورتبندی گردد. او معتقد بود که کلیة واقعیات جهان مادی در چهارچوبی ...
بیشتر
معمولاً دکارت را یکی از بنیانگذاران علم جدید میدانند. او با ابداع هندسة تحلیلی ماده را ممتد گرفت و با طرد تبیین غایتگرایانة ارسطویی تبیین مکانیکی را جایگزین آن کرد. دکارت با الهام از ریاضیات روشی را بنا کرد که بر طبق آن هر مسئلة علمی برحسب اعداد و اشکال هندسی صورتبندی گردد. او معتقد بود که کلیة واقعیات جهان مادی در چهارچوبی هندسی قابل بیان است و اختلاف اشیا در چنین جهانی تنها به سبب حرکت آنهاست. در این مقاله سعی شده است برخی از مقومات نظریة دکارت همچون ممتدبودن ماده و جسم، قوانین حرکت و روش پژوهش علمی او را بررسی شود.
مهدی گلشنی؛ مرتضی خطیری یانه سری
دوره 7، شماره 14 ، پاییز و زمستان 1396، ، صفحه 105-132
چکیده
بینش اکثر دانشمندان نیمة اول قرن بیستم بر مدار تجربه گرایی بود. آن ها برای تجربه ها و پدیده های مشاهده پذیر اهمیت بسیاری قائل بودند و تنها معیار معتبر برای آنها مشاهده پذیری کمیات بود. اگر چه این نگاه موجب پیشرفت هایی در قرن بیستم شد، اما اشکالات و ایرادات آن باعث شد که برخی از طرفداران این مکتب نیز به نقد آن بپردازند و از آن روی گردان ...
بیشتر
بینش اکثر دانشمندان نیمة اول قرن بیستم بر مدار تجربه گرایی بود. آن ها برای تجربه ها و پدیده های مشاهده پذیر اهمیت بسیاری قائل بودند و تنها معیار معتبر برای آنها مشاهده پذیری کمیات بود. اگر چه این نگاه موجب پیشرفت هایی در قرن بیستم شد، اما اشکالات و ایرادات آن باعث شد که برخی از طرفداران این مکتب نیز به نقد آن بپردازند و از آن روی گردان شوند. در این مقاله دیدگاه های بعضی از فیزیکدانان برجستة معاصر، که خود روزی از طرفداران این مکتب بودند و سپس از آن روی گردان شدند، بررسی میشود. همچنین نظرات برخی از فیزیک دانان بزرگی را که در همان ایام پرشور رشد این مکتب، نکات مهم نقدآمیزی را در ارتباط با آن گوشزد نمودند، متذکر شده ایم،و دلایل تغییر نگاه فیزیکدانان موافق پوزیتیویسم را بر اساس معیارهای متقن منطقی و استدلال های فلسفی بیان کرده ایم. در انتها به نظرات بعضی از فیزیکدانان برجستۀ اخیر که با پوزیتیویسم مخالفت کرده اند و یا به خاطر پرهیز از خداباوری سراغ پوزیتیویسم رفته اند، می پردازیم.
سید هدایت سجادی
چکیده
هدف از این نوشتار، ارائه تحلیلی فلسفی بر مسئله تقلیل تابع موج توسط ذهن، مبتنی بر نظریههای حوزۀ فلسفه ذهن است. با توجه به این رویکردها درباره رابطۀ ذهن-بدن و ماهیت ذهن، هم در چارچوب دوگانه انگاری مادی_نفسانی، و هم ویژگی های ذهنی نوخاسته و فراپدیدارگرایانه، به بررسی معضلات مفهومی این مسئله پرداخته می شود. تلقی مادی و سخت افزارانه از ...
بیشتر
هدف از این نوشتار، ارائه تحلیلی فلسفی بر مسئله تقلیل تابع موج توسط ذهن، مبتنی بر نظریههای حوزۀ فلسفه ذهن است. با توجه به این رویکردها درباره رابطۀ ذهن-بدن و ماهیت ذهن، هم در چارچوب دوگانه انگاری مادی_نفسانی، و هم ویژگی های ذهنی نوخاسته و فراپدیدارگرایانه، به بررسی معضلات مفهومی این مسئله پرداخته می شود. تلقی مادی و سخت افزارانه از ذهن، معضلات مربوط به دستگاههای اندازه گیری در مکانیک کوانتمی را با خود دارد؛ تلقی نفسانی و همچنین دیگر تلقی های غیرمادی،علاوه بر معضلات رابطه ذهن بدن، معضل تبیین سازوکار برهمکنش ذهن یا ویژگیهای ذهنی با سیستم مادی مورد مشاهده جهان خارجی را نیز دارند. همچنین با طرح یک آزمایش فکری و نیز تحلیل مبتنی بر مشابه انگاشتن فرآیند"تقلیل تابع موج" و فرآیند"تصمیم گیری" در انسان، به مثابه یک راه حل احتمالی،تبعات مفهومی آنها برای مکانیک کوانتمی بررسی میشود. در نهایت، نشان داده می شود که هر جنبه از مسئله تقلیل تابع موج توسط ذهن، معضلات مفهومی خاص خود را دارد و این مسئله در ذیل برهمکنش ذهن-ماده همچنان باز خواهد ماند.
علیرضا سبحانی؛ مهدی گلشنی
دوره 4، شماره 7 ، بهار و تابستان 1393، ، صفحه 109-137
چکیده
کیهانشناسی در آغاز کار خود پایة مشترک فلسفه، دین، و علم بوده است. در فرهنگ اسلامی، کیهانشناسی یا بر محوریت خلق از عدم (دیدگاه متکلمین) استوار شده بوده، یا مبتنی بر جهانی قدیم بوده است (دیدگاه فلاسفه)، و از مسئلة چندجهانی غالباً ذکری به میان نیامده است. در اوایل دهة 1970، پس از ارائة آنچه «اصل انسانمحوری» نامیده میشود، ایدة ...
بیشتر
کیهانشناسی در آغاز کار خود پایة مشترک فلسفه، دین، و علم بوده است. در فرهنگ اسلامی، کیهانشناسی یا بر محوریت خلق از عدم (دیدگاه متکلمین) استوار شده بوده، یا مبتنی بر جهانی قدیم بوده است (دیدگاه فلاسفه)، و از مسئلة چندجهانی غالباً ذکری به میان نیامده است. در اوایل دهة 1970، پس از ارائة آنچه «اصل انسانمحوری» نامیده میشود، ایدة چندجهانی وارد حوزة کیهانشناسی شد. در میان متفکران مسلمان متقدم دو نگرش، دربارة خلق عالم، وجود داشت؛ متکلمین معتقد به حدوث زمانی، و فلاسفه غالباً معتقد به قدم زمانی بودند. در خصوص یگانهبودن یا چندگانهبودن جهان خلقشده، دیدگاههای متفاوتی بین دانشمندان، فلاسفه، و علمای دینی مسلمان وجود داشته است. ما در اینجا دیدگاههای متفاوت برخی از متفکران مشهور مسلمان را، در مورد تعدد جهانها بیان میکنیم. .
مهدی غیاثوند
دوره 1، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1390، ، صفحه 117-142
چکیده
مقالة حاضر بهطور کلی، تأملی است درباب نقش و جایگاه علم فیزیک در فیزیکالیسم. در فضای فلسفی معاصر غرب، در اغلب موارد، تعبیر «فیزیکی» جانشین تعبیر دیرآشنای «مادی» شده و بیشتر از «فیزیکالیسم» صحبت بهمیان میآید تا «مادیانگاری». بدینمعنا که دیگر بر خواصی چون صلابت و نفوذناپذیری، امکان فرض ابعاد ...
بیشتر
مقالة حاضر بهطور کلی، تأملی است درباب نقش و جایگاه علم فیزیک در فیزیکالیسم. در فضای فلسفی معاصر غرب، در اغلب موارد، تعبیر «فیزیکی» جانشین تعبیر دیرآشنای «مادی» شده و بیشتر از «فیزیکالیسم» صحبت بهمیان میآید تا «مادیانگاری». بدینمعنا که دیگر بر خواصی چون صلابت و نفوذناپذیری، امکان فرض ابعاد سهگانه، و از این دست در تعیین محتوای مفهومی تعبیر «مادی» تکیه نمیشود، بلکه چنین امری با ارجاع به علم فیزیک محقق میشود. اما نکته اینجاست که این ارجاع از همان ابتدا، بهرغم فراگیربودن و مزایای مفهومی انکارناپذیر آن، بهلحاظ برخی لوازم و توابعی که دربرداشته، با مشکلاتی مواجه بوده است. تا جایی که بحث به تعیین ارزش صدق فیزیکالیسم هم کشیده شده است و از مشکلات مذبور در قالب برهان دوحدی همپل بهعنوان استدلالی علیه فیزیکالیسم بحث میشود. در مقالة حاضر، به تحلیل و ارزیابی دو مورد از تقریرات متأخر این ارجاع خواهیم پرداخت که درپی مرتفعساختن موارد مطرح در این برهاناند. نگارنده از این ارزیابی نتایجی را پیرامون اصل ایدة فیزیکالیسم استنتاج خواهد کرد و درنهایت به طرح پارهای ملاحظات انتقادی درباب فیزیکالیسم خواهد پرداخت.