واقعیت وقتمند دربرابر واقعیت مطلق: چند روایت از پارادکس مکتاگارت
دوره 15، شماره 1، شهریور 1404
https://doi.org/10.30465/ps.2026.54343.1823
حسن امیری آرا
چکیده این مقاله به شرح «پارادوکس مکتاگارت» و بررسی چند روایت اثرگذار از آن اختصاص دارد. هدف اصلی نوشتار حاضر آن است که استدلال جان الیس مکتاگارت، متافیزیکدان مشهور ابتدای قرن بییستم، دربارۀ ناواقعی بودن زمان را در چهارچوب تقابلی بنیادین میان دو انگارۀ «واقعیت مطلق» و «واقعیت وقتمند» بازخوانی کند و از دل این تقابل، نتایجی برای مناقشات فلسفی معاصر دربارۀ ماهیت زمان استخراج نماید. بدین منظور، نخست ساختار استدلال مکتاگارت را با اتکا به تقریر خود او بهدقت روایت میکنیم؛ استدلالی که بر آن است نشان دهد زمان مستلزم تناقض است و ازاینرو نمیتواند امری واقعی باشد. در ادامه، به تحلیل و ارزیابی چند روایت دیگر از این پارادوکس میپردازیم: دیدگاه هتر دایک دربارۀ تناقض وقتمندی، دیدگاه هیو پرایس در باب تنش میان انحصارنگری و همهشمولنگری، و بهویژه خوانش مایکل دامت از پارادکس. دامت بر این باور است که موفقیت پارادوکس مکتاگارت در گرو پذیرش پیشفرضی فلسفی است؛ یعنی این فرض که ارائۀ توصیفی کامل و عینی از واقعیت، علیالاصول ممکن است. در پایان، ملاحظه خواهیم کرد که فهم پارادوکس مکتاگارت در چارچوب تقابل میان «واقعیت مطلق» و «واقعیت وقتمند» پیامدهایی مهم برای ارزیابی مشروعیت مناقشۀ فلسفی میان الفنظریه و بنظریه در فلسفۀ زمان دارد. بهطور خاص، توسل به تناقض الفنظریه و نیز استدلالهای طبیعیگرایانه ـ با استناد به نظریههای فیزیکی ـ برای دفاع از بنظریه، منوط به پذیرش پیشفرضی فلسفی دربارۀ امکان وصف مطلق واقعیت است و بنابراین این راهبردها در معرض خطر ارتکاب مصادرهبهمطلوب قرار دارند.
