صدقِ تبیینهای استعاری در پرتو نظریۀ استعارههای مفهومی
دوره 14، شماره 2، بهمن 1403
https://doi.org/10.30465/ps.2025.51913.1784
قاسم خبازیان، سید محمدمهدی اعتماد الاسلامی بختیاری
چکیده در مقام توصیف، استعارهها به شکل گسترده در گفتمان علمی از جمله تبیینهای علمی به کار میروند. اما این که تبیینهای استعاری، تبیینهایی موجهاند نیازمند واکاوی است. بر طبق رویکرد غالب، یک تبیین علمی موجه باید فهمافزا و صادق باشد. چالش اساسی دربارۀ صدق تبیینهای استعاری این است که گزارههای استعاری به دلیل عدم تطابق با واقعیت، کاذب تلقی میشوند؛ درحالیکه انتظار میرود تبیینهای علمی صادق باشند. در این پژوهش، ابتدا، با استفاده از نظریۀ استعارههای مفهومی لیکاف و جانسون نشان میدهیم چگونه تبیینهای استعاری فهمافزایی میکنند. سپس، استدلال خواهیم کرد چگونه میتوان مطابق با این نظریه، افزون بر فهمافزایی، صدق تبیینهای استعاری را پذیرفت. اتکای استدلال اخیر بر این است که فهم، مقدم بر صدق و غالباً در گرو استعاره است. در پایان از چهار مسیر که استدلال بر مبنای استعارههای مرده، استدلال بر مبنای مطابقت جزئی در برابر مطابقت کامل، استدلال بر مبنای هزینه معرفتی و استدلال بر مبنای برازش منحنی نامیدهایم میکوشیم تا موضع صدق تبیینهای استعاری را تدقیق و تقویت کنیم.
در دفاع از الگوی مکانیکی علّی
دوره 12، شماره 2، بهمن 1401، صفحه 1-22
https://doi.org/10.30465/ps.2023.43464.1637
مهدی اسمعیلی
چکیده چکیده: هیچکاک با مثالهای نقض خود نشان داد که همچنان مسئله ربط تبیینی در الگوی جدید تبیین علمی وسلی سالمون برقرار است. در برهمکنشهای فرایندهای علّی علامتهای مختلفی به وجود میآیند. به زعم هیچکاک نمیتوان با رویکرد سالمون مشخص کرد که کدام علامت یا کمیت حفظ شده، از نظر تبیینی مرتبط است با پدیده تبیین خواه مورد نظر. ما با کمک تحلیل تقابلی پیتر لیپتون تلاش میکنیم تا به ایراد هیچکاک پاسخ دهیم. نشان میدهیم با انتخاب وضع مقابل مناسب و مشخص کردن اختلاف میان وضع واقع و وضع مقابل میتوان علامت یا کمیت حفظشدهِ ازنظر تبیینی مرتبط را تعیین کرد.
تبیین بهمنزلة فرایندی وحدتبخش
دوره 5، شماره 10، مهر 1394، صفحه 81-96
مریم قاسمی نراقی
چکیده رایجترین نظریهای که آغازگر بحث تبیین در قرن بیستم است، نظریة قانون فراگیر تبیین، شامل دو الگوی قیاسی ـ قانونی و استقرایی ـ آماری است. کارل همپل بیان دقیقی از ایدة تبیین علمی را، که توسط هیوم و میل صورتبندی مبهمی داشت، به تصویر میکشد. نقدهای جدی که در نیمة دوم قرن بیستم در خصوص این نظریه مطرح شد راه را برای نظریههای دیگر گشود. الگوی وحدتبخشی تبیین که طرح اولیة آن از سوی مایکل فریدمن مطرح شد و به دست فیلیپ کیچر بسط یافت، از مهمترین این الگوهاست. بنا بر رویکرد کیچر، علم فهم ما نسبت به جهان را به کمک وحدت بخشیدن پدیدههای گوناگون افزایش میدهد. وحدتبخشی در چهارچوب معرفت علمی، با به حداقل رساندن شمار الگوهای استنتاج و به حداکثر رساندن شمار نتایج تولیدشده بهدست میآید. در این جستار با شرح و بازسازی الگوی وحدتبخشی تبیین، نشان خواهیم داد این الگو برخی از مشکلات سنتی مدل قانون فراگیر را حل میکند.
تحلیلی بر تبیین علمی از دیدگاه وسلی سمن
دوره 4، شماره 7، فروردین 1393، صفحه 87-107
خدیجه بیگ زاده، سیدحسن حسینی
چکیده سمن ادعا میکند که تبیین یک امر عینی، چیزی بیش از یک معرفت توصیفی است که در مورد دنیا کسب میشود. شاخصی که سمن برای تبیین علّی بهعنوان تبیین علمی به دست میدهد بر دو اصل بنیادین استوار است: 1. نسبت آماری؛ 2. روابط علّی. چیزی که خود سمن مدعی است اگر بهخوبی تکمیل شود کلید فهم ما از دنیا خواهد بود. در این نوشته نخست استدلال میکنیم که تبیین از نظر ذهنی و عینی امری ذومراتب است و دانشمندان در فعالیتهای خود از «استنتاج به بهترین تبیین» استفاده میکنند. دوم بیان خواهیم کرد که علیت امری عقلانی و فلسفی است که ضرورت رابطة علّی از نتایج آن محسوب میشود، لذا رویکرد احتمالاتی از علیت شأن وجودی ندارد.
