کلیدواژه‌ها = متافیزیک

بررسی انتقادی متافیزیک طبیعی‌شدۀ معتدل

دوره 12، شماره 2، بهمن 1401، صفحه 23-46

https://doi.org/10.30465/ps.2023.44105.1650

حسن امیری آرا

چکیده مورگانتی و تاهکو از نوعی متافیزیک با عنوان «متافیزیک طبیعی‌شدۀ معتدل» دفاع می‌کنند. این طبیعی‌گرایی معتدل دربارۀ متافیزیک از یک سو، دربرابر طرح متافیزیک طبیعی‌شدۀ رادیکال فیلسوفانی چون لیدی‌من و راس و، از سوی دیگر، طرح‌هایی در دفاع از استقلال متافیزیک، همچون طرح لری پاول و جاناتان لو، قرار دارد. در تلقی آنها، متافیزیک از حیث موضوع با علم همپوشانی و از حیث روش از آن استقلال دارد. در این مقاله می‌کوشیم ابتدا تصویری بسنده از این طرح طبیعی‌گرایانه، در تقابل با دیگر طرح‌های مربوط به متاـ‌متافیزیک، ترسیم کنیم و سپس به بررسی و نقد آن بپردازیم. استدلال می‌شود که پروژۀ آنها از دو جنبه با چالش مواجه است. اولاً نمی‌تواند دفاع درخوری از همپوشانی موضوعیِ متافیزیک و علم داشته باشد؛ و ثانیاً نمی‌تواند معیار درخوری برای تحدید فعالیت متافیزیکی بر اساس طبیعی‌گرایی ارائه کند.

نسبت بین فیزیک اتم‌گرایی کلام به مادی‌گرایی و الحاد در رویکردی تحلیلی

دوره 10، شماره 20، مهر 1399، صفحه 1-21

https://doi.org/10.30465/ps.2020.5743

بنفشه افتخاری

چکیده تاریخچه اتم‌گرایی، به یونان باستان می‌گردد. اتم‌گرایی یونان، نظریه ماتریالیستی (مادی‌گرا)، علی و مکانیکی بود. اتم‌گرایی، چه اتم‌گرایی یونان و چه اتم‌گرایی جدید (بعد از قرن هفدهم) از جهاتی یک نظریه مادی‌گرا به شمار می‌رود. در قرون وسطی در جهان اسلام نیز نوعی نظریه اتم‌گرایی برای تبیین طبیعت توسط متکلمین معتزلی و اشعری ارائه شد. بر خلاف اتم‌گرایان یونان، متکلمان مسلمان، متأله بودند و نام متکلم را از جهت پایبندی‌شان به تعالیم اسلام و قرآن یدک می‌کشند. با این وجود نظریه‌‌ای که در جهان طبیعت ارائه دادند که از جهاتی با سایر نظریات اتم‌گرایانه مشابهت دارد. این نکته جالب توجه است که اتمگرایی کلام توسط نظریه پردازانی ارائه شده‌اند که در بحث قدرت مطلقه خداوند، به شدت رادیکال هستند. در این جستار، اینجانب قصد دارم که پس از معرفی نظریه اتم‌گرایی کلام، به ساختار متافیزیکی اتم‌گرایی کلام بپردازم؛ اینکه چه اصول اعتقادی مبنای نظری متافیزیک کلام است. در ادامه، تحلیل خواهم نمود که چگونه نظریه پردازان متأله برای حفظ اصول متافیزیکی خود، نظریه ای را در فیزیک ارائه داده‌اند که به مادی‌گرایی و طرد متافیزیک در فیزیک می انجامد، ولیکن یک نظریه‌ الحادی نیست.

فلسفة نانوتکنولوژی

دوره 4، شماره 8، مهر 1393، صفحه 37-57

سید هدایت سجادی

چکیده این مقاله که در جست‌وجوی یک فلسفة نانوتکنولوژی است، به تعاریف، زمینه‌های تاریخی، کاربردها و پیامدهای نانوتکنولوژی، و نیز به بررسی ارتباط آن با فلسفه، پرداخته است. هدف از این نوشتار برشمردن مسائل، موضوعات، و جایگاه فلسفی نانوتکنولوژی به مثابة شاخه‌ای از تکنولوژی است، که از سه منظر متافیزیکی (هستی‌شناختی)، معرفت‌شناختی (و روش‌شناختی)، و ارزش‌شناختی به آن نگریسته شده است. فلسفة نانوتکنولوژی حاوی برخی ورودی‌ها (مبانی) و برخی خروجی‌ها (پیامدهای) فلسفی است که هم فلسفة تکنولوژی به معنای عام را دربر دارد و هم به سبب ارتباط تنگاتنگ با علم نوین، برخی از آموزه‌های فلسفة علم و فلسفة علوم خاص، به‌ویژه فلسفة فیزیک، را هم در‌بر گرفته است.