نویسنده = نیما نریمانی
فلسفه علم

مراتب و چالش‌های علم‌باوری

دوره 15، شماره 2، بهمن 1404

https://doi.org/10.30465/ps.2026.54577.1832

نیما نریمانی

چکیده این پژوهش به تحلیل انتقادی علم‌باوری (Scientism) به‌مثابه یک موضع معرفت‌شناختی می‌پردازد که در آن علم از ابزار شناخت طبیعت به معیار نهایی همه‌ی حقیقت ارتقا می‌یابد. آنچه این مقاله در درجه نخست عهده‌دار بیان آنست، این‌که خود ایده‌ علم‌باوری مراتب و ارکان مختلفی دارد که توجه به آنها می‌تواند در فهم دقیق‌تر آن و دوری از آسیب‌های گوناگونش راهنما باشد. یافتة مقاله این است که علم‌باوری در سه مرتبه تحقق می‌یابد: (۱) طبیعت‌گرایی علمی که واقعیت را به طبیعت قابل مشاهده محدود می‌کند؛ (۲) انحصار روش‌شناختی که تنها روش علوم طبیعی را برای کسب معرفت معتبر می‌داند؛ (۳) سلطه‌جویی علمی که علوم طبیعی و در این میان هم علوم بنیادی‌تر را تنها مرجع پاسخ‌گویی به همه‌ی پرسش‌های بشری می‌انگارد. نشان‌ داده‌ می‌شود که این مراتب بر سه رکن استوار است: تقلیل‌گرایی (فروکاستن پدیده‌های پیچیده به اجزای فیزیکی)، داروینیسم (تبیین زیست‌شناختی همه‌ی رفتارها و باورها)، و طبیعی‌سازی هنجارمندی (تقلیل اخلاق و ارزش‌ها به فرآیندهای تکاملی). پژوهش نشان می‌دهد که پیامدهای علم‌باوری زنجیره‌وار است: از انکار متافیزیک و الهیات آغاز می‌شود، به تخریب مبانی اخلاق هنجاری می‌انجامد، و سرانجام به نفی تمایز انسان از طبیعت و فروپاشی علوم انسانی می‌رسد. در نهایت، نتیجه‌گیری کلیدی مقاله این است که علم‌باوری نه تنها یک خطای معرفت‌شناختی، بلکه مسیری از انکار خدا تا نفی انسان است که بنیان‌های فلسفی، اخلاقی و انسان‌شناختی تمدن را تهدید می‌کند.

طبیعت گرایی روش شناختی در علم

دوره 11، شماره 21، خرداد 1400، صفحه 251-278

https://doi.org/10.30465/ps.2021.22717.1323

نیما نریمانی

چکیده طبیعت گرایی روش‌شناختی یکی از پیش‌فرضهای محوری کنونی علوم تجربی است. نه تنها طبیعت‌باوران که بسیاری از خداباوران علم‌گرا نیز حامی طبیعت‌گرایی روش‌شناختی در علم و در رابطه با جهان طبیعی هستند. اما اگرچه در بدو امر دفاع از طبیعت‌گرایی روش‌شناختی در علم متین و موجه به نظر می‌رسد، اما خصوصا در مواردی که امکان ارائه‌ی تبیین‌های غیر طبیعت‌گرایانه متکی بر شواهد تجربی وجود دارد، اصرار بر طبیعت‌گرایی روش‌شناختی حالت ایدئولوژیک به خود می‌گیرد و اصولا نزاع بر سر طبیعت‌گرایی روش‌شناختی در این موارد است. در این مقاله پس از تبیین چیستی و اهمیت طبیعت‌گرایی روش شناختی، مسئله‌ی فراروی طبیعت‌گرایی روش‌شناختی و لزوم تعیین محدوده‌ی آن تبیین شده و در ادامه ارتباط آن با طبیعت گرایی هستی شناختی بیان می‌گردد. سپس طبیعت‌گرایی روش‌شناختی مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده می‌شود که طبیعت‌گرایی روش‌شناختی نه تنها از لحاظ الهیاتی در تعارض با امکان فاعلیت خداوند و علیت غیرمادی است که به لحاظ علمی و فلسفی هم محل سوال است و نباید آن را به صورت پیشینی پذیرفت. بر این اساس علم چنانچه به دنبال کشف حقیقت عالم است، نباید به طور پیشینی امکان بررسی نظریاتی را در مورد جهان سلب نماید که تنها متکی بر مکانیزم‌های مادی نیستند و در پیدایش و پیشرفت جهان از مفاهیم فرامادی سخن می‌گویند.