یقین ریاضی: روال عملی استنتاج و محاسبه
دوره 15، شماره 2، بهمن 1404
https://doi.org/10.30465/ps.2026.53585.1809
غلامحسین مقدم حیدری
چکیده بررسی قطعیت و صلابت قضایای ریاضی یکی از موضوعات مهم در فلسفه ریاضی است. مکاتب مختلفی همچون منطقگرایی، شهودگرایی، افلاطون گرایی و طبیعت گرایی کوشیده اند تا نظریه هایی در این باره ارائه کنند. این مکاتب معمولاً به دنبال مبنایی یقینی برای ریاضیات هستند تا به این روش قطعیت قضایای ریاضی و منطق را توجیه کنند که این کار همواره با ناکامیهای متعددی همراه بوده است. در این مقاله می کوشیم تا این موضوع را در پرتو آرای ویتگنشتاین متاخر بررسی کنیم. یعنی به جای اینکه بپرسیم «مبنای منطق و ریاضیات چیست؟» سوال کنیم «چرا ریاضیات به مبنا نیاز دارد؟» از این رو پس از بررسی مبناگرایی نشان می دهیم که بر اساس آرای ویتگنشتاین، ریاضیات به مثابه یک بازی-زبان چه معنایی دارد. در این جهت هندسه و منطق را به منزله دو بازی-زبان در ریاضیات بررسی می کنیم و نشان می دهیم که یقین ما به قواعد و احکام ریاضی، نه از بنیانهای استوار، بلکه از نقش گرامری قواعد در روال عملی استنتاج و محاسبه ناشی میشود که نشانه اعتماد عملی و مهارت ما برای شرکت در این روال است.
چگونه بیماری مکانمند شد؟ مقومات روش بالینی-تشریحی در قرن نوزدهم
دوره 14، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 153-175
https://doi.org/10.30465/ps.2024.50347.1750
غلامحسین مقدم حیدری
چکیده در طب اخلاطی علایم و نشانه های تعداد زیادی از بیماری ها به اندام ها منتسب بودند اما بیماری مکانمند نبود یعنی بیماری در بدن جایی نداشت در قرن های هیجدهم و نوزدهم با بکار گرفتن روش بالینی-تشریحی میان تظاهرات بالینی و آسیب های بدنی پیوند برقرار شد. بدین گونه مکانمندی بیماری در بدن مهمترین کاری بود که پزشکی کلینیکی در اواخر قرن نوزدهم انجام داد. در این مقاله می کوشیم نشان دهیم که اولا کدام آموزه های فلسفی زمینه پیدایش این روش را فراهم کردند و ثانیا چگونه این آموزه ها در شکل گیری مقومات این روش تاثیر گذار بودند. از این رو در ابتدا مبانی فلسفی این روش -حس گرایی و فلسفه مشاهده- را در جو حاکم بر آن قرن ها بررسی می کنیم. سپس ویژگی های دو مقومه اصلی آن یعنی معاینه بالینی و تشریح آسیب شناختی را بیان می کنیم. بدین منظور نشان می دهیم که چگونه حس گرایی و فلسفه مشاهده سبب شد تا پزشکان به معاینه دقیق تظاهرات بالینی بیماری ها بپردازند. سپس نشان می دهیم که چگونه از قرن هیجدهم به بعد تحت تاثیر فلسفه مشاهده این آموزه شکل گرفت که بیماری با ضایعه ای در زیر اندام های بیرونی بدن متناظر است. از این رو تشریح گامی اساسی در جهت آسیب شناسی بیماری ها شد. بدین گونه داده های حاصل از معاینه دقیق بالینی و تشریح آسیب شناختی دو بخش مهم گزارش های موردی را تشکیل دادند که یکی از ارکان پژوهش و دستاوردهای جدید پزشکی بالینی است. در بخش آخر مقاله ساختار و ویژگی های این نوع گزارش ها را بررسی می کنیم.
تغییر اتیولوژی بیماری هیستری در طب پیشامدرن: از جابجایی زهدان تا حرکت ذرات روح
دوره 13، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 241-263
https://doi.org/10.30465/ps.2023.47468.1699
غلامحسین مقدم حیدری
چکیده بیماری هیستری یکی از بیماری هایی است که بیش از دو هزارسال آن را می شناختند و پژوهش درباره آن سبب پیدایش روانکاوی توسط فروید در اواخر قرن نوزدهم شد. از این رو تحقیق و بررسی سیر تاریخی این بیماری و تغییرات آن دارای اهمیت ویژه ای است. اما باید توجه کرد که این تغییرات نه در تظاهرات بالینی و نه در بیماری شناسی، بلکه در تغییر نگاه به اتیولوژی بیماری رخ داده است. سیر تحول اتیولوژی بیماری هیستری را باید در دو بخش بررسی کرد: طب پیشامدرن و پزشکی کلینیکی. در این مقاله به بررسی اتیولوژی بیماری هیستری در طب پیشامدرن می پردازیم. بدین منظور مقاله دارای سه بخش است: در بخش اول، اتیولوژی بیماری هیستری –جابجایی و خفگی زهدان- در طب اخلاطی بررسی می شود. در بخش دوم نشان می دهیم که از یک سو به دلیل همپوشانی تظاهرات این بیماری با تظاهرات بیماری مالیخولیا و مانیا ، و از سوی دیگر به سبب به محاق رفتن طب جالینوسی و غلبه یافتن الهیات مسیحی مجالی برای نگریستن به این بیماری از منظر سحر و جادو و فهم اتیولوژیک جدید مهیا شد. در بخش پایانی نیز تاثیر نگرش مکانیکی حاکم بر قرن هفدهم بر اتیولوژی بیماری هیستری بررسی می شود و نشان می دهیم که چگونه جابجایی و خفگی زهدان و و تشنج حاصل از آن بوسیله نظریه مکانیکی ذرات روح تبیین شد.
تبیین رویتناپذیری اعضا در تشریح اخلاطی
دوره 12، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 129-152
https://doi.org/10.30465/ps.2021.37466.1540
رضا غلامی، غلامحسین مقدم حیدری، علیرضا منجمی
چکیده بررسی عناوین اعضای بدن و نیز شمارش آنها در متون تشریحی طب اخلاطی، نشانگر یک مسالهی مهم است. اینکه در این متون و در مقایسه با متون آناتومی مدرن، به تعداد درخور توجهی از اعضای بدن اشاره نشده است. این، در حالی است که این دو نتیجهی متفاوت، حاصل مشاهدات یک عمل یکسان هستند: تشریح جسد. جز این، برخی از این اعضا، با چشم غیر مسلح نیز قابل رویت هستند که رگهای لنفاوی از جملهی همین موارد به شمار میرود. بنابراین، طبیب اخلاطی در فرآیند عمل تشریح، برخی از اعضا را دیده است، اما ندیده است. به دیدگاه نویسندگان این مقاله، علت رویتناپذیری این اعضا، در پیوند مشاهده با نظریه نهفته است. بطور خلاصه، مشاهدهی عمل تشریح طبیب اخلاطی، برخلاف مشاهدهی عمل تشریح آناتومیست مدرن، بر نظریهی اخلاطی استوار بوده است. از این رو، طبیب اخلاطی، در فرآیند عمل تشریح، اعضایی را دیده است که کارکرد اخلاطی داشتهاند. بقیهی اعضای بدن، یا دیده نشدند یا به یک زایدهی گوشتی تقلیل یافتهاند.
همه گیری، قرنطینه و قدرت سیاسی پزشکی
دوره 11، شماره 21، خرداد 1400، صفحه 193-209
https://doi.org/10.30465/ps.2021.35469.1506
غلامحسین مقدم حیدری
چکیده شیوع بیماری کووید 19 در اوایل سال 2020 که بسرعت به همه گیری جهانی تبدیل شد مناسبات گوناگون بشری را بشدت تغییر داد. بکارگیری تکنیک قرنطینه برای جلوگیری از شیوع این بیماری، مناقشات فراوانی را در حوزه های بهداشت عمومی و کنترل اجتماعی مطرح کرد. لازمه وقوف بر این تغییرات گسترده و مناقشات حاصل از آن، شناخت تاریخ همه گیری و تاثیرات آن در حوزه سلامت و بهداشت عمومی و تبعات آن در تغییر الگوی سیاسی و کنترل اجتماعی است. در این مقاله می کوشیم ابتدا بطور اجمال تاریخی از تطور مفهوم همه گیری از یونان تا قرون وسطی را بیان کنیم و نشان می دهیم که شیوه غالب برای کنترل همه گیری ها تکنیک جداسازی بود. سپس نشان می دهیم که چگونه در قرن چهاردهم با گسترش همه گیری طاعون و تاثیر آن بر کاهش جمعیت و به خطر افتادن بقای حکومت های اروپایی؛ تکنیک قرنطینه برای مهار و کنترل همه گیری ها ابداع شد. نهایتا در قرن هیجدهم و نوزدهم سلامت ، بهداشت عمومی، جمعیت و کنترل آن خود ابژه جدیدی برای پیدایش دانش های جدیدی همچون آمار و کنترل اجتماعی شدند. در واقع پزشکی شهری در قرن هیجدهم ادامه و توسعه نهاد پزشکی-سیاسی قرنطینه در اواخر قرون وسطی بود که متضمن مطالعه مکان هایی بود که پدیده های همه گیری را تکثیر می کردند وگسترش می دادند. به عبارت دیگر برنامه بهداشت عمومی به عنوان رژیمی از سلامت برای جمعیت مطرح شد که مستلزم دخالت ها و کنترل های پزشکی اقتدارگرا شد.
بررسی مفهوم «صورت» نزد ابنباجه و تاثیر آن بر حرکت طبیعی اجسام
دوره 9، شماره 17، شهریور 1398، صفحه 83-111
https://doi.org/10.30465/ps.2019.4160
غلامحسین مقدم حیدری، فائزه اسکندری
چکیده چکیده:حرکت، مبدا اساسیِ طبیعیات ابنباجه(1098-1138) است که بر تمامی دیدگاههای طبیعی وی خصوصا ترکیب موجودات از ماده و صورت و علل چهارگانه تاثیر گذاشته است. این امر سبب شده تا شناسایی عوامل موثر در حرکت اجسام طبیعی در مکانیک ابنباجهای نقش برجستهای ایفا کند. مهمترین عامل حرکت از نظر او متمرکز بر «صورت» و تغییر آن در هنگام جابجایی است. در مقالهی حاضر مفهوم صورت نزد ابنباجه و تاثیر آن بر حرکت طبیعی اجسام بررسی خواهد شد. استدلالهای ابنباجه در مبحث «صورت» و مفاهیم مرتبط با آن علاوه بر تاثیر از آرای ارسطو، به واسطهی عقلگرا بودن وی همواره از اندیشههای افلاطون و فارابی نیز بهره گرفته است. وی به تاثیر از فارابی، نقش صورتی معقول و مجرد از ماده(عقل فعال) را در عالم مافوق قمر و حرکت اجرام سماوی و به تبع آن در حرکت اجسام زمینی موثر دانسته است. این دیدگاه در استدلال او پیرامون تمایز محرک از متحرک در حرکت خودبه خودیِ اجسام طبیعی نیز تاثیرگذار بوده است.
« مشاهده » کلینیکی به مثابه عملی سیاسی
دوره 7، شماره 13، مرداد 1396، صفحه 87-104
غلامحسین مقدم حیدری
چکیده یکی از مباحث مهم و مناقشه برانگیز در فلسفه علم عمل «مشاهده» است. فیلسوفان تحلیلی علم از منظرهای گوناگون این موضوع را مورد بررسی قرار داده اند. آنان نشان داده اند آنچه که در امور طبیعی مشاهده می شود متاثر از اهداف و تجربه های پیشین مشاهده گر می باشد از این رو مشاهده متاثر از عوامل معرفت شناختی، معناشناختی، روانشناختی یا جامعه شناختی است. اما مشاهده تنها مورد توجه فیلسوفات تحلیلی نبوده است بلکه فیلسوفان قاره ای نیز بدان پرداخته اند. یکی از این فیلسوفان میشل فوکو می باشد که در کتاب تولد کلینیک به چگونگی اُبژه مشاهده شدن بدن انسان در پزشکی می پردازد. او نشان می دهد که علاوه بر عوامل تاثیر گذار بر مشاهده که توسط فیلسوفان تحلیلی بیان شده اند باید به این نکته توجه کرد که مشاهده اساسا فعلی سیاسی است. هدف این مقاله نشان دادن این وجه سیاسی برای مشاهده است. بدین منظور از آرای فوکو در این باره استفاده می کنیم. گرچه فوکو در آثار گوناگون خود به این موضوع اشاره کرده است اما می توان گفت که مشاهده موضوع محوری در کتاب تولد کلینیک است. از این رو با بررسی این مورد می کوشیم تا نشان دهیم که منظور از سیاسی بودن عمل مشاهده چیست. بدین گونه سعی می کنیم تا نشان دهیم که فیلسوفان علم در بررسی های خود درباره مشاهده باید وجه سیاسی آن را نیز در نظر بگیرند.
تاثیر مردمشناسی بر هستیشناسی، معرفتشناسی و روششناسی فایرابند
دوره 6، شماره 11، فروردین 1395، صفحه 37-52
محسن دنیوی، غلامحسین مقدم حیدری
چکیده فایرابند در آثار خود، ارجاعاتی به آثار مردمشناسان شهیر داشته است. بررسی این ارجاعات نشان از تاثیر تعیینکننده یافتههای مردمشناختی بر فلسفه فایرابند دارد. این تاثیر به حدی است که فایرابند، روش مردمشناسی را به عنوان روش ایجابی مناسب برای مطالعه علم پیشنهاد میکند. توصیه این روش به معنای پذیرش ضمنی مقومات آن مانند تکثر، نسبیت، تفاوت در ذهنیتها، قیاسناپذیری فرهنگها و سنتها و ...است.
در این مقاله ضمن بررسی ارجاعات فایرابند به مطالعات مردمشناختی، نشان خواهیم داد که فایرابند در چه موضوعاتی متاثر از یافتههای مردمشناسی بوده است و چگونه این یافتهها را در فلسفه علم بازسازی نموده است. تلاش خواهیم کرد تا تاثیر مردمشناسی بر هستیشناسی، معرفتشناسی و روششناسی فایرابند را با تکیه بر مفاهیم واقعیت، ذهنیت، زبان، مشاهده مشارکتی و ...نشان دهیم.
خروج از دوگانگی تکنولوژی خودمختار و تکنولوژی به مثابة وسیلة صرف؛ بر اساس دیدگاه برونو لاتور
دوره 5، شماره 9، فروردین 1394، صفحه 29-51
رحمان شریف زاده، غلامحسین مقدم حیدری
چکیده برونو لاتور با بازتعریف انسان و مصنوعات و دفاع از ناهمجنس بودن و چندرگه بودن آنها، و لحاظ کردن مصنوعات به عنوان واسطههای واقعی و نه وسیلة صرفهای صرف، از جایگاه آنها به عنوان شهروندان جامعه در کنار انسانها و اشیا دفاع میکند. وی با این کار ما را از دوگانگی تکنولوژی خودمختار یا تکنولوژی به مثابة وسیلة صرف خارج میکند و لذا از فضای سلطه (سلطة انسان بر غیرانسان یا غیرانسان بر انسان) میرهاند.
اعتبار عقلانیت آلن فرانکلین در برساختگرایی معاصر
دوره 4، شماره 7، فروردین 1393، صفحه 157-165
محمد مهدی صدر فراتی، غلامحسین مقدم حیدری
چکیده آلن فرانکلین[i] فیزیکدان و فیلسوف معاصری است که دربارة آزمایشهای فیزیکی و برساختگرایی اجتماعی موضعهایی نسبتاً افراطی در پیش گرفته است. او با ارائة مدلی که ما آن را عقلانیت عملگرایانه میخوانیم قصد توجیه منطق علمی و امکان وقوع آزمایشهای فیصلهبخش را دارد. او میخواهد تز «احتمال وقوع» که یکی از اصول اساسی و مهم برساختگرایی اجتماعی است را زیر سؤال ببرد. گرچه او از ارائة یک عقلانیت منحصر به فرد سر باز میزند، این فقره در آثار او بهوضوح به چشم میخورد. ما در این مقاله با توضیح جایگاه سخنان او، قدرت نفوذ آن در نظریات معاصر برساختگرایی را بررسی خواهیم کرد.
.
پروژة منطقگرایی در ریاضیات: از بولتزانو تا راسل
دوره 3، شماره 5، فروردین 1392، صفحه 73-97
غلامحسین مقدم حیدری
چکیده آموزة منطقگرایی عبارت است از فروکاستن مفاهیم و قضایای ریاضی به مفاهیم و قضایای منطقی. این آموزه که یکی از مکاتب مهم فلسفة ریاضی است، را نخستین بار برنارد بولتزانو صورتبندی کرد و سپس گوتلپ فرگه سعی کرد با ارائة نسخة جدیدی از منطق آن را ادامه دهد. درنهایت این آموزه را به صورت پروژهای، برتراند راسل و آلفرد نورث وایتهد عملی کردند. در این مقاله نخست تلاش خواهم کرد چگونگی تحول و تکوین این پروژه را از بولتزانو تا راسل بررسی کنم. سپس با بررسی ضعفها و قوتهای آن، سعی خواهم کرد به این پرسش پاسخ دهم که آیا برنامة منطقگرایی رضایتبخش بود؟
نگرش ریاضیاتی در اندیشة هایدگر
دوره 2، شماره 4، مهر 1391، صفحه 25-36
خشایار برومند، غلامحسین مقدم حیدری
چکیده ارتباط میان نگرش ریاضیاتی و علم مدرن موضوعی تأملبرانگیز است که پرداختن به آن، نهتنها در فهم ما از معرفت ریاضی تأثیر میگذارد، که در دستیافتن به درکی مناسب از جهان مدرن نیز نقشی کلیدی ایفا میکند. مارتین هایدگر، این مسئله را از نظرگاهی منحصربهفرد تحلیل میکند. در این مقاله ابتدا خلاصهای از تأملات هایدگر در باب ریاضیات و امر ریاضیاتی ارائه میشود سپس جایگاه تفکر ریاضیاتی در علم مدرن از نگاه هایدگر تحلیل میشود. نهایتاً خطر سلطة تفکر ریاضیاتی و راه نجات از خطر را در اندیشة هایدگر، مطرح میکنیم و به پارهای از تفاوتهای نحوة نگرش وی با تأمل در باب ریاضیات در فلسفة ریاضی متداول اشاره خواهیم کرد.
عقلانیت بهمثابة حفظ «گزارههای ثابت» و جایگزینی «گزارههای سیال»
دوره 1، شماره 2، مهر 1390، صفحه 143-161
غلامحسین مقدم حیدری، حمیدرضا آیت اللهی
چکیده یکی از نظریههای متداول دربارة عقلانیت علم، عقلانیت بهمثابة مبناگرایی است که بنابر آن، عقلانیت یک نظریة علمی و مبتنیبر دادههای حسی است که آن نظریه بر آن اساس بنا شده است. اما دادههای حسی قطعی و یقینی موضوعی است که مناقشات فراوانی را درپی داشته است. در این مقاله، با تمسک به آرای ویتگنشتاین درباب «یقین»، تلقی نوینی از یقینیات یک نظریۀ علمی ارائه میشود که، بنابر آن، هر نظریة علمی دارای دوگونه گزاره است: گزارههای ثابت و گزارههای سیال. پیرو چنین تقسیمبندی از گزارههای یک نظریة علمی، ایدة نوینی برای عقلانیت نظریههای علمی ارائه میشود. براساس این ایده، نظریهای عقلانی است که اولاً سازگار باشد، ثانیاً گزارههای ثابت جامعة علمی را حفظ و گزارههای سیال را با گزارههای مناسب دیگری جایگزین کند. مقاله سعی میکند با ارائة شواهد تاریخی، کارایی، و واقعبینانهبودن این ایده را در برابر معیارهای عقلانیت مبتنیبر بداهت شواهد حسی بیان کند.
بررسی مفاهیم، اصول و روش دکارت در بنیانگذاری علم جدید
دوره 1، شماره 1، فروردین 1390، صفحه 105-122
غلامحسین مقدم حیدری
چکیده معمولاً دکارت را یکی از بنیانگذاران علم جدید میدانند. او با ابداع هندسة تحلیلی ماده را ممتد گرفت و با طرد تبیین غایتگرایانة ارسطویی تبیین مکانیکی را جایگزین آن کرد. دکارت با الهام از ریاضیات روشی را بنا کرد که بر طبق آن هر مسئلة علمی برحسب اعداد و اشکال هندسی صورتبندی گردد. او معتقد بود که کلیة واقعیات جهان مادی در چهارچوبی هندسی قابل بیان است و اختلاف اشیا در چنین جهانی تنها به سبب حرکت آنهاست. در این مقاله سعی شده است برخی از مقومات نظریة دکارت همچون ممتدبودن ماده و جسم، قوانین حرکت و روش پژوهش علمی او را بررسی شود.
