تحلیل ویژگی های روش شناسی فریدمن

نوع مقاله: علمی-پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

2 کارشناس ارشد اتاق پایاپای بورس اوراق بهادار تهران، ایران

چکیده

مقاله‌ فریدمن دربارۀ روش‌شناسی علم اقتصاد، آمیزه‌ای از آموزه‌های مختلف فلسفی است که می‌توان فهرستی از ایده‌های ‏فلسفی را در آن یافت. در این نوشتار با تحلیل مقاله مذکور و دیدگاه دیگر فیلسوفان علم اقتصاد، شش ویژگی را برای ‏روش‌شناسی او بازمی‌شناسیم. ویژگی نخست، نظریۀ فریدمنی است؛ که از دو جزء زبان و فرض‌های ماهوی تشکیل شده ‏است. دوم، آزمون فریدمنی است؛ که در حقیقت آزمون غیرمستقیم نظریه است. یعنی برای بررسی اعتبار نظریه صرفا ‏قدرت پیش‌گویی آن سنجیده می‌شود و نه صدق فرض‌های آن. سوم، ناواقع‌گرایی فریدمنی است؛ که به فرض‌های ماهوی ‏اجازه می‌دهد فقط وجوه مفید واقعیت را در نظریه وارد کنند و نه کل واقعیت را. چهارم، رویکرد مارشالی فریدمن در برابر ‏رویکرد والراسی است؛ که به فریدمن اجازه می‌دهد مدل را بسته به شرایط مسئله بسازد. پنجم، رویکرد آماری فریدمن است؛ ‏بدین معنا که از نظر او تنها راه رسیدن به اجماع بین اقتصاددانان استفاده از آمار و احتمالات است. ششم، علیت فریدمنی ‏است؛ بدین مفهوم که بجای استفاده از مفهوم ابهام آمیز علت و معلول در مدل‌های اقتصادی از مفهوم درونزا و برونزا استفاده ‏می‌کند.‏

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

An Analysis of Friedman's methodological specifications

نویسندگان [English]

  • Seyed Mohammad Reza Amiri Tehrani 1
  • Mahdi Mahdian 2
1 Assistant Professor, Institute for Humanities and Cultural Studies
2 Expert in Charge of the Derivatives Settlement Tehran, Iran
چکیده [English]

Abstract
This article is about Milton Friedman's methodology in Economics. Friedman's main article "The ‎Methodology of Positive Economics" published in ‎‏1953‏‎ is a mixture of philosophical ideas. By ‎analyzing this article and critics of his methodology among economics philosophers as well, we ‎recognize six specification for his methodology. The first is Friedman' theory which is a complex ‎intermixture of two elements; language and substantive hypothesis. The second is Friedman' ‎experiment, which is in fact an indirect testing of a theoretical prediction by experimental ‎evidences. So the validity of a theory depends on its power or prediction, not the truth of its ‎assumptions. The third is Friedman's unrealisticness that allows substantial hypotheses to capture ‎useful aspects of reality not the whole. The forth is the Marshallian approach of Friedman in ‎Economics versus the Walrasian, which lets him to build the economic model problem specific. The ‎fifth is Friedman's statistical approach. He believes that the only way that economists can come up ‎with a consensus is to use statistics and probabilities. The sixth is Friedman's causality. He believes ‎that the concepts of cause and effect are ambiguous, instead, we should use endogenous and ‎exogenous concepts in economic models. ‎

کلیدواژه‌ها [English]

  • "Positive Economics"
  • "Normative Economics"
  • "Theory Experiment"
  • "Unrealisticness"
  • "As if"
  • "Milton Friedman"