حیث وجودشناسانۀ ابژکتیویته از منظر گادامر

نوع مقاله : علمی-پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه شیراز

2 دانشیار جامعه شناسی دانشگاه شیراز

چکیده

ابژکتیویته به عنوان ایدئال علوم - به­خصوص علوم انسانی - مورد نقد گادامر است چون تجربه­ای از­خودبیگانه در انسان شکل داده  و سبب انسداد وجودشناسانه می شود. این ایدئال ناشی از تفوق نقد عقل محض کانت بر علم جدید و همچنین غفلت سنت فلسفۀ غربی از زبان است. هر چند دیلتای تلاش کرد با استفاده از سنت زبانی و هرمنوتیکی جایگاهی مختص علوم انسانی فراهم آورد، اما، به دلیل بنیان دکارتی­اش و نیز تلقی ابزارگرایانه­اش از زبان و آگاهی تاریخی، دچار سوبژکتیویسم شده و علوم انسانی را همچون حکمِ زیباشناسانۀ کانتی، عاری از حقیقتِ موضوع کرد. گادامر با بازخوانی تجربۀ هنری و تجربۀ تاریخی در کانت و دیلتای و همچنین استفاده از فلسفۀ هایدگر و هگل،به همراه توجۀ انتولوژیک به زبان، تجربۀ هرمنوتیکی را سامان داد تا ایدئال آن، نه فرایند ابژکتیوسازی، بلکه ظهور خودِ موضوع در زبان باشد و این همان زاخلیخکایت(Sachlichkeit)بوده که آشکارگی موضوعیّتِ موضوع یا شیئیّتِ شیء است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Ontological Aspect of Objectivity from Gadamer's View

نویسندگان [English]

  • Seyed Esmaiel Masoudi 1
  • Seyed Saied Zahed Zahedani 2
1 Ph.D. student in sociology, Shiraz University
2 Associate Professor of Sociology, Shiraz University
چکیده [English]

Objectivity, as the ideal of science, especially human science, is criticized by Gadamer because it constructs an alienated experiment in human and causes an ontological obstruction. This ideal stems from the superiority of Kant's Critique of Pure Reason on modern science and also negligence of language by Western philosophical tradition. Although Dilthey attempted to provide a special place for human science using linguistic and hermeneutics tradition, due to his Cartesian foundations, and his instrumentalist attitude toward historical language and consciousness, he suffered from subjectivism and considered human science truth-less as Kantian aesthetic