امین ربیع نیا
دوره 5، شماره 10 ، پاییز و زمستان 1394، ، صفحه 21-37
چکیده
مسئلة عقلانیت علم، نیازمند بستری برای طرح چیستی عقلانیت است تا در چهارچوب مفهومی از عقلانیت، بتوان چگونگی عقلانیت ماجرای علم را به تصویر کشید. نگارنده در این مقاله تلاش میکند تا با استفاده از مفهوم عقلانیت هدف ـ وسیله نشان دهد که چگونه میتوان چنین بستری را فراهم آورد. برای این کار میبایست علم را به عنوان یک فرایند در نظر بگیریم ...
بیشتر
مسئلة عقلانیت علم، نیازمند بستری برای طرح چیستی عقلانیت است تا در چهارچوب مفهومی از عقلانیت، بتوان چگونگی عقلانیت ماجرای علم را به تصویر کشید. نگارنده در این مقاله تلاش میکند تا با استفاده از مفهوم عقلانیت هدف ـ وسیله نشان دهد که چگونه میتوان چنین بستری را فراهم آورد. برای این کار میبایست علم را به عنوان یک فرایند در نظر بگیریم که در آن با مفروض گرفتن اهدافی، میتوان عقلانیت دستیابی به این اهداف را به واسطة مفهوم عقلانیت هدف ـ وسیله توجیه کرد. عقلانیت هدف ـ وسیله نیز به نوبة خود قابل تقسیم به دو گونة عقلانیت ابزاری و کلگرایانه است و ما نشان میدهیم که برگرفتن مفهوم عقلانیت کلگرایانه برای داشتن یک مدل عقلانیت کارآمد برای علم ضروری است. در ادامه و به منظور ارائة یک نمونه پیادهسازی برای چهارچوب ارائهشده، مدلهای عقلانیت علم لری لاودن را با استفاده از چهارچوب مفهومی عقلانیت ابزاری و کلگرایانه مورد بازسازی قرار میدهیم تا توانایی مفهومی عقلانیت هدف ـ وسیله و نیز رشد و ترقی مدلهای مذکور در گذر از گونههای این نوع عقلانیت را نشان دهیم.
سیدمهدی بیابانکی
دوره 2، شماره 3 ، بهار و تابستان 1391، ، صفحه 23-45
چکیده
دیدگاه فلسفی هیوم در باب علیت را میتوان با چهار نگرشِ متمایز از هم تحلیل و بررسی کرد: طبیعتگرایانه، شناختشناسانه، معناشناختی، و هستیشناختی. نگرش طبیعتگرایانه به بررسی مبدأ یا منبع چیزهایی که ذهن را اشغال کردهاند و فرایندهای مربوط به آن میپردازد. این نگرش با این پرسشها متمایز میشود: فرایند ذهنیای ...
بیشتر
دیدگاه فلسفی هیوم در باب علیت را میتوان با چهار نگرشِ متمایز از هم تحلیل و بررسی کرد: طبیعتگرایانه، شناختشناسانه، معناشناختی، و هستیشناختی. نگرش طبیعتگرایانه به بررسی مبدأ یا منبع چیزهایی که ذهن را اشغال کردهاند و فرایندهای مربوط به آن میپردازد. این نگرش با این پرسشها متمایز میشود: فرایند ذهنیای که با آن معلولها را از علتها استنباط میکنیم چیست؟ منشأ تصور رابطة ضروری چیست؟ نگرش شناختشناسانه به پرسش از چیزهایی که با قاطعیت میتوانند شناخته شوند و اینکه ادعاهای علّی و ادعاها در خصوص آینده چگونه توجیه میشوند میپردازد. نگرش معناشناختی به این مسئله میپردازد که وقتی میگوییم یک چیز علت چیز دیگر است چه منظوری داریم؟ طبیعت و سرشت علیت نیز در نگرش هستیشناختی مورد توجه قرار میگیرد، یعنی چیستی علیت در جهان، مستقل از باورهای ما. دغدغة اصلی هیوم در درجة نخست، طبیعتگرایانه و سپس شناختشناسانه است؛ درحالی که اختلاف نظر مفسران در خصوص نظریة علّی هیوم عمدتاً به حوزههای معناشناختی علت، و هستیشناسی علیت مربوط میشود. بر این اساس هیوم در پی آن است که با شناخت ساختار و عملکرد ذهن انسان و ارائة تحلیلی مبتنیبر طبیعت آدمی، علیت را توجیه کند. عناصری که او از آنها بهره میگیرد عبارتاند از: تداعی، عادت، و باور که همگی از خصایص ذهن آدمی و وابسته به طبیعت بشریاند. هدف این مقاله معرفی و نقد رویکرد طبیعتگرایانه به مسئلة علیت است.
مرتضی صداقت آهنگری حسینزاده
دوره 3، شماره 5 ، بهار و تابستان 1392، ، صفحه 23-33
چکیده
کرون معتقد است مرجع یک اسم را فقط ارتباط علّی با آن شیء متعین نمیکند، چراکه علیت حاوی نوعی عدم تعین است که برای فرار از آن لازم است بعد شناختی، که از آن به جواز معرفتی یاد میکند، نیز در تعیین مرجع اثر گذارد. دیویدسون بیان مشابهی را در مورد نحوة تعین محتوای باور ادراکی در تز مثلثبندی خود دارد. در این تز او معتقد است فرد علاوهبر ارتباط ...
بیشتر
کرون معتقد است مرجع یک اسم را فقط ارتباط علّی با آن شیء متعین نمیکند، چراکه علیت حاوی نوعی عدم تعین است که برای فرار از آن لازم است بعد شناختی، که از آن به جواز معرفتی یاد میکند، نیز در تعیین مرجع اثر گذارد. دیویدسون بیان مشابهی را در مورد نحوة تعین محتوای باور ادراکی در تز مثلثبندی خود دارد. در این تز او معتقد است فرد علاوهبر ارتباط علّی با محتوای باور ادراکی خود که شیئی خارجی است که علت آن باور در فرد شده است، لازم است از ارتباط کلامی با دیگران نیز جهت تعین محتوای این باور، کمک گیرد. در این مقاله، پس از بیان نظریات کرون و دیویدسون، به بیان مشابهتهای جواز معرفتی در نظریة کرون و ارتباط کلامی در نظریة دیویدسون خواهم پرداخت.
ابوالفضل صبرآمیز؛ روح اله حق شناس؛ مهدی ذاکری
دوره 7، شماره 13 ، بهار و تابستان 1396، ، صفحه 23-44
چکیده
در آزمایش ذهنی بازی تقلید، آلن تورینگ استدلال می کند که می توان هوشمندی را به هرماشینی که این آزمون را با موفقیت از سر بگذراند، نسبت داد. یک اعتراض به معیارتورینگ، اعتراض لاولیس یا اعتراض مشهور به اراده آزاد است. این اعتراض بیان می کندماشین هیچگاه نمی تواند فراتر از انتظار برنامه نویسش عمل کند و در نتیجه هیچ گاههوشمند نخواهد بود. در ...
بیشتر
در آزمایش ذهنی بازی تقلید، آلن تورینگ استدلال می کند که می توان هوشمندی را به هرماشینی که این آزمون را با موفقیت از سر بگذراند، نسبت داد. یک اعتراض به معیارتورینگ، اعتراض لاولیس یا اعتراض مشهور به اراده آزاد است. این اعتراض بیان می کندماشین هیچگاه نمی تواند فراتر از انتظار برنامه نویسش عمل کند و در نتیجه هیچ گاههوشمند نخواهد بود. در این مقاله، ابتدا این اعتراض را در صورت کلاسیک آن بررسی وپاسخ تورینگ به آن را ارزیابی خواهیم کرد و نشان خواهیم داد، پاسخ وی به اعتراضلاولیس صحیح به نظر می رسد. در ادامه، این اعتراض را با توجه به مباحث چامسکیدرباره وجه تولید زبانی که وی از آن تحت عنوان مسا له دکارت یاد می کند، بازتقریرم یکنیم. بازتقریر زبانی اعتراض لاولیس نشان می دهد که برخلاف نتیجه گیری اولیهتورینگ، برای رسیدن به ماشین هوشمند تنها پیشرفت های تکنولوژیک راهگشا نخواهدبود، چرا که هنوز پاسخ نظری روشنی به مسئلۀ دکارت وجود ندارد.
جواد اکبری تختمشلو؛ سعید زیباکلام
دوره 1، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1390، ، صفحه 25-64
چکیده
در دهههای اخیر، عقلانیت به یکی از موضوعات مهم و بحثانگیز حوزههای فکری مبدل شده است. فلاسفة متعددی هستند که شأن عقل و عقلانیت انسانی را کماعتبار کرده و میکنند. پوپر ازجملة کسانی است که به عقل آدمی باور دارند. او برای نشاندادن توانایی عقل، اثباتگرایی و رویکردهای توجیهی را بهکلی رد و با طراحی فلسفة علم ابطالگرا، ...
بیشتر
در دهههای اخیر، عقلانیت به یکی از موضوعات مهم و بحثانگیز حوزههای فکری مبدل شده است. فلاسفة متعددی هستند که شأن عقل و عقلانیت انسانی را کماعتبار کرده و میکنند. پوپر ازجملة کسانی است که به عقل آدمی باور دارند. او برای نشاندادن توانایی عقل، اثباتگرایی و رویکردهای توجیهی را بهکلی رد و با طراحی فلسفة علم ابطالگرا، عقلانیت انتقادی را مورد تأیید و تأکید قرار داد. در این مقاله نخست عقلانیت پوپر بههمراه عناصر مهم و سازندة آن استخراج و بازسازی میشود و سپس میزان موفقیت و سازگاری مواضع پوپر مورد بررسی و ارزیابی قرار میگیرد. نتیجة اصلی مقاله این است که گریز کامل از رویکرد اثباتی و توجیهی و ارائة یک معرفتشناسی مطلقاً نفیگرا و انتقادی میسر و مقدور نیست.
خشایار برومند؛ غلامحسین مقدم حیدری
دوره 2، شماره 4 ، پاییز و زمستان 1391، ، صفحه 25-36
چکیده
ارتباط میان نگرش ریاضیاتی و علم مدرن موضوعی تأملبرانگیز است که پرداختن به آن، نهتنها در فهم ما از معرفت ریاضی تأثیر میگذارد، که در دستیافتن به درکی مناسب از جهان مدرن نیز نقشی کلیدی ایفا میکند. مارتین هایدگر، این مسئله را از نظرگاهی منحصربهفرد تحلیل میکند. در این مقاله ابتدا خلاصهای از تأملات هایدگر در ...
بیشتر
ارتباط میان نگرش ریاضیاتی و علم مدرن موضوعی تأملبرانگیز است که پرداختن به آن، نهتنها در فهم ما از معرفت ریاضی تأثیر میگذارد، که در دستیافتن به درکی مناسب از جهان مدرن نیز نقشی کلیدی ایفا میکند. مارتین هایدگر، این مسئله را از نظرگاهی منحصربهفرد تحلیل میکند. در این مقاله ابتدا خلاصهای از تأملات هایدگر در باب ریاضیات و امر ریاضیاتی ارائه میشود سپس جایگاه تفکر ریاضیاتی در علم مدرن از نگاه هایدگر تحلیل میشود. نهایتاً خطر سلطة تفکر ریاضیاتی و راه نجات از خطر را در اندیشة هایدگر، مطرح میکنیم و به پارهای از تفاوتهای نحوة نگرش وی با تأمل در باب ریاضیات در فلسفة ریاضی متداول اشاره خواهیم کرد.
مریم انصاری بناب؛ علیرضا منصوری
چکیده
در فیزیک برای نمایش هستیشناسی نظریهها ازموجودات ریاضی استفاده میشود. اما تمایزی میان موجودات ریاضی و هستومندهای فیزیکی که ریاضیات به آنها ارجاع میدهد وجود دارد و نادیده گرفتن این تمایز منجر به نتایج عجیب و نادرستی میشود. مقالۀ حاضر به این مسئله میپردازد که در یک تفسیر رئالیستی تابع موج به مثابۀ یک موجود ریاضی، بازنمایی ...
بیشتر
در فیزیک برای نمایش هستیشناسی نظریهها ازموجودات ریاضی استفاده میشود. اما تمایزی میان موجودات ریاضی و هستومندهای فیزیکی که ریاضیات به آنها ارجاع میدهد وجود دارد و نادیده گرفتن این تمایز منجر به نتایج عجیب و نادرستی میشود. مقالۀ حاضر به این مسئله میپردازد که در یک تفسیر رئالیستی تابع موج به مثابۀ یک موجود ریاضی، بازنمایی چه چیزی در واقعیت فیزیکی است. تأکید میشود که عدم تمایز تابع موج به مثابۀ موجودی ریاضی با حالت فیزیکی منجر به این نتیجه عجیب میشود که ابعاد فضای فیزیکی در تناظر مستقیم با ابعاد ریاضی است یا فضای پیکربندی یک فضایِ فیزیکی واقعی است. به علاوه این پیشنهاد ارایه میشود که برای درک شأن هستیشناختی تابع موج نیازمند نظریهای هستیم که بین هستارهای موضعی و حالت کوانتومی ارتباط برقرار کند.
الهه سروش؛ علیرضا منجمی
دوره 7، شماره 14 ، پاییز و زمستان 1396، ، صفحه 27-58
چکیده
خطای پزشکی امری اجتنابناپذیر در طبابت است که پدیدهای آسیبرسان است ودر مواردیباعث مرگ بیماران میشود. در سالیان گذشته تلاشهای بسیاری انجامشده تا هوشمصنوعی جایگزین پزشک شودکهتا حدممکن از خطاهای پزشکی اجتناب شود. سیستمهای هوشمند پزشکی سیستمهایی تشخیصی هستند که پس از شناسایی بیماری، پیشنهاد درمان به بیمار ارائه مینمایند. ...
بیشتر
خطای پزشکی امری اجتنابناپذیر در طبابت است که پدیدهای آسیبرسان است ودر مواردیباعث مرگ بیماران میشود. در سالیان گذشته تلاشهای بسیاری انجامشده تا هوشمصنوعی جایگزین پزشک شودکهتا حدممکن از خطاهای پزشکی اجتناب شود. سیستمهای هوشمند پزشکی سیستمهایی تشخیصی هستند که پس از شناسایی بیماری، پیشنهاد درمان به بیمار ارائه مینمایند. سیستمهای اولیه مانندMYClN و INTERNIST-I جهت مشاوره برای پزشکان طراحی شدند. اما علیرغم اینکه کارایی خوبی از خود نشان دادند، ندرتاً خارج از آزمایشگاههای تحقیقاتی بهکار گرفتهشدند. سیستمهایی که بعد از آن هم توسعهیافتند موفقیت کافی نیافتند تا جایی که علاقهمندی پژوهشگران در این حوزه کمکم رنگ باخت. عدمِتوجه به مسائل معرفتشناختی یکی از مهمترین موانعبرای رسیدن به موفقیت برای این سیستمها بودهاست. در این مقاله به منظور جستجوی این موانع ابتدا خطاهایشناختی در پزشکی که منجر به رویآوردن به هوشمصنوعی شده است معرفی شده و سپس معرفتشناسی پزشکی را مرور کردهایم. تعدادی از سیستمهای هوشمصنوعی در پزشکی با تأکید بر ساختارِ دانش آنها را مورد بررسی قرار دادیم. نهایتاًدلایل معرفتشناختی عدمموفقیت سیستمهای هوشمصنوعی در حوزه پزشکی تشریح شدهاند که عبارتند از پیشفرضهای نادرست در باب ماهیّت دانش، جداسازی دانش از استراتژیهای تصمیمگیری، عدمتوجه به معرفت ضمنی و جدا پنداشتن دانش از زمینه.
مصطفی تقوی
دوره 8، شماره 15 ، بهار و تابستان 1397، ، صفحه 27-48
چکیده
در این مقاله ابتدا با بیان مثالهایی از علوم جدید نشان داده شده است که برخی نظریهها متأثر از پیشفرضهای طبیعتگرایی بودهاند و میتوان دادههایی تجربی که این نظریهها در پی تبیین آنها هستند را به نحوی دیگر با رویکرد دینی تبیین کرد. مدافعان علم دینی، با توسل به این مثالها، میخواهند نشان دهند که پیشفرضهای ...
بیشتر
در این مقاله ابتدا با بیان مثالهایی از علوم جدید نشان داده شده است که برخی نظریهها متأثر از پیشفرضهای طبیعتگرایی بودهاند و میتوان دادههایی تجربی که این نظریهها در پی تبیین آنها هستند را به نحوی دیگر با رویکرد دینی تبیین کرد. مدافعان علم دینی، با توسل به این مثالها، میخواهند نشان دهند که پیشفرضهای علم، همانگونه که ممکن است از طبیعتگرایی متأثر شود، ممکن است از دین اثر بپذیرد و بنابراین علم دینی ممکن است. در بخش نهایی مقاله تلاش میشود که با پاسخ به برخی پرسشها در خصوص علم دینی گامی در راستای تنقیح بیشتر این بحث برداشته شود: آیا ایدة علم دینی به طور غیر مستقیم، صحه گذاشتن بر نسبیگرایی در علم نیست؟، علم دینی با توسل به تجربه توجیه میشود یا با توسل به دین، یا هر دو؟ در صورتی که توسل به دین در توجیه علم دینی دخیل باشد، آیا رفتار مؤمنانه به فعالیت علمی راه نمییابد؟، آیا امکان علم دینی به معنای نبود مرز مشخص بین علم و دین نیست؟، تطور ویژگی همیشگی نظریههای علمی بوده و علم دینی هم از آن مستثنی نخواهد بود. آیا تطور علم دینی به دین لطمه نمیزند؟، استدلال له امکان علم دینی، آیا علاوه بر امکان منطقی، بر امکان استعدادی علم دینی نیز دلالت میکند؟، مدافعان علم دینی چه چشماندازی را باید برای آرمان خود تعریف کنند؟
سعید زیبا کلام مفرد
چکیده
فقه سنتی هیچ ریط و نسبتی با علوم اجتماعی ندارد. همین فقه ربط و نسبت بسیار ناچیزی با معضلات و نیازهای متنوع جامعة امروز ما دارد. نیز، هم پدیدارهای اجتماعی و هم مفاهیم و نظریههای علوم اجتماعیِ مرسوم،خصلتی تاریخی و متحول دارند. همچنین، مفاهیم و نظریههای اجتماعی هم معطوف به مسائل و نیازها و آمال تاریخاًمتحولِ جوامعی است که خاستگاه ...
بیشتر
فقه سنتی هیچ ریط و نسبتی با علوم اجتماعی ندارد. همین فقه ربط و نسبت بسیار ناچیزی با معضلات و نیازهای متنوع جامعة امروز ما دارد. نیز، هم پدیدارهای اجتماعی و هم مفاهیم و نظریههای علوم اجتماعیِ مرسوم،خصلتی تاریخی و متحول دارند. همچنین، مفاهیم و نظریههای اجتماعی هم معطوف به مسائل و نیازها و آمال تاریخاًمتحولِ جوامعی است که خاستگاه آن علوم بوده است و هم نتیجتا اعتبار محلی و تاریخی دارند. در این مقاله تلاش شده تا با ارائة یک قاعدة راهبردیِ روششناختی این دو عرصة بزرگ اما کم تاثیر یا بی تاثیر بر رفع معضلات و برآوردن حاجات و آمال جامعه، هم هر دو را دچار دگردیسی و تحول کرده و هم هر دو را معطوف به مجموعهای از اهداف کنیم. در صورت تحقّق، برآیند این فرایندِ دگردیسی محتواییِ طولانی، امتزاج یا ترکیب دو عرصه فقه و علوم اجتماعی است بگونهای که تمییز آنها در بسیاری از قلمروها ناممکن و یا بسیار دشوار خواهد شد.
رحمان شریف زاده؛ غلامحسین مقدم حیدری
دوره 5، شماره 9 ، بهار و تابستان 1394، ، صفحه 29-51
چکیده
برونو لاتور با بازتعریف انسان و مصنوعات و دفاع از ناهمجنس بودن و چندرگه بودن آنها، و لحاظ کردن مصنوعات به عنوان واسطههای واقعی و نه وسیلة صرفهای صرف، از جایگاه آنها به عنوان شهروندان جامعه در کنار انسانها و اشیا دفاع میکند. وی با این کار ما را از دوگانگی تکنولوژی خودمختار یا تکنولوژی به مثابة وسیلة صرف خارج میکند ...
بیشتر
برونو لاتور با بازتعریف انسان و مصنوعات و دفاع از ناهمجنس بودن و چندرگه بودن آنها، و لحاظ کردن مصنوعات به عنوان واسطههای واقعی و نه وسیلة صرفهای صرف، از جایگاه آنها به عنوان شهروندان جامعه در کنار انسانها و اشیا دفاع میکند. وی با این کار ما را از دوگانگی تکنولوژی خودمختار یا تکنولوژی به مثابة وسیلة صرف خارج میکند و لذا از فضای سلطه (سلطة انسان بر غیرانسان یا غیرانسان بر انسان) میرهاند.
محمدرضا امیری تهرانی؛ مهدی مهدیان
چکیده
مقاله فریدمن دربارۀ روششناسی علم اقتصاد، آمیزهای از آموزههای مختلف فلسفی است که میتوان فهرستی از ایدههای فلسفی را در آن یافت. در این نوشتار با تحلیل مقاله مذکور و دیدگاه دیگر فیلسوفان علم اقتصاد، شش ویژگی را برای روششناسی او بازمیشناسیم. ویژگی نخست، نظریۀ فریدمنی است؛ که از دو جزء زبان و فرضهای ماهوی تشکیل شده ...
بیشتر
مقاله فریدمن دربارۀ روششناسی علم اقتصاد، آمیزهای از آموزههای مختلف فلسفی است که میتوان فهرستی از ایدههای فلسفی را در آن یافت. در این نوشتار با تحلیل مقاله مذکور و دیدگاه دیگر فیلسوفان علم اقتصاد، شش ویژگی را برای روششناسی او بازمیشناسیم. ویژگی نخست، نظریۀ فریدمنی است؛ که از دو جزء زبان و فرضهای ماهوی تشکیل شده است. دوم، آزمون فریدمنی است؛ که در حقیقت آزمون غیرمستقیم نظریه است. یعنی برای بررسی اعتبار نظریه صرفا قدرت پیشگویی آن سنجیده میشود و نه صدق فرضهای آن. سوم، ناواقعگرایی فریدمنی است؛ که به فرضهای ماهوی اجازه میدهد فقط وجوه مفید واقعیت را در نظریه وارد کنند و نه کل واقعیت را. چهارم، رویکرد مارشالی فریدمن در برابر رویکرد والراسی است؛ که به فریدمن اجازه میدهد مدل را بسته به شرایط مسئله بسازد. پنجم، رویکرد آماری فریدمن است؛ بدین معنا که از نظر او تنها راه رسیدن به اجماع بین اقتصاددانان استفاده از آمار و احتمالات است. ششم، علیت فریدمنی است؛ بدین مفهوم که بجای استفاده از مفهوم ابهام آمیز علت و معلول در مدلهای اقتصادی از مفهوم درونزا و برونزا استفاده میکند.
سید علی حسینی
چکیده
گالیله دستکم در بخشی از آثارش، صراحتاً ندای بینیازی از تجربه سر میدهد. ابنسینا نیز در بحث از علم خدا به جزئیات، علم پیش از تجربهی منجم را نمونهای از علمی میداند که درست مانند علم الهی، از انفعال تجربی متأثر نیست. در این نوشتار تلاش کردهایم میان چنین اظهارنظرهایی که نتیجهی نظرورزی این دو فیلسوف تلقی میشود و مقدمات آن، ...
بیشتر
گالیله دستکم در بخشی از آثارش، صراحتاً ندای بینیازی از تجربه سر میدهد. ابنسینا نیز در بحث از علم خدا به جزئیات، علم پیش از تجربهی منجم را نمونهای از علمی میداند که درست مانند علم الهی، از انفعال تجربی متأثر نیست. در این نوشتار تلاش کردهایم میان چنین اظهارنظرهایی که نتیجهی نظرورزی این دو فیلسوف تلقی میشود و مقدمات آن، یعنی پیشفرضها و روشهای احتمالاً مشترک آنها، ارتباط برقرار کنیم. نهایتاً نیز به این نتیجه رسیدهایم که ابنسینا در وجهی از مطالعات طبیعیاش، با روش کاری گالیله هماهنگی دارد و همین هماهنگی، سخنان یکسان آن دو را سبب شده است. در نمونهای که به بررسی آن پرداختهایم، ابنسینا در بررسی حرکات سماوی، مطالعه بر ساختار ریاضیاتی اجسام سماوی را مدنظر قرار میدهد و سرشتیابی رایج در طبیعیات ارسطویی را کنار میگذارد و به روش گالیلهای نزدیک میشود. البته نمیتوان این روش را به تمام طبیعتشناسی شیخ نسبت داد و روش علمی دوپارهی او را با شیوهی علمی یکپارچهی گالیله یکسان انگاشت.
سیدهدایت سجادی
دوره 1، شماره 1 ، بهار و تابستان 1390، ، صفحه 37-59
چکیده
بهزعم پوپر، اگرچه در نهان خویش، از برخی داوریهای ارزشی متأثر شده است، اما به آن معنا نیست که خود مرتکب همان خطایی شده که پوزیتیویستها را بدان متهم کرده است. در این مقاله، ضمن پرداختن به نقش ارزشداوری در فلسفة علم پوپر، نشان داده شده است که تأثیرپذیری پوپر از ارزشداوری، فراتر از آن چیزی است که وی به آن اذعانمی کند. به نظر نگارنده، ...
بیشتر
بهزعم پوپر، اگرچه در نهان خویش، از برخی داوریهای ارزشی متأثر شده است، اما به آن معنا نیست که خود مرتکب همان خطایی شده که پوزیتیویستها را بدان متهم کرده است. در این مقاله، ضمن پرداختن به نقش ارزشداوری در فلسفة علم پوپر، نشان داده شده است که تأثیرپذیری پوپر از ارزشداوری، فراتر از آن چیزی است که وی به آن اذعانمی کند. به نظر نگارنده، دو موضع مهم در روششناسی علمی پوپر، مستعد نفوذ ارزشها هستند: فرایند وضع و انتخاب قاعدههای روششناسی، و فرایند انتخاب گزارههای پایه. از تحلیل این دو فرایند در روششناسی علمی پوپر، این نتایج استنباط میشوند که «دانشمند، بهمثابة دانشمند ارزشداوری میکند»، و «پوپر هم خود بهمثابة یک فیلسوف علم، ارزشداوری نموده است».
محسن دنیوی؛ غلامحسین مقدم حیدری
دوره 6، شماره 11 ، بهار و تابستان 1395، ، صفحه 37-52
چکیده
فایرابند در آثار خود، ارجاعاتی به آثار مردمشناسان شهیر داشته است. بررسی این ارجاعات نشان از تاثیر تعیینکننده یافتههای مردمشناختی بر فلسفه فایرابند دارد. این تاثیر به حدی است که فایرابند، روش مردمشناسی را به عنوان روش ایجابی مناسب برای مطالعه علم پیشنهاد میکند. توصیه این روش به معنای پذیرش ضمنی مقومات آن مانند تکثر، ...
بیشتر
فایرابند در آثار خود، ارجاعاتی به آثار مردمشناسان شهیر داشته است. بررسی این ارجاعات نشان از تاثیر تعیینکننده یافتههای مردمشناختی بر فلسفه فایرابند دارد. این تاثیر به حدی است که فایرابند، روش مردمشناسی را به عنوان روش ایجابی مناسب برای مطالعه علم پیشنهاد میکند. توصیه این روش به معنای پذیرش ضمنی مقومات آن مانند تکثر، نسبیت، تفاوت در ذهنیتها، قیاسناپذیری فرهنگها و سنتها و ...است. در این مقاله ضمن بررسی ارجاعات فایرابند به مطالعات مردمشناختی، نشان خواهیم داد که فایرابند در چه موضوعاتی متاثر از یافتههای مردمشناسی بوده است و چگونه این یافتهها را در فلسفه علم بازسازی نموده است. تلاش خواهیم کرد تا تاثیر مردمشناسی بر هستیشناسی، معرفتشناسی و روششناسی فایرابند را با تکیه بر مفاهیم واقعیت، ذهنیت، زبان، مشاهده مشارکتی و ...نشان دهیم.
محمدرضا عبدالله نژاد
دوره 3، شماره 5 ، بهار و تابستان 1392، ، صفحه 35-56
چکیده
فعالیتهای اصلی فلسفة علم، به مثابة یکی از شاخههای فلسفه، از 1890 در پی تلاش برخی دانشمندان علوم تجربی برای تأسیس مبانی جدید غیر متافیزیکی برای علوم تجربی استقرایی، آغاز شد. نکتة قابل توجه این است که ماهیت اصلی فلسفة علم، در پنج مرحله شکل گرفته است. هدف اصلی این مقاله این است که با توصیف مراحل پنجگانة مذکور، نحوة شکلگیری و تکمیل ...
بیشتر
فعالیتهای اصلی فلسفة علم، به مثابة یکی از شاخههای فلسفه، از 1890 در پی تلاش برخی دانشمندان علوم تجربی برای تأسیس مبانی جدید غیر متافیزیکی برای علوم تجربی استقرایی، آغاز شد. نکتة قابل توجه این است که ماهیت اصلی فلسفة علم، در پنج مرحله شکل گرفته است. هدف اصلی این مقاله این است که با توصیف مراحل پنجگانة مذکور، نحوة شکلگیری و تکمیل ماهیت اصلی فلسفة علم را به تصویر بکشد و نتایجی را از آن به دست آورد. این مراحل عبارتاند از: 1. مرحلة بالندگی (1890-1918) که در آن فیزیک نیوتن به وسیلة فیلسوفانی همچون ماخ، پوانکاره، و دوئم چنان بازسازی میشود که امکان مداخلة هرگونه نگاه متافیزیکی در آن را منتفی میکند؛ 2. مرحلة بسط (1918-1935) که در آن پوزیتیویستهای منطقی با تکیهبر سه اصل اساسی خودشان زمینه را برای بازسازی منطقی علم مهیا میکنند؛ 3. مرحلة کلاسیک (1935-1970) که در آن کار بازسازی منطقی علم، از طریق تجدید نظر پوپر و برخی پوزیتیویستهای منطقی در سه اصل اساسی مرحلة قبلی، تثبیت و تکمیل میشود؛ 4. مرحلة تاریخگرایی (1960-1985) که در آن، تحت تأثیر آرای فایرابند و کوهن، به جای «منطق علم»، «بعد تاریخی علم» مورد توجه قرار میگیرد؛ 5. مرحلة مدلسازی (1970-2000) که در آن، با افزایش تمایلات سمانتیکی و پراگماتیکی در علم، عبارت «مدل»، جانشین عبارت «نظریه» میشود.
روزبه زارع
دوره 2، شماره 4 ، پاییز و زمستان 1391، ، صفحه 37-50
چکیده
بحث از واقعگرایی و پاد واقعگرایی از مباحث مهم فلسفی است که در طی تاریخ تفکر بشر، اهمیت خود را حفظ کرده است. بحث از این مسئله با پیدایش شاخههای جدید فلسفه، و بهویژه فلسفههای مضاف، اَشکال متفاوت و بدیعی به خود گرفته است. در حوزة فلسفة علم، بحث از واقعگرایی به سبک خاصی مطرح شده و مباحث گوناگونی را درپی داشته است. در این ...
بیشتر
بحث از واقعگرایی و پاد واقعگرایی از مباحث مهم فلسفی است که در طی تاریخ تفکر بشر، اهمیت خود را حفظ کرده است. بحث از این مسئله با پیدایش شاخههای جدید فلسفه، و بهویژه فلسفههای مضاف، اَشکال متفاوت و بدیعی به خود گرفته است. در حوزة فلسفة علم، بحث از واقعگرایی به سبک خاصی مطرح شده و مباحث گوناگونی را درپی داشته است. در این مقاله، نظریة ابتکاری پیتر کوزو با عنوان «واقعگرایی واقعبینانه» ابتدا با استناد به کتاب او طرح و در ادامه بررسی میشود.
حبیبالله رزمی؛ احمد بیگدلی؛ عسگر دیرباز
دوره 3، شماره 6 ، پاییز و زمستان 1392، ، صفحه 37-46
چکیده
از قرنها پیش، اندیشمندان و حکمای مسلمان با الهام از آیات نورانی قرآن کریم و با براهین متقن عقلی به اثبات سریانداشتن علم و آگاهی در میان اشیای مادی پرداخته بودند. دانشمندان علوم تجربی به امکان وجود نوعی شعور و آگاهی در برخی مواد و اشیای ظاهراً بیجان اشاره داشتهاند. گستردگی «علم» در سراسر هستی حتی در ذرات مادی، فیزیک را نیز ...
بیشتر
از قرنها پیش، اندیشمندان و حکمای مسلمان با الهام از آیات نورانی قرآن کریم و با براهین متقن عقلی به اثبات سریانداشتن علم و آگاهی در میان اشیای مادی پرداخته بودند. دانشمندان علوم تجربی به امکان وجود نوعی شعور و آگاهی در برخی مواد و اشیای ظاهراً بیجان اشاره داشتهاند. گستردگی «علم» در سراسر هستی حتی در ذرات مادی، فیزیک را نیز در این بحث سهیم میکند. در نظریة کوانتوم، بعضی پدیدهها از جمله آزمایش انتخاب تأخیری ذرات مطرح میشود و چنین مینماید که ذرات از موقعیت پیرامون خود آگاهی دارند و رفتار مناسب با آن را انتخاب میکنند؛ همچنین، در بعضی از مدلهای بدیل و رقیب نظریة رایج کوانتوم (مدل بوهم ـ دوبروی)، موج راهنما یا میدان اطلاعات مطرح است که اینها اشارهای بر امکان شعورمندی ذرات فیزیکی دارند.
سید هدایت سجادی
دوره 4، شماره 8 ، پاییز و زمستان 1393، ، صفحه 37-57
چکیده
این مقاله که در جستوجوی یک فلسفة نانوتکنولوژی است، به تعاریف، زمینههای تاریخی، کاربردها و پیامدهای نانوتکنولوژی، و نیز به بررسی ارتباط آن با فلسفه، پرداخته است. هدف از این نوشتار برشمردن مسائل، موضوعات، و جایگاه فلسفی نانوتکنولوژی به مثابة شاخهای از تکنولوژی است، که از سه منظر متافیزیکی (هستیشناختی)، معرفتشناختی (و روششناختی)، ...
بیشتر
این مقاله که در جستوجوی یک فلسفة نانوتکنولوژی است، به تعاریف، زمینههای تاریخی، کاربردها و پیامدهای نانوتکنولوژی، و نیز به بررسی ارتباط آن با فلسفه، پرداخته است. هدف از این نوشتار برشمردن مسائل، موضوعات، و جایگاه فلسفی نانوتکنولوژی به مثابة شاخهای از تکنولوژی است، که از سه منظر متافیزیکی (هستیشناختی)، معرفتشناختی (و روششناختی)، و ارزششناختی به آن نگریسته شده است. فلسفة نانوتکنولوژی حاوی برخی ورودیها (مبانی) و برخی خروجیها (پیامدهای) فلسفی است که هم فلسفة تکنولوژی به معنای عام را دربر دارد و هم به سبب ارتباط تنگاتنگ با علم نوین، برخی از آموزههای فلسفة علم و فلسفة علوم خاص، بهویژه فلسفة فیزیک، را هم دربر گرفته است.
عطا حشمتی؛ میثم سفید خوش
دوره 6، شماره 12 ، پاییز و زمستان 1395، ، صفحه 37-59
چکیده
هیدگر پساز جنگ جهانی اول متوجه بحرانی در علم شد که آن را ناشی از غلبة رویکرد نظری برخاسته از علوم تجربی و تسرییافتن این رویکرد به سایر بخشهای علوم میدانست. چیستی این بحران و راه چیرگی بر آن پرسشی است که بهزعم این نوشته، یکی از دغدغههای اصلی هیدگر، پیش از تألیف هستی و زمان بوده است. پرسش اصلی ما در این مقاله شناسایی رویکرد ...
بیشتر
هیدگر پساز جنگ جهانی اول متوجه بحرانی در علم شد که آن را ناشی از غلبة رویکرد نظری برخاسته از علوم تجربی و تسرییافتن این رویکرد به سایر بخشهای علوم میدانست. چیستی این بحران و راه چیرگی بر آن پرسشی است که بهزعم این نوشته، یکی از دغدغههای اصلی هیدگر، پیش از تألیف هستی و زمان بوده است. پرسش اصلی ما در این مقاله شناسایی رویکرد هیدگر به این بحران در دورهای است که کمتر مورد توجه قرار میگیرد،یعنی هیدگر جوان پیش از تألیف کتاب هستیوزمان. در همین راستا بیان میشود که چگونه یک نظریه از طریق زندگیزدایی و صوریسازیِ موقعیتهای زنده حاصل میشود. این موضوع با تمرکز عمده بر درسگفتارهای سال 1919 فرایبورگ تحقیق شده است. در نگاه هیدگر جوان علم، کنشی زنده،و مواجههای اگزیستانسیال با جهان است. مادرآغازههای پژوهشهای علمیمان پدیدهها را در زیستـ بافتِ روزمره مان معنادارمیکنیم؛اما به تدریج با محوِ این موقعیتهای تاریخی و زیستی پدیدهها را به شکلی منتزع از بافتِ معنا بخششان درمیآوریم و آنها را به مثابة چیزهایی نظری درنظرمیگیریم. به نظر هیدگر رویکرد نظری،که غالبترین رویکرد در علم جدید است، از مواجههای پیشاـ نظری و اصیل نشئت گرفته است. در پایان با ارائة تفسیری شماتیک نشان میدهیم مراحل تبدیلشدن امر موقعیتمند به ابژة نظری چه مراحلی است.
دوره 5، شماره 10 ، پاییز و زمستان 1394، ، صفحه 39-63
چکیده
بهنظر میرسد پیدایش نظریة بازیهای تکاملی و گسترش بهرهگیری از آن بیانکنندة گونهای تغییر در ابزارهای مورد استفادة متخصصان نظریة بازیها و اقتصاددانان باشد؛ چه آنکه برخی به این نظریه در برابر نظریة بازیهای کلاسیک بهعنوان نوعی پیشرفت مینگرند. این مقاله در پی آن است که نخست تفاوتهای مبنایی مطرح میان نظریة بازیهای ...
بیشتر
بهنظر میرسد پیدایش نظریة بازیهای تکاملی و گسترش بهرهگیری از آن بیانکنندة گونهای تغییر در ابزارهای مورد استفادة متخصصان نظریة بازیها و اقتصاددانان باشد؛ چه آنکه برخی به این نظریه در برابر نظریة بازیهای کلاسیک بهعنوان نوعی پیشرفت مینگرند. این مقاله در پی آن است که نخست تفاوتهای مبنایی مطرح میان نظریة بازیهای کلاسیک و نظریة بازیهای تکاملی را به تصویر بکشاند و دوم اینکه به این پرسش پاسخ دهد که «آیا نظریة بازیهای تکاملی را میتوان نوعی پیشرفت در برابر با نظریة بازیهای کلاسیک تلقی کرد؟» این پژوهش بر پایة رویکرد نظری و با تمرکز بر برخی آثار موجود در حوزة فلسفة علم اقتصاد، روششناسیِ علمِ اقتصاد، تاریخ نظریة بازیها و فلسفة علم صورت گرفته است. نتیجة مقاله قابل تفکیک به دو ایدة به هم مرتبط است؛ نخست آنکه پیدایش نظریة بازیهای تکاملی و تداوم بهرهگیری از آن در پژوهشهای اقتصادی، در چهارچوب رویکردهای خوشتعریف فلسفة علم قابل تحلیل نیست؛ ثانیاً، بهنظر میآید تبیینهای فایرابند و مکلاسکی در این موضوع از «روایی» بهتری برخوردار باشد.
محسن عباس زاده مرزبالی
دوره 8، شماره 16 ، پاییز و زمستان 1397، ، صفحه 43-63
چکیده
یکی از عمدهترین پیامدهای چالش پسااثباتگرایی در معرفتشناسی، حاکمشدنِ دوگانههای تقلیلگرایانه حول تقابلهای مفهومیای چون واقعگرایی و سازهانگاری یا عقلگرایی و نسبیگرایی بوده است. پرسش اصلی شکلدهنده به مقاله حاضر این بوده است که در مواجهه با چالشِ ضدمبناگرایی، چگونه میتوان همچنان تبیینی از «عقلانیت» ...
بیشتر
یکی از عمدهترین پیامدهای چالش پسااثباتگرایی در معرفتشناسی، حاکمشدنِ دوگانههای تقلیلگرایانه حول تقابلهای مفهومیای چون واقعگرایی و سازهانگاری یا عقلگرایی و نسبیگرایی بوده است. پرسش اصلی شکلدهنده به مقاله حاضر این بوده است که در مواجهه با چالشِ ضدمبناگرایی، چگونه میتوان همچنان تبیینی از «عقلانیت» بهمثابه «امکان ارزشیابیِ عینیِ معقولیتِ یک گزاره یا موضع» ارائه داد؟ در پاسخ، فرضیهی این مقاله بر این است که این تبیین را میتوان برمبنای روایت خاصی از پراگماتیسم ارائه کرد که بر دریافتی عرفی (عقلسلیمی) از واقعیت و درکی عملی از امر معقول پایهریزی میشود. محور این تبیین، تاکید بر «کیفیتی» در «فرایند عقلانیِ ارزیابیِ گزارههای علمی یا مواضع هنجاری» است که اصل صدق/ اعتبار را میتوان بر آن استوار کرد: «رایزنانه بودن» یا گشودگی به روی سنجش؛ در این راستا، مقالهی پیشِرو به برجسته ساختنِ این مشخصهی مشترک در میان طیفی از نظریهپردازانِ فلسفهی علم و معرفتشناسیِ علوم اجتماعی میپردازد. از آنجا که روایت مورد نظر حول مباحثی چون ماهیت واقعیت و شرایط شناختِ امر معقول سامان مییابد، این مقاله بر چارچوبی فرا-نظریهای بنا میشود، چارچوبی که مفهوم «فرونسیس» ارسطو انسجامبخش آن است.
مریم شفیعی؛ هادی صمدی
چکیده
جان دیویی در کتاب هنر بهمنزلهی تجربه نظریهای بدیع دربارهی زیبایی و هنر ارائه میدهد که ریشههای آن را میتوان در نگاه تکاملی و هگلی وی جست. کتاب ضمن معرفی نگاهی نو به هنر، به نحوی حاشیهای به مقایسهی علم و هنر میپردازد تا خواننده را در رسیدن به آراء نویسنده در فلسفهی هنر راهنمایی کند. مقالهی حاضر به بازنویسی دیدگاهدیویی ...
بیشتر
جان دیویی در کتاب هنر بهمنزلهی تجربه نظریهای بدیع دربارهی زیبایی و هنر ارائه میدهد که ریشههای آن را میتوان در نگاه تکاملی و هگلی وی جست. کتاب ضمن معرفی نگاهی نو به هنر، به نحوی حاشیهای به مقایسهی علم و هنر میپردازد تا خواننده را در رسیدن به آراء نویسنده در فلسفهی هنر راهنمایی کند. مقالهی حاضر به بازنویسی دیدگاهدیویی دربارهی واقعگرایی علمیمیپردازد.در این بازنویسی دعوی بر آن است که میتوان با مقایسههایی که دیویی میان هنر و علم در هنگام نگارش کتابهنر بهمنزلهی تجربه انجام داده است، به درک بهتری از دعوای کنونی فلسفه علم میان واقعگرایان علمی و ساختگرایان اجتماعی رسیددرواقعدیویی تصویری از اندرکنش مداوم انسان و جهان پیرامون ارائه میدهد که نه با خوانشهای متعارف واقعگرایی در فلسفهی علم سازگار است و نه با برداشتهای رایج ساختگرایی اجتماعی میخواند.
هاله عسگری نیا؛ سعیده بابایی؛ مسلم صلحی راد؛ محمد نمازی؛ سیدحسن حسینی
دوره 7، شماره 13 ، بهار و تابستان 1396، ، صفحه 45-71
چکیده
آیا می توان تمایزی میان امور طبیعی و مصنوعات قائل شد؟ و یا فارغ از دوگانة مصنوع طبیعی باید به جهان هستی نگریست؟ پاسخ به این سؤالات، جایگاه فلیسوف تکنولوژی رادر مواجهه با مصنوع تکنیکی مشخص می کند و مسائل چال شبرانگیزی را با خود به همراهمی آورد. در این مقاله تلاش م یشود تا به این سؤال ها از منظرهای مختلف پاسخ دادهشود.ابتدا، دیدگاه فلاسفة ...
بیشتر
آیا می توان تمایزی میان امور طبیعی و مصنوعات قائل شد؟ و یا فارغ از دوگانة مصنوع طبیعی باید به جهان هستی نگریست؟ پاسخ به این سؤالات، جایگاه فلیسوف تکنولوژی رادر مواجهه با مصنوع تکنیکی مشخص می کند و مسائل چال شبرانگیزی را با خود به همراهمی آورد. در این مقاله تلاش م یشود تا به این سؤال ها از منظرهای مختلف پاسخ دادهشود.ابتدا، دیدگاه فلاسفة معاصر در رابطه با تمایز میان امر مصنوع و طبیعی ارائهمی شودکه تا حدی به نظر می آید مرز میان این دوجهان از نظر این فلاسفه لغزان است واین » نمی توان با قطعیت امور را در ذیل این دو دسته قرار داد؛ اکثر این فلاسفه در ذیلقرار م یگیرند. در بخش دوم این مقاله، با بررسی امر طبیعی و مصنوع در سنت « همانیحکمت اسلامی تا حدی سعی در ترسیم مرزی قطعی میان این دو جهان داریم. در اینجهت تمایز میان امور طبیعی و مصنوعات استفاده م یشود « صورت نوعیه » سنت از مفهومهستند. در پایان نیز به نقد « دوگانه انگاری » و م یتوان گفت فلاسفة اسلامی قائل به تمایز وبرخی دیدگاه های مذکور خواهیم پرداخت
سیدهدایت سجادی؛ مهدی گلشنی؛ امیراحسان کرباسیزاده
دوره 2، شماره 3 ، بهار و تابستان 1391، ، صفحه 47-68
چکیده
هدف از این پژوهش صورتبندی رهیافت وحدتگرایانه در سیر تحول مکانیک کوانتوم استاندارد در خلال سالهای 1913 - 1927، با تمرکز بر دو فیزیکدان بنیانگذار این نظریه، بور و هایزنبرگ، است. به این منظور پس از ارائة تقریری از رهیافت وحدتگرایانه و برشمردن انواع آن، به صورتبندی این رهیافت در سیر تحول مکانیک کوانتوم استاندارد ...
بیشتر
هدف از این پژوهش صورتبندی رهیافت وحدتگرایانه در سیر تحول مکانیک کوانتوم استاندارد در خلال سالهای 1913 - 1927، با تمرکز بر دو فیزیکدان بنیانگذار این نظریه، بور و هایزنبرگ، است. به این منظور پس از ارائة تقریری از رهیافت وحدتگرایانه و برشمردن انواع آن، به صورتبندی این رهیافت در سیر تحول مکانیک کوانتوم استاندارد که مشتمل بر ریشهها، روشها، و محتوای فیزیکی و پیامدهای آن در این دوره است میپردازیم.