جواد اکبری تختمشلو
دوره 1، شماره 1 ، بهار و تابستان 1390، ، صفحه 1-35
چکیده
هابرماس نظریهپردازی است که در چهارچوب سنت نظریة انتقادی گام برمیدارد و طی چند دهه حیات فکری خویش، در زمینة مقابله با انواع سلطهها بهخصوص سلطههای فکری که بهطور نامحسوسی افراد جوامع را تحت سیطرة خود قرار میدهند، تلاش کرده است. او در بخش فعالیتهای روششناختی و فلسفی خود، نقد نگاه پوزیتیویستی و علمگرایانه را که در صدد ...
بیشتر
هابرماس نظریهپردازی است که در چهارچوب سنت نظریة انتقادی گام برمیدارد و طی چند دهه حیات فکری خویش، در زمینة مقابله با انواع سلطهها بهخصوص سلطههای فکری که بهطور نامحسوسی افراد جوامع را تحت سیطرة خود قرار میدهند، تلاش کرده است. او در بخش فعالیتهای روششناختی و فلسفی خود، نقد نگاه پوزیتیویستی و علمگرایانه را که در صدد حاکمیت نگرش کمی و تکنولوژیکی بر تمامی شئونات زندگی آدمی برآمده بود، از جمله نخستین اهداف مهم خویش قرار داد. هابرماس برای این منظور، به تدوین، ارائه و تحلیل نظریة «علایق معرفتی» پرداخت. او در دورة بعدی حیات فکری خود، جهت شفافیتبخشیدن به فلسفة خویش تئوری «عقلانیت ارتباطی» را ارائه و بسط میدهد و بدینوسیله کارایی عقل را در الگوی مفاهمة متقابل تأیید، تأکید و تحلیل میکند. هابرماس بهجهت غلبه بر انتقادات وارده، در برخی آرای قبلی خود مثل نظریة صدق تجدید نظرهایی را اعمال میکند که در این مقاله، بههمراه دیدگاههای مهم معرفتشناختی و فلسفی وی، مورد بحث و بررسی واقع میگردند.
امید آهنچی مرکز؛ محمد سعیدی مهر
دوره 1، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1390، ، صفحه 1-23
چکیده
مفهوم مزاج یکی از مفاهیم کلیدی است که از یکسوی در پزشکی و طبیعیات قدیم و از سوی دیگر در مباحث فلسفی بهویژه در حوزۀ نفسشناسی، نقش مهمی را ایفا میکرده است. از نظر قدما، مزاج کیفیتی است که در اثر واکنشِ میان عناصر اربعۀ جسم حاصل شده و دارای خاصیتی متفاوت از خاصیت اجزاست. کیفیت حاصل شده، دارای درجات متفاوتی از اعتدال است و میزانِ ...
بیشتر
مفهوم مزاج یکی از مفاهیم کلیدی است که از یکسوی در پزشکی و طبیعیات قدیم و از سوی دیگر در مباحث فلسفی بهویژه در حوزۀ نفسشناسی، نقش مهمی را ایفا میکرده است. از نظر قدما، مزاج کیفیتی است که در اثر واکنشِ میان عناصر اربعۀ جسم حاصل شده و دارای خاصیتی متفاوت از خاصیت اجزاست. کیفیت حاصل شده، دارای درجات متفاوتی از اعتدال است و میزانِ اعتدال کیفیت حاصلشده (مزاج)، عامل مهمی برای دستیابی موجودات به رتبههای متفاوت وجود است. آیا این مفهوم در پزشکی مدرن نیز میتواند جایگاهی داشته باشد؟ در پاسخ به این پرسش نخست به تعریف مزاج و همچنین مفاهیم مرتبط با آن، مانند اعتدال مزاج، عناصر اربعه، اخلاط اربعه و ... از دیدگاه قدما میپردازیم. در مرحلۀ بعد، چهار تعبیر رایجِ امروزین از مزاج را طرح و سپس با توجه به ویژگیهایی که تعبیر صحیح از مزاج باید داشته باشد، تعبیر مختار را از میان تعابیر چهارگانه مشخص خواهیم کرد. در این تعبیر، میتوان کیفیت عملکرد سیستم اعصاب اتونوم را بهعنوان بدیلی امروزین برای مفهومِ سنتی مزاج در نظر گرفت.
کیوان الستی
دوره 2، شماره 3 ، بهار و تابستان 1391، ، صفحه 1-22
چکیده
بر اساس دیدگاه هیلاری پاتنم، نامگذاری و ارجاع انواع بهنحوی است که بر مبنای آن دو مرحلة تحقیق تجربی در مورد نوع امکانپذیر میشود. در سالهای اخیر جوزف لاپورت، در مورد نامگذاری انواع طبیعی، معضلی تشخیص داده است؛ او نشان میدهد که برای انواع دارای واریته، نمونههای مبهمی وجود دارند که نمیتوان بهراحتی تصمیم ...
بیشتر
بر اساس دیدگاه هیلاری پاتنم، نامگذاری و ارجاع انواع بهنحوی است که بر مبنای آن دو مرحلة تحقیق تجربی در مورد نوع امکانپذیر میشود. در سالهای اخیر جوزف لاپورت، در مورد نامگذاری انواع طبیعی، معضلی تشخیص داده است؛ او نشان میدهد که برای انواع دارای واریته، نمونههای مبهمی وجود دارند که نمیتوان بهراحتی تصمیم گرفت که آنها از مصداقهای واریتة ناشناختهای از آن نوعاند و یا مصداقی از آن محسوب نمیشوند. کشف ذات زمانی ممکن است که بدانیم ساختار واریتههای متفاوت تا چه حد با هم تفاوت دارند. از سوی دیگر، واریتهها را زمانی در اختیار داریم که ذات نوع را تشخیص داده باشیم. یک راه برای خروج از این معضل، راه حلی است که لاپورت مطرح کرده است؛ از نظر لاپورت ذات انواع کشف نمیشوند بلکه قرارداد میشوند. برای خروج از این معضل، در این مقاله تلاش میکنیم راه حل دیگری که مستلزم کشف ذات باشد عرضه کنیم.
جعفر آقایانی چاوشی
دوره 2، شماره 4 ، پاییز و زمستان 1391، ، صفحه 1-24
چکیده
محمد بن موسی خوارزمی ریاضیدان بلندآوازة ایرانی در قرن سوم هجری علمی را برای نخستینبار صورتبندی و تدوین کرد که خود آن را «جبر و مقابله» نامید؛ علمی که تمام شرایط یک دانش واقعی را داشت، یعنی همانکه اروپاییان از آن به «ساینس» تعبیر میکنند.
این ریاضیدان با استفاده از این دانش نوپا توانست همة معادلات ...
بیشتر
محمد بن موسی خوارزمی ریاضیدان بلندآوازة ایرانی در قرن سوم هجری علمی را برای نخستینبار صورتبندی و تدوین کرد که خود آن را «جبر و مقابله» نامید؛ علمی که تمام شرایط یک دانش واقعی را داشت، یعنی همانکه اروپاییان از آن به «ساینس» تعبیر میکنند.
این ریاضیدان با استفاده از این دانش نوپا توانست همة معادلات درجه دوم زمانش را حل و راه را برای حل معادلات درجة بالاتر هموار کند.
بر اساس الواح بابلی و آثار برجایمانده از محاسبهگران هندی در عهد باستان، مردمان بابل و هند به حل حالات خاصی از معادلات درجه دوم موفق شده بودند، اما آنها راه حلهای خود را فقط به صورت دستور ارائه کردند؛ یعنی این راه حلها، که برای رفع نیازهای زندگی روزمرة آنان ارائه شده بودند و نه به منظور گسترش دانش ریاضی، فاقد براهین علمی بودند. ابتکار خوارزمی در آن است که وی نخست همة معادلات درجه دوم شناختهشدة زمانش را بررسی میکند؛ در مرحلة دوم روش حل هریک از آنها را ارائه میدهد؛ سرانجام در مرحلة سوم، این روشها را با کمک علم هندسه اثبات میکند؛ مؤلفههایی که درمجموع علم جدیدی به نام «جبر» را تشکیل میدهند. این علم، که از طریق ترجمههای لاتینی کتاب خوارزمی در قرون وسطی به اروپا راه یافت، هم در قرون وسطی و هم در عصر رنسانس تحول بزرگی در علم ریاضیات را موجب شد، چنانکه در قرن شانزدهم میلادی تارتاگلیا و کاردان، ریاضیدانان ایتالیایی که با ترجمة لاتینی جبر و مقابله، آشنا بودند روش این ریاضیدان ایرانی را برای حل معادلة درجه سوم تعمیم دادند و بدینترتیب گام دیگری در گسترش ریاضیات برداشتند.
در این مقاله کوشیدهایم چگونگی تکوین علم جبر را نشان دهیم و تأثیر آن را در اروپا بررسی کنیم.
جلال پیکانی
دوره 3، شماره 5 ، بهار و تابستان 1392، ، صفحه 1-21
چکیده
مسئلة سنتی استقرا یکی از صور بسیار مشهور شکاکیت به شمار میرود و تا به حال فلاسفة بسیاری برای حل یا منحلساختن آن کوشیدهاند؛ برونیگرایی یکی از رهیافتهایی است که به باور برخی معرفتشناسان میتواند در حل مسئلة سنتی استقرا به کار آید. مهمترین نظریة مطرحشده در زمینة برونگرایی، نظریة اعتمادگرایی فرایندی است. اعتمادگرایی فرایندی ...
بیشتر
مسئلة سنتی استقرا یکی از صور بسیار مشهور شکاکیت به شمار میرود و تا به حال فلاسفة بسیاری برای حل یا منحلساختن آن کوشیدهاند؛ برونیگرایی یکی از رهیافتهایی است که به باور برخی معرفتشناسان میتواند در حل مسئلة سنتی استقرا به کار آید. مهمترین نظریة مطرحشده در زمینة برونگرایی، نظریة اعتمادگرایی فرایندی است. اعتمادگرایی فرایندی به واسطة تأکید بر خطاپذیری باورها، و برگرفتن معیارهای فروتنانه و سهلگیرانه در دستیابی به معرفت، در مقابل شکاکیت، کمتر آسیبپذیر است. در مقالة حاضر نشان خواهیم داد که این معرفتشناسان از این نکتة بسیار مهم غفلت میکنند که اعتمادگرایی فرایندی و به طور کلی، نظریههای برونیگرایانه، استقرا را پیشفرض میگیرند. از این رو چنین نظریههایی از قابلیت قابل توجهی برای حل مسئلة مذکور برخوردار نیستند.
محدثه برهانینژاد؛ حسین واله
چکیده
پوپر معتقد است که هایزنبرگ در تعبیرش از اصل عدم قطعیت دچار اشتباه شده است. به نظر وی، وجود حدی برای دقت که مدعای هایزنبرگ است، نتیجة منطقی فرمولهای تئوری کوانتوم نیست، بلکه فرضی اضافی است. به باور پوپر، تعبیر هایزنبرگ از عدم قطعیت حاوی عناصر متافیزیکی و لذا ابطالناپذیر است. پوپر با ارائة نظریة پراکندگی آماری، تفسیری جدید از عدم ...
بیشتر
پوپر معتقد است که هایزنبرگ در تعبیرش از اصل عدم قطعیت دچار اشتباه شده است. به نظر وی، وجود حدی برای دقت که مدعای هایزنبرگ است، نتیجة منطقی فرمولهای تئوری کوانتوم نیست، بلکه فرضی اضافی است. به باور پوپر، تعبیر هایزنبرگ از عدم قطعیت حاوی عناصر متافیزیکی و لذا ابطالناپذیر است. پوپر با ارائة نظریة پراکندگی آماری، تفسیری جدید از عدم قطعیت ارائه میدهد تا نشان دهد امکان اندازهگیریهایی دقیقتر از آنچه اصل عدم قطعیت مجاز میشمرد با فرمولهای تئوری کوانتوم یا تفسیر آماری این تئوری منافات ندارد و در صورت تفسیر آماری فرمولهای تئوری کوانتوم، فرض اضافی هایزنبرگ با آن فرمولها در تناقض خواهد بود.
صغری باباپور؛ جعفر شانظری؛ مهدی دهباشی
دوره 4، شماره 7 ، بهار و تابستان 1393، ، صفحه 1-20
چکیده
از نظرملاصدرا، مسئلة مطابقت و عدم مطابقت، در علم حصولی مطرح است؛ زیرا علم حصولی صورتی از شیء در ذهن است، و صورت ذهنی باید با واقع مطابقت داشته باشد.وی بر این باور است کهماهیت واسطة بین عین و ذهن است که در هر دو مرتبة وجودی عیناً تکرار شده است. البته اشکالاتی بر نظریة ماهوی ملاصدرا وارد آمده که در نهایت حاکی از آن است که این نظریه نتوانسته ...
بیشتر
از نظرملاصدرا، مسئلة مطابقت و عدم مطابقت، در علم حصولی مطرح است؛ زیرا علم حصولی صورتی از شیء در ذهن است، و صورت ذهنی باید با واقع مطابقت داشته باشد.وی بر این باور است کهماهیت واسطة بین عین و ذهن است که در هر دو مرتبة وجودی عیناً تکرار شده است. البته اشکالاتی بر نظریة ماهوی ملاصدرا وارد آمده که در نهایت حاکی از آن است که این نظریه نتوانسته به نحو متقن مطابقت ذهن و عین را اثبات کند. از طرف دیگر با توجه به اصالت وجود و تشکیک وجود میتوان نظریة اینهمانی وجود عینی را مطرح کرد که بر اساس آن، علم وجود برتر ماهیت معلوم است.
حسین بیات؛ موسی اکرمی
دوره 4، شماره 8 ، پاییز و زمستان 1393، ، صفحه 1-18
چکیده
گسترش روشهای استدلال ریاضی، در دهههای اخیر، منجر به نقد اساسی تعریف کلاسیک اثبات ریاضیاتی شده است. منتقدان، معمولاً، تعریفهای بدیلی پیشنهاد کردهاند؛ تعریفهای فراوانی که دارای پیشفرضها و پیامدهای گوناگون و گاهی حتی ناسازگاری هستند. این وضعیت، ریاضیات را در معرض نسبینگری قرار داده است. از این رو، مسئلۀ فراوانی تعریفهای ...
بیشتر
گسترش روشهای استدلال ریاضی، در دهههای اخیر، منجر به نقد اساسی تعریف کلاسیک اثبات ریاضیاتی شده است. منتقدان، معمولاً، تعریفهای بدیلی پیشنهاد کردهاند؛ تعریفهای فراوانی که دارای پیشفرضها و پیامدهای گوناگون و گاهی حتی ناسازگاری هستند. این وضعیت، ریاضیات را در معرض نسبینگری قرار داده است. از این رو، مسئلۀ فراوانی تعریفهای اساساً گوناگون را میتوان یکی از مهمترین مسائل معرفتشناسی ریاضیاتی دانست. این مقاله، تلاش میکند تا از یک موضع مرتبۀ سوم یا فراروششناختی به «چیستی فرامعیار انتخاب بهترین تعریف برای اثبات ریاضیاتی» پاسخ دهد و از این طریق، ما را یک گام به تعریف موجه اثبات ریاضیاتی نزدیکتر سازد.
نگارندگان نشان خواهند داد که فرامعیار قدرت تبیینی، در مقایسه با دو رقیب دیگر، یعنی فرامعیارهای همارزی، و اجماع قابل دفاعتر است.
علیرضا سبحانی؛ مهدی گلشنی
دوره 5، شماره 9 ، بهار و تابستان 1394، ، صفحه 1-28
چکیده
ثابتهای بنیادی در مدلهای استاندارد فیزیک ذرات و کیهانشناسی حیات در جهان ما را توضیح میدهند. هر گونه تغییری در این ثابتها حیات را غیرممکن میکند. یکی از راههای توجیه این شرایط ایدة جهانهای متعددی است که قوانین فیزیکی در هر یک از آنها مستقلاً ساختاربندی شده است و ما در یکی از آنها، که با پیچیدگی سازگار است، قرار ...
بیشتر
ثابتهای بنیادی در مدلهای استاندارد فیزیک ذرات و کیهانشناسی حیات در جهان ما را توضیح میدهند. هر گونه تغییری در این ثابتها حیات را غیرممکن میکند. یکی از راههای توجیه این شرایط ایدة جهانهای متعددی است که قوانین فیزیکی در هر یک از آنها مستقلاً ساختاربندی شده است و ما در یکی از آنها، که با پیچیدگی سازگار است، قرار گرفتهایم. از سوی دیگر ایدة چندجهانی، به طور طبیعی از بسیاری مدلهای فیزیکی، اعم از اینکه مورد پذیرش قطعی قرار گرفته باشند (مثل نظریة نسبیت عام) یا در مقام نظر باشند (مثل نظریة ریسمان) نیز نتیجه میشود. با توجه به مشاهدهناپذیری و آزمونناپذیری جهانهای متعدد موجود در این نظریهها، پرسش اصلی آن است که آیا چندجهانی معیار رایج علم را ارضا میکند؟ در این مقاله ضمن بحث در این باره، راههای متفاوتی را که منجر به علمی قلمداد کردن این ایده میشود، بررسی میکنیم.
سیدمحمدمهدی اعتمادالاسلامی بختیاری؛ میرسعید موسوی کریمی
دوره 5، شماره 10 ، پاییز و زمستان 1394، ، صفحه 1-20
چکیده
برخی فیلسوفان بر این باورند که اصل انتخاب طبیعی اعتمادپذیری فرایندهای باورسازی را تضمین میکند. طبق این دیدگاه، آن دسته از فرایندهای باورسازی که بیشتر باورهای صادق تولید میکنند تا باورهای کاذب، برای تولید مثل و بقای موجود زنده سودمندند و از این رو انتخاب طبیعی آنها را حفظ میکند. استفن استیچ در استدلالی که به «احتیاط بهتر ...
بیشتر
برخی فیلسوفان بر این باورند که اصل انتخاب طبیعی اعتمادپذیری فرایندهای باورسازی را تضمین میکند. طبق این دیدگاه، آن دسته از فرایندهای باورسازی که بیشتر باورهای صادق تولید میکنند تا باورهای کاذب، برای تولید مثل و بقای موجود زنده سودمندند و از این رو انتخاب طبیعی آنها را حفظ میکند. استفن استیچ در استدلالی که به «احتیاط بهتر از پشیمانی است» مشهور است این رویکرد را وامیزند. او نشان میدهد که انتخاب طبیعی دلیل کافی برای اعتمادپذیری فرایندهای باورسازی نیست. از سوی دیگر، کریستفر اِل. استیفنز با ارائة مدلی، وضعیتهایی را مشخص میکند که در آنها انتخاب طبیعی از باورهای صادق حمایت میکند. او معتقد است که این مدل استدلال استیچ را محدود میکند. در این نوشتار نشان میدهیم که مدل استیفنز نمیتواند استدلال «احتیاط بهتر از پشیمانی است» را محدود کند و اساساً تأثیری در مناقشة میان موافقان و مخالفان تبیینِ مبتنی بر نظریة تطور برای اعتمادپذیری فرایندهای باورسازی ندارد.
جواد اکبری تختمشلو؛ مهدی گلشنی
دوره 6، شماره 11 ، بهار و تابستان 1395، ، صفحه 1-36
چکیده
ونفراسن از زمان نگارش کتاب تصویر علمی واقعگرایی علمی را به باد انتقاد گرفته و تجربهگرایی برساختی خود را بهعنوان جانشینی مناسب برای آن ارائه کرده است. او با تمسک به این آموزۀ تجربهگرایی که «تجربه یگانه منبع ما برای شناخت جهان است» هر گونه آگاهی از سطح مشاهدهناپذیر جهان طبیعت را ناممکن اعلام میکند. ونفراسن اعتقاد ...
بیشتر
ونفراسن از زمان نگارش کتاب تصویر علمی واقعگرایی علمی را به باد انتقاد گرفته و تجربهگرایی برساختی خود را بهعنوان جانشینی مناسب برای آن ارائه کرده است. او با تمسک به این آموزۀ تجربهگرایی که «تجربه یگانه منبع ما برای شناخت جهان است» هر گونه آگاهی از سطح مشاهدهناپذیر جهان طبیعت را ناممکن اعلام میکند. ونفراسن اعتقاد واقعگراها به صدق (تقریبی) نظریههای علمی را فاقد هر گونه مبنای معرفتی میداند و در این مورد فقط باور به کفایت تجربی این نظریهها را مجاز و معتبر میشمارد. در این مقاله عناصر محوری تجربهگرایی برساختی و نوع تقابل آن با واقعگرایی علمی به بحث، بررسی، و ارزیابی گذاشته میشود. نتیجۀ بررسیهای این مقاله حکایت از آن دارد که نکات و استنادات ونفراسن در رد واقعگرایی و دفاع از مواضع خویش فراهمکنندۀ توجیههای لازم و کافی برای جانشین کردن تجربهگرایی برساختی به جای واقعگرایی علمی نیستند
مصطفی تقوی
دوره 6، شماره 12 ، پاییز و زمستان 1395، ، صفحه 1-14
چکیده
این مقاله از سه بخش تشکیل شده است. در بخش نخست، نظریه آنارشیستی فایرابند درباره معرفت به اجمال معرفی میشود. در این بخش توضیح داده میشود که چرا او مخالف پوزیتیویزم منطقی و فلسفة علمِ پوپر، لاکاتوش و حتی کوهن است و معتقد است که علم از سایر سنتهای شناختی برتر نیست. فایرابند تأکید میکند تنها اصل ابدی که میتوانیم از فعالیت واقعی ...
بیشتر
این مقاله از سه بخش تشکیل شده است. در بخش نخست، نظریه آنارشیستی فایرابند درباره معرفت به اجمال معرفی میشود. در این بخش توضیح داده میشود که چرا او مخالف پوزیتیویزم منطقی و فلسفة علمِ پوپر، لاکاتوش و حتی کوهن است و معتقد است که علم از سایر سنتهای شناختی برتر نیست. فایرابند تأکید میکند تنها اصل ابدی که میتوانیم از فعالیت واقعی علم استخراج کنیم این است: "هر چیزی امکانپذیر است". در بخش نخست، تمهیداتی فراهم میشود تا معنای این جمله کلیدی در بخش سوم مقاله روشن شود. بخش نخست مقاله را باید نُمایی از اندیشه آنارشیستی فایرابند بدانیم. در بخش دوم که ایده اصلی مقاله در آن طرح شده است، توضیح داده میشود که نظریه آنارشیستی فایرابند از نوع نگاه او به «هستی»، «انسان» و «نظریه» برمیخیزد. سه مقولهای که ارتباطی تنگاتنگ با هم دارند: انسان نظریه را میسازد تا به واسطه آن هستی را بفهمد. قسمت دوم مقاله که پس پردة نظریة آنارشیستی فایرابند را شرح میدهد، نشانگر این است که سرچشمههای فلسفه او چندان هم آنارشیستی نیست. در قسمت پایانی مقاله، به برخی از مهمترین پیامدهای اندیشه فایرابند میپردازیم: از جمله «اصل کثرت و پایداری»، «جامعه آزاد» و «تفاوت متفکر احترامبرانگیز و دون».
سعیده باقری؛ شهین ایروانی؛ خسرو باقری ایران دوست؛ محمدرضا شرفی جم
دوره 7، شماره 13 ، بهار و تابستان 1396، ، صفحه 1-22
چکیده
پژوهش حاضر از سه بخش تشکیل شده است: مرور رویکردهای مطرح در فلسفه علم، طرح رویکرد هرمنوتیکی ماری هسه و در نهایت استنتاج دیدگاه هسه در رابطه با فهم مفاهیم علمی. بخش اول فضای پسااثباتگرایانۀ حاکم بر فلسفۀ علم در نیمۀ دوم قرن بیستم را ترسیم میکند تا در بخش بعدی، جایگاه رویکرد هسه در این میان وضوح بیشتری داشته باشد. در بخش دوم مدلهایی ...
بیشتر
پژوهش حاضر از سه بخش تشکیل شده است: مرور رویکردهای مطرح در فلسفه علم، طرح رویکرد هرمنوتیکی ماری هسه و در نهایت استنتاج دیدگاه هسه در رابطه با فهم مفاهیم علمی. بخش اول فضای پسااثباتگرایانۀ حاکم بر فلسفۀ علم در نیمۀ دوم قرن بیستم را ترسیم میکند تا در بخش بعدی، جایگاه رویکرد هسه در این میان وضوح بیشتری داشته باشد. در بخش دوم مدلهایی که هسه برای تبیین سازوکار پیشرفت علم و نظریههای علمی مطرح کرده است، تشریح شدهاند. دستآوردهای دیدگاه هسه برای فلسفۀ علم شامل تأکید بر کارکرد تبیینی استعاره در نظریههای علمی، پیشنهاد واقعگرایی حداقلی به عنوان لازمۀ فعالیت علمی و نیز تبیین عینیت دوگانه برای علم میشود.در مباحث مختلفی که از سوی هسه مطرح شده است، مفاهیم علمی جایگاه مشخصی دارند و میتوان اینگونه بیان کرد که در رویکرد هسه: مفاهیم علمی تاریخمند هستند، نظری هستند ومیتوان آنها را به مثابۀ استعارههایی در زبان استعاری علم به کار گرفت. در نهایت با توجه به ویژگیهای مفاهیم علمی، فهم افراد از این مفاهیم متفاوت خواهد بود و علاوه بر آن، با توجه به پویایی زبان علم، فهم مفاهیم علمی پویا است.
حسن امیری آرا؛ امیر احسان کرباسی زاده
دوره 7، شماره 14 ، پاییز و زمستان 1396، ، صفحه 1-25
چکیده
پس از انتشار مقالة پرنفوذ هیلاری پاتنم در سال 1967 با عنوان «زمان و هندسة فیزیکی»، بحث از نظریة نسبیت خاص در مناقشة میان دیدگاه ایستانگرانه و دیدگاه پویانگرانه به شکلی جدی در فلسفة زمان معاصر مطرح شد. پاتنم در این مقاله با استفاده از این نظریه استدلالی به سود دیدگاه ایستانگرانه طرح میکند. او در استدلال خویش مبتنی بر نظریة نسبیت ...
بیشتر
پس از انتشار مقالة پرنفوذ هیلاری پاتنم در سال 1967 با عنوان «زمان و هندسة فیزیکی»، بحث از نظریة نسبیت خاص در مناقشة میان دیدگاه ایستانگرانه و دیدگاه پویانگرانه به شکلی جدی در فلسفة زمان معاصر مطرح شد. پاتنم در این مقاله با استفاده از این نظریه استدلالی به سود دیدگاه ایستانگرانه طرح میکند. او در استدلال خویش مبتنی بر نظریة نسبیت خاص رابطة همزمانی را رابطهای نامتعدی در نظر میگیرد. از این رو، برخی فلاسفه (برای نمونه بورن Bourn 2006 و کریک Craig 2008) تلاش کردهاند که از طریق دفاع از فرض وجود چهارچوبی به عنوان چهارچوب ارجح، و بنابراین وجود رابطة همزمانی همارزی، از دیدگاه پویانگرانه دفاع کنند. در این مقاله تلاش میشود پس از بررسی استدلال پاتنم و نیز استدلالات به سود فرض وجود چنین چهارچوبی، از طریق تمایز میان دیدگاه ایستانگرانة ضعیف و دیدگاه ایستانگرانة قوی، استدلال شود که فرض وجود چنین چهارچوبی هیچ سودی برای دیدگاه پویانگرانه ندارد.
بنفشه افتخاری
دوره 8، شماره 15 ، بهار و تابستان 1397، ، صفحه 1-26
چکیده
اتمگرایی کلام که هم معتزلهوهماشاعره از آن دفاع کرده اند، شامل اتمگرایی هندسی نیز میگردد. اتمگرایی هندسی، اتمگرایی است که خطوط و اشکال هندسی را متشکل از تقسیم ناپذیرها میداند. به بیانی دیگر، در این نگاه، خط از گرد همآمدن نقاط بوجود میآید. این دیدگاه با تعاریف اولیه کتاب اصول اقلیدس و در نهایت با هندسه کلاسیک ناسازگار ...
بیشتر
اتمگرایی کلام که هم معتزلهوهماشاعره از آن دفاع کرده اند، شامل اتمگرایی هندسی نیز میگردد. اتمگرایی هندسی، اتمگرایی است که خطوط و اشکال هندسی را متشکل از تقسیم ناپذیرها میداند. به بیانی دیگر، در این نگاه، خط از گرد همآمدن نقاط بوجود میآید. این دیدگاه با تعاریف اولیه کتاب اصول اقلیدس و در نهایت با هندسه کلاسیک ناسازگار می باشد. فخررازی که در دهههای آخر عمر خود از اتمگرایی دفاع کرده است، از این ناسازگاری آگاه بوده است. او در خلال بحث در برهانهای مرتبط با اتمگرایی، تلاشهایی برای رفع این ناسازگاری کرده است. علیرغم اینکه تلاش وی در بنیان نهادن هندسه ای سازگار بااتمگرایی به ثمر نمینشیند، ولی استدلالات او حاوی نکات ظریف و مهمی است که به لحاظ تاریخ و فلسفه ریاضیات حائز اهمیت است. در این مقاله، چند برهان فخررازی از کتاب المطالب العالیةبررسی و تحلیل شده و به زبان ریاضیات نوین تبیین میگردد. . پسزمینه نظری این براهین تحلیل میشود تا به چارچوبی دستیافته که اهمیتشان از نظر تاریخ ریاضیات روشن گردد.دراین بین نشانداده میشود که چگونه رازی ساختار متفاوتی از هندسه کلاسیک روزگار خود را میآزماید. و همچنین پیشنهاد میگردد که ادله رازی در تاریخ نظریه بینهایت کوچکها در حد یک امکان در نظر گرفته شود
سید مهدی بیابانکی
دوره 8، شماره 16 ، پاییز و زمستان 1397، ، صفحه 1-17
چکیده
طبیعتگرایی علمی آموزهای مشتمل بر دو جزء هستیشناختی و روششناختی است. بر اساس جزء روششناختی، روش علمی تنها منبع برای کسب شناخت معتبر (راجع به طبیعت) است و بر اساس جزء هستیشناختی، همه آنچه وجود دارد (علی الاصول) میتواند بوسیله علم مورد پژوهش قرار گیرد. برخی از فلاسفه طبیعتگرا معتقدند که جزء هستیشناختی، یعنی طبیعتگرایی ...
بیشتر
طبیعتگرایی علمی آموزهای مشتمل بر دو جزء هستیشناختی و روششناختی است. بر اساس جزء روششناختی، روش علمی تنها منبع برای کسب شناخت معتبر (راجع به طبیعت) است و بر اساس جزء هستیشناختی، همه آنچه وجود دارد (علی الاصول) میتواند بوسیله علم مورد پژوهش قرار گیرد. برخی از فلاسفه طبیعتگرا معتقدند که جزء هستیشناختی، یعنی طبیعتگرایی هستیشناختی (یا متافیزیکی)، یک اصل فلسفیِ ضروری یا ساختاری برای علم است، به این معنا که اگر از متافیزیکِ علم زدود شود، آنچه حاصل میگردد دیگر علم نخواهد بود. در مقابل، بسیاری از منتقدین طبیعتگرایی معتقدند که طبییعتگرایی هستیشناختی، آموزهای خارج از متافیزیک علم است و تنها طبیعتگرایی روششناختی است که (نه یک اصل متافیزیکی بلکه) یک اصل نظم دهنده یا روششناختی برای علم به شمار میرود. در این تلقی، طبیعتگرایی تنها به عنوان یک پیشفرض پراگماتیک برای عمل علمی دانشمندان به کار میرود. در این مقاله نشان خواهیم داد هیچ یک از دو رویکرد فوق در خصوص نسبت طبیعتگرایی و علم صحیح نیست؛ و ما مجاز نیستیم بر اساس یک پیشفرض متافزیکی یا پراگماتیک، راه ورود هویات و علل فراطبیعی را به قلمرو علم سد نماییم، و متافزیکی از عالم طبیعت را برای علم پیشفرض بگیریم که از آغاز خالی از چنین هویات و عللی است
بنفشه افتخاری
چکیده
فخر رازی از متفکرانی است که نقش برجسته ای در گفتمان بین دو نحله فکری زمان خود، یعنی مشائیگری و کلام اشعری دارد؛ وی با روشی فلسفی، نظریات کلامی را می پروراند. نظریه حرکت فخر رازی در چارچوب اتمگرایی کلام جای دارد.در این مقاله قصد داریم نشان دهیم که نظریه حرکت اتمگرایانه کلام چگونه با مبانی فیزیک ارسطویی در تراکنش استو چگونه فخر ...
بیشتر
فخر رازی از متفکرانی است که نقش برجسته ای در گفتمان بین دو نحله فکری زمان خود، یعنی مشائیگری و کلام اشعری دارد؛ وی با روشی فلسفی، نظریات کلامی را می پروراند. نظریه حرکت فخر رازی در چارچوب اتمگرایی کلام جای دارد.در این مقاله قصد داریم نشان دهیم که نظریه حرکت اتمگرایانه کلام چگونه با مبانی فیزیک ارسطویی در تراکنش استو چگونه فخر رازی با تکیه بر اصل تطابق پیوستگی ارسطویی با رد مقدماتی در زمان و طول به ناپیوستگی حرکت حکم می دهد.
سعیده بابایی
چکیده
بشر برای گره گشایی از بسیاری از مشکلات خود به ساختن تکنولوژی روی آورده است. تکنولوژی اگرچه در حل بسیاری از این مشکلات مؤثر بوده، اما خود باعث به وجود آمدن بحرانهایی نیز شده است. از این رو، برخی از فلاسفه به تأمل درباره تکنولوژی پرداختهاند و علت بحرانآفرینی تکنولوژی و راههای برونرفت از این بحرانها را مورد مداقه قرار دادهاند. ...
بیشتر
بشر برای گره گشایی از بسیاری از مشکلات خود به ساختن تکنولوژی روی آورده است. تکنولوژی اگرچه در حل بسیاری از این مشکلات مؤثر بوده، اما خود باعث به وجود آمدن بحرانهایی نیز شده است. از این رو، برخی از فلاسفه به تأمل درباره تکنولوژی پرداختهاند و علت بحرانآفرینی تکنولوژی و راههای برونرفت از این بحرانها را مورد مداقه قرار دادهاند. یکی از این فلاسفه، آلبرت بورگمان، فیلسوف آمریکایی است. بورگمان ایده اشیاء و افعال کانونی خود را برای بحرانزدایی از تکنولوژی پیشنهاد میکند. در این مقاله به بررسی این ایده و انتقادات واردشده بر آن میپردازیم. سپس، پاسخ بورگمان به این انتقادات را ارزیابی میکنیم و در پایان، با دسته بندی نقدها و پاسخهای آنها، شکافهای موجود در نظریه بورگمان را شناسایی میکنیم.
محمدحسین اسفندیاری
چکیده
هنوز نظریۀ کارنپ پیرامونِ وجودشناسی جان نگرفته بود که کواین به آن تاخت؛ و این، تاختوتازی را میان دو فیلسوف برایِ بیش از نیم قرن موجب شده. همچونان پرسش این است: حق با کدام یک بود/است؟ در مقالۀ پیشِ رو، با مرورِ نظریۀ کارنپ، نقدهایِ جستهوگریختۀ کواین را در سه عنوان به مواضعِ او روایت کردهام. نشان دادهام که چگونه نظریۀ کارنپ ...
بیشتر
هنوز نظریۀ کارنپ پیرامونِ وجودشناسی جان نگرفته بود که کواین به آن تاخت؛ و این، تاختوتازی را میان دو فیلسوف برایِ بیش از نیم قرن موجب شده. همچونان پرسش این است: حق با کدام یک بود/است؟ در مقالۀ پیشِ رو، با مرورِ نظریۀ کارنپ، نقدهایِ جستهوگریختۀ کواین را در سه عنوان به مواضعِ او روایت کردهام. نشان دادهام که چگونه نظریۀ کارنپ را میتوان از این سه نقد مبرا داشت. پس، با لحاظ کردنِ اینکه کواین موضعِ اختلاف را اشتباه تشخیص داده، و نه اختلافِ موضع را، به داوری میانِ دو فیلسوف نشسته، توضیح دادهام اگرچه کارنپ و کواین، هر دو، به نسبیتِ وجود قائلاند، آن-یک به’نسبیتِ عام‘ باور دارد و اینیک، به ’نسبیتِ خاص‘. از منظری دیگر، اگرچه دو فیلسوف در وجودشناسی شکگرا هستند، آنیک ’شکگرایِ مرتبۀ دوم‘ است و اینیک، ’شکگرایِ مرتبۀ نخست‘. به عبارتِ دیگر، نشان دادهام که چگونه در رویکردِ وجودشناختیِ دو فیلسوف "عاملِ توافق، عاملِ تخالف است". در میانِ این پیچیدگیها، نتیجه گرفتهام که هر داوری یکسویه، بر موافقت یا مخالفتِ صرف، نادرست خواهد بود.
بنفشه افتخاری
چکیده
تاریخچه اتمگرایی، به یونان باستان میگردد. اتمگرایی یونان، نظریه ماتریالیستی (مادیگرا)، علی و مکانیکی بود. اتمگرایی، چه اتمگرایی یونان و چه اتمگرایی جدید (بعد از قرن هفدهم) از جهاتی یک نظریه مادیگرا به شمار میرود. در قرون وسطی در جهان اسلام نیز نوعی نظریه اتمگرایی برای تبیین طبیعت توسط متکلمین معتزلی و اشعری ارائه شد. ...
بیشتر
تاریخچه اتمگرایی، به یونان باستان میگردد. اتمگرایی یونان، نظریه ماتریالیستی (مادیگرا)، علی و مکانیکی بود. اتمگرایی، چه اتمگرایی یونان و چه اتمگرایی جدید (بعد از قرن هفدهم) از جهاتی یک نظریه مادیگرا به شمار میرود. در قرون وسطی در جهان اسلام نیز نوعی نظریه اتمگرایی برای تبیین طبیعت توسط متکلمین معتزلی و اشعری ارائه شد. بر خلاف اتمگرایان یونان، متکلمان مسلمان، متأله بودند و نام متکلم را از جهت پایبندیشان به تعالیم اسلام و قرآن یدک میکشند. با این وجود نظریهای که در جهان طبیعت ارائه دادند که از جهاتی با سایر نظریات اتمگرایانه مشابهت دارد. این نکته جالب توجه است که اتمگرایی کلام توسط نظریه پردازانی ارائه شدهاند که در بحث قدرت مطلقه خداوند، به شدت رادیکال هستند. در این جستار، اینجانب قصد دارم که پس از معرفی نظریه اتمگرایی کلام، به ساختار متافیزیکی اتمگرایی کلام بپردازم؛ اینکه چه اصول اعتقادی مبنای نظری متافیزیک کلام است. در ادامه، تحلیل خواهم نمود که چگونه نظریه پردازان متأله برای حفظ اصول متافیزیکی خود، نظریه ای را در فیزیک ارائه دادهاند که به مادیگرایی و طرد متافیزیک در فیزیک می انجامد، ولیکن یک نظریه الحادی نیست.
مجید داودی؛ مهدی نسرین
دوره 3، شماره 6 ، پاییز و زمستان 1392، ، صفحه 13-36
چکیده
در آغاز قرن بیستم، فلسفة تجربهگرایانه، در مقام یک مکتب فلسفی تثبیتشده، با انتقاداتی مواجه شد، چنانکه ارائة صورتبندی دقیق و عاری از مشکلات معمول برای ترمیم این مکتب ضروری مینمود. یکی از گامهای بلند در راه ارائة شالودهای متقن برای فلسفة تجربهگرایانه، پیشنهاد رویکرد مبتنیبر ساختار نحوی، در کتاب ساختار نحوی زبان (1934) کارناپ ...
بیشتر
در آغاز قرن بیستم، فلسفة تجربهگرایانه، در مقام یک مکتب فلسفی تثبیتشده، با انتقاداتی مواجه شد، چنانکه ارائة صورتبندی دقیق و عاری از مشکلات معمول برای ترمیم این مکتب ضروری مینمود. یکی از گامهای بلند در راه ارائة شالودهای متقن برای فلسفة تجربهگرایانه، پیشنهاد رویکرد مبتنیبر ساختار نحوی، در کتاب ساختار نحوی زبان (1934) کارناپ بود. اما این رویکرد از عهدة پاسخگویی به ایرادات وارده برنیامد، چنانکه کارناپ از آغاز دهة چهل به ارائة رویکردی نو، با عنوان رویکرد معناشناسانه همت گمارد. هرچند هر دو رویکرد ارائهشده توسط کارناپ، یعنی رویکردهای ساختار نحوی و معناشناسانه، از نقاط اوج فلسفة معاصر به حساب میآیند، کارناپ نهایتاً نمیتواند نسخة غیر قابل انتقاد و منسجمی از تجربهگرایی ارائه کند. با این حال در پایان مقاله نشان خواهیم داد که نواقص باقیمانده (پس از اعمال رویکرد معناشناسانه) باعث نابودی فلسفة تجربهگرایی نمیشوند
رسول جعفریان؛ ایرج نیک سرشت؛ عبدالله فرهی
دوره 6، شماره 12 ، پاییز و زمستان 1395، ، صفحه 15-36
چکیده
کِندی نخستین محصول مهمّ دوران گذار از کلام به فلسفه بود که با اتّکا به آثار مکتب ارسطویی تلاش کرد جهانشناسی قابل دفاعی در برابر اندیشههای وارداتی به عالَم اسلام عرضه کند. او فلسفهی اولی را اشرف علوم بهشمار میآورد و علوم مبتنی بر برهان را مفید یقین میدانست.کِندیبا بهرهگیری از مفهوم «ابداع» در تبیین آغاز آفرینش، ...
بیشتر
کِندی نخستین محصول مهمّ دوران گذار از کلام به فلسفه بود که با اتّکا به آثار مکتب ارسطویی تلاش کرد جهانشناسی قابل دفاعی در برابر اندیشههای وارداتی به عالَم اسلام عرضه کند. او فلسفهی اولی را اشرف علوم بهشمار میآورد و علوم مبتنی بر برهان را مفید یقین میدانست.کِندیبا بهرهگیری از مفهوم «ابداع» در تبیین آغاز آفرینش، به نظریّهی خلق از عدم، تناهی حرکت، متناهی بودن زمان و مکان و در نتیجه، حدوث عالَم و ماسوی الله اعتقاد داشت. به باور وی، دو نوع حرکت انتقالی وجود داشت: دَوَرانی و مستقیم؛ او حرکت افلاک را از نوع اوّل و حرکت عناصر اربعه را از نوع دوّم میدانست. نظریّهی عناصر چهارگانه در منظومهی فکری کِندی، بهویژه در میان علوم طبیعی، از جایگاه خاصی برخوردار بود.این نظریّه نهتنها در علوم طبیعیاز محوریّت خاصّی برخوردار بود، بلکه کِندی حتّی سعی کرد آن را به علوم تعلیمی هم تسرّی دهد و میان این عناصر و موسیقی هم ارتباط برقرار کند. او همین محوریّت عناصر و ویژگیهای آنها را در نورشناسی هم حفظ کرد و وجود عنصر غیرشفّاف و کدر خاک را موجب وجود رنگهای مختلف در عالَم طبیعت دانست. او تمایل عناصر از خاک و آب گرفته تا جرم اقصی را به کره (کاملترین شکل) میدانست و جهان را کرویشکل تصوّر میکرد که کرهی زمین در وسط آن جای داشت، فلک ثوابت در این کیهانشناسی آخرین افلاک بود و ورای آن هیچ چیز وجود نداشت.
قاسم پور حسن؛ مجتبی اعتمادینیا
دوره 4، شماره 8 ، پاییز و زمستان 1393، ، صفحه 19-36
چکیده
مقالة 1951 کواین با عنوان «دو حکم جزمی تجربهگرایی» با نقدی دور از انتظار به دوگانة مشهور تحلیلی ـ ترکیبی، ضمن موضعگیری علیه استفاده از مفهوم تحلیلت در توضیح و تبیین ضرورت و پیشینیبودن، هرگونه تلاش در جهت ارائة تمایزی غیر دوری میان گزارههای تحلیلی و ترکیبی را ناکام دانست. به اعتقاد کواین مفاهیمی نظیر تناقض، ترادف، و معنا ...
بیشتر
مقالة 1951 کواین با عنوان «دو حکم جزمی تجربهگرایی» با نقدی دور از انتظار به دوگانة مشهور تحلیلی ـ ترکیبی، ضمن موضعگیری علیه استفاده از مفهوم تحلیلت در توضیح و تبیین ضرورت و پیشینیبودن، هرگونه تلاش در جهت ارائة تمایزی غیر دوری میان گزارههای تحلیلی و ترکیبی را ناکام دانست. به اعتقاد کواین مفاهیمی نظیر تناقض، ترادف، و معنا که در تعریف قضایای تحلیلی از آنها بهره برده میشود، در عین حال که وضوح لازم را ندارند، ارتباطی دوری با یکدیگر دارند.
کواین همچنین بر آن است که نگرشی کلنگرانه به محتوای هر گزارة مفرد موجب خواهد شد تا همة گزارهها به نحوی با حاشیههای تجربی شبکة باورهای ما تماس حاصل کنند و این به معنای امکان بازنگری در همة گزارهها و از میان رفتن تمایز مألوف میان قضایای تحلیلی و ترکیبی خواهد بود. این نوشتار ضمن بررسی تفصیلی نظرگاه کواین در نفی تمایز، درنهایت، عمدهترین چالشهای پیش روی این نظریه را به بحث و بررسی خواهد گذاشت.
حامد بیکران بهشت؛ امیر احسان کرباسی زاده
دوره 8، شماره 16 ، پاییز و زمستان 1397، ، صفحه 19-41
چکیده
مسألهی شاهد قدیمی یکی از چالشهای اصلی پیش روی بیزگرایان است. میتوان راهحلهای پیشنهاد شده برای این مسأله را به دو دستهی راهحلهای کلاسیک (با پذیرش مشکل و تلاش برای ارائهی راهحل مناسب) و راهحلهای غیرکلاسیک (با انکار مشکل و تلاش برای منحل کردن آن)تقسیم کرد. راهحلهای کلاسیک توسط افرادی چون گاربر، جفری، نینیلوتو و ...
بیشتر
مسألهی شاهد قدیمی یکی از چالشهای اصلی پیش روی بیزگرایان است. میتوان راهحلهای پیشنهاد شده برای این مسأله را به دو دستهی راهحلهای کلاسیک (با پذیرش مشکل و تلاش برای ارائهی راهحل مناسب) و راهحلهای غیرکلاسیک (با انکار مشکل و تلاش برای منحل کردن آن)تقسیم کرد. راهحلهای کلاسیک توسط افرادی چون گاربر، جفری، نینیلوتو و ایلز پیشنهاد شدهاند. این راهحلها با انتقادات مهمی از سوی افرادی چون ایلز و ایرمن روبهرو شدهاند. یکی از راهحلهای غیرکلاسیک، رها کردن تعبیر ذهنی احتمال و برگزیدن تعبیر عینی احتمال است که توسط روزنکرانتز پیشنهاد شده است. در این مقاله، راهحلهای کلاسیک مسألهی شاهد قدیمی و نقدهای وارد شده بر آنها مورد بررسی قرار گرفته، و تلاش شده است تا نشان داده شود که این راهحلها کفایت لازم برای حل این مسأله را ندارند. در انتها نیز از پیشنهاد روزنکرانتز به عنوان تنها پیشنهادی که ریشهی مسألهی شاهد قدیمی را به درستی تشخیص داده است، دفاع کردهایم.
مجید بیدارمغز؛ مرتضی صداقت آهنگری حسینزاده
دوره 4، شماره 7 ، بهار و تابستان 1393، ، صفحه 21-51
چکیده
دیدگاهی که میگوید مشاهدات فاعل شناسا، وابسته به شبکة بینشی معرفتی وی، انعطافپذیر بوده و از آموزشها، تربیتها و انتظارات او متأثر است دیرزمانی است که جایگاه ویژهای را در مباحث فلسفة علم به خود اختصاص داده است. در برابر این دیدگاه، اعتقاد به وجود لایهای نفوذناپذیر از مشاهدات مطرح است که از صلبیت و خلوص برخوردار بوده، ساختار ...
بیشتر
دیدگاهی که میگوید مشاهدات فاعل شناسا، وابسته به شبکة بینشی معرفتی وی، انعطافپذیر بوده و از آموزشها، تربیتها و انتظارات او متأثر است دیرزمانی است که جایگاه ویژهای را در مباحث فلسفة علم به خود اختصاص داده است. در برابر این دیدگاه، اعتقاد به وجود لایهای نفوذناپذیر از مشاهدات مطرح است که از صلبیت و خلوص برخوردار بوده، ساختار تربیتی و معرفتی مشاهدهگر تأثیری در آن ندارد. در این مقاله تلاش خواهیم کرد تا بر اساس نظریات دو تن از فلاسفة علم معاصر، چرچلند و فودور، که بهترتیب از شاخصترین مدافعان دیدگاههای مذکورند، نظریهباری مشاهدات را مورد ارزیابی قرار دهیم و درنهایت، دیدگاهی آشتیجویانه مبتنی بر ادراک تشکیکی ـ لایهای ارائه کنیم؛ دیدگاهی که ضمن قبول صلبیت در مرتبة حس، به ادراکی فربهپذیر و انعطافی پس از حس و پیوستة با آن قائل است و نیازی نمیبیند که اختلاف در گزارشات و قضاوتهای مشاهدتی را با انعطافپذیری حواس فاعل شناسا توجیه کند.